بر بال اندیشه

بر بال اندیشه

وبلاگ-کد لوگو و بنر
» بـا قـرار دادن کـد لـوگـوی حمـایتی مـا در سایـت یـا وبـلاگ خود، ضمن یـاری در جهت گســترش عقــاید، زمیــنه آشنـایـی دیــگر کاربـران را بـا ایـن سایت فراهـم آوریـد.
دانلود آسان
دوستان
حدیـث هفته
  • امام صادق عليه السلام: آن كه پيـشرفت را در خود نبيند، به نقصانْ نزديك تر است و هر كه به نقصانْ نزديك تر باشد، مرگ از زندگى برايش بهتر است. الأمالي للصدوق: ص ۷۶۶ ح ۱۰۳۰
ویژه امام عصر
پیوند های تصویری

کوثر نور

دیگر امکانات
نظر سنجی دینی

http://s5.picofile.com/file/8152531468/4_17.jpg

حضرت زین العابدین علیه السلام شتری داشت که بر اساس بعضی از روایات بیست و دو بار با او به حج رفته بود، اما در تمامی این مدت حتی یک ضربه تازیانه هم به او نزده بود. امام در شب شهادت خود سفارش کرد به این شتر رسیدگی شود.
وقتی امام به شهادت رسید، شتر یکسره به سوی قبر مطهر امام رفت، در حالی که هرگز قبر امام را ندیده بود. خود را به روی قبر انداخت و گردن خود را بر آن می زد و اشک از چشم هایش جاری شده بود.
خبر به حضرت امام باقر علیه السلام رسید. امام کنار قبر پدر رفت و به شتر گفت:« آرام باش. بلند شو خدا تو را مبارک گرداند.» شتر بلند شد و برگشت ولی پس از اندکی باز به قبر برگشت و کارهای قبل را تکرار کرد. امام باقر باز آمد و او را آرام کرد ولی بار سوم فرمود: «او را رها کنید! او می‌داند که از دنیا خواهد رفت.» سه روز نگذشت که شتر از دنیا رفت.

منابع:

بحارالانوار، ‌ج 46، ص 147 و 148، حدیث 2 و 3 و 4 به نقل از بصائر الدرجات و اختصاص و کافی ج 1، ص 467، حدیث 2 و 3 و 4

حیـدر کـرار

http://s5.picofile.com/file/8151705134/url.jpg

اول چیزى که محبت را از خانه بیرون مى برد و شیشه محبت را مى شکند تند خوئى است. اختلاف، تندى، پرخاشگرى شیشه محبت را زود مى شکند.
فحش و کتک: اگر یکى از والدین به فرزند خود فحش دهد ولو تقصیرى داشته باشد خدا از او قهر مى کند، حضرت زهرا علیهاالسلام و پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله و سلم و ائمه طاهرین از او قهر مى کنند و از طرفى این فحش به صورت بدى مجسم مى شود و رفیق او در عالم برزخ است و در قیامت رسوا است ، رفیق انسان است در قبر و مونس انسان است در برزخ و محشر.

حیـدر کـرار

http://s5.picofile.com/file/8151440418/gnvrevso.jpg

براى آن که حیات مادّى انسان حفظ شود و ادامه یابد، خداوند متعال غرایزى را در نهاد آدمى قرار داد. امّا چنانکه حیات انسان منحصر به عالم مادّى نمى ‏شود، میل‏ هاى او نیز در غرایز و کشش ‏هاى مادّى خلاصه نمى‏ گردد و کشش‏ هاى دیگرى در او وجود دارد که بر اساس توجّه به خود و تأمین احتیاجات و منافع فردى نیست، بلکه در افقى برتر قرار دارد؛ از قبیل دوستى و محبّت نسبت به هم نوعان، ایثار و فداکارى در راه دیگران و مهر و عطوفت و مانند آن. از این نوع گرایش‏ها که توجّه انسان را به طور آگاهانه از محور «خود» خارج و به سمت غیر معطوف مى ‏گرداند، به «عاطفه انسانى» تعبیر مى ‏شود. این استعداد که موهبتى الهى است، از جمله امتیازات عالم انسانى، و در اصل، پرتوى از بُعد الهى و ملکوتى انسان است.

هر چه انسان از نظر روحى و معنوى برتر باشد، این کشش‏ هاى انسانى در او فعّال‏ تر خواهد بود. «شهید مطهّرى» (ره) در این باره مى‏ فرماید: وقتى که روح بزرگ شد، جسم و تن چاره ‏اى ندارد جز آنکه به دنبال روح بیاید، به زحمت بیفتد و ناراحت شود. امّا روح کوچک، به‏ دنبال لقمه براى بدن مى‏ رود، اگرچه از راه دریوزگى و تملّق و چاپلوسى باشد ... اساساً روح که بزرگ شد، تن به زحمت مى ‏افتد؛ و روح که کوچک شد، تن آسایش پیدا مى‏ کند. «متنبّى» شاعر معروف عرب شعر خوبى دارد، مى‏ گوید:

          وَ اذا کانَتِ النُّفُوسُ کِباراً             تَعِبَتْ فى‏ مُرادِهَا الْاجْسامُ

روح وقتى بزرگ بود، انسان خود گرسنگى تحمّل مى‏ کند و غذایش را به نیازمند مى‏ بخشد؛ چنانکه اهل بیت علیهم السلام چنین کردند. و قرآن کریم در وصف آنان فرمود: «و یُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى‏ حُبِّهِ مِسْکیناً وَ یَتیماً وَ اسیراً ...»

و براى نجات بشریت از تباهى ‏ها و ستم جبّاران جانش را فدا مى ‏کند و آرزو مى‏ کند در راه هدف‏ هاى الهى و هدف‏ هاى بزرگ خودش کشته شود.

حیـدر کـرار

http://s5.picofile.com/file/8151390292/p2i9al38.jpg

حیـدر کـرار

http://s5.picofile.com/file/8150205976/4n41sb6l.jpg

شهادت غریبانه سید الساجدین علی بن الحسین علیهما السلام تسلیت باد!

امام سجاد علیه السلام از پله منبر بالا رفت و خطبه ای را با نوای گرم توحیدی بیان کرد: «انا بن مکة و منی، انا بن زمزم و الصفا; انا بن محمد المصطفی; انا بن علی المرتضی; انا بن فاطمة الزهراء ...; (۱) من فرزند مکه و منایم; من فرزند زمزم و صفایم; من فرزند محمد مصطفایم; من فرزند علی مرتضایم; من فرزند فاطمه زهرایم...»

امام زین العابدین همچنان به معرفی خویش ادامه داد، تا آن جا که صدای مردم به گریه بلند شد و ارکان کاخ یزید به لرزه درآمد و یزید از تحت تاثیر قرار گرفتن مردم سخت بیمناک شد، از این رو برای قطع کردن سخنان امام علیه السلام به مؤذن دستور اذان داد. مؤذن دربار برخاست و با صدایی که همه می شنیدند، اذان گفت.

وقتی به اشهد ان محمدا رسول الله صلی الله علیه و آله رسید، امام که هنوز بر بالای منبر قرار داشت، خطاب به یزید فرمود: «ای یزید! این محمدصلی الله علیه و آله که هم اکنون نامش را مؤذن بر زبان آورد و به پیامبری او گواهی داد، جد توست یا جد من است؟ اگر بگویی پیامبر صلی الله علیه و آله جد توست، دروغ گفته ای و کفر ورزیده ای و اگر باور داری که پیامبر صلی الله علیه و آله جد من است، پس چرا و به چه جرمی خاندان او را کشتی؟» (۲)

آری بزرگ مبلغ نهضت عاشورا رسالت خویش را به نحو شایسته ایفا نمود و چهره مجلس را با تبلیغ رسای خود دگرگون کرد و مجلس یزید با رسوایی خاندان بنی امیه و یزید بن معاویه پایان یافت.

۱ و 2) مقاتل الطالبین، ج 2، ص 121; احتجاج طبرسی، ج 2، ص 310 و مقتل خوارزمی، ج 2، ص 69.

حیـدر کـرار

http://s5.picofile.com/file/8150075592/4675218752382529068.png

*تقوا یکى از وظایف مهمّ رهبر اسلامى- که جاى پیامبر و امامان نشسته است- تزکیه امّت و هدایت آنها به سوى پاکى ‏هاست، طبیعى است که چنین کسى باید خود در اوج تقوا و طهارت روحى و اخلاقى و پایبندى به دین باشد تا بتواند دیگران را نیز بدان سوى فراخواند و رهبرى کند. سه‏ شرط مذکور، در سخن امام‏ حسین علیه السلام مورد تأکید قرار گرفته است؛ مَا الْامامُ الَّا الْحاکِمُ بِالْکِتابِ الْقائِمُ بِالْقِسْطِ الَّدائِنُ بِدینِ الْحَقِّ الْحابِسُ نَفْسَهُ عَلى‏ ذاتِ اللَّهِ "نهضت انتظار و انقلاب اسلامى ‏سطح (3)، ص 48"

*معاویه در شام، روزهاى آخر عمر خود را در حال مرض طى مى‏کرد، و قبل از آن در مراسم حج مسأله خلافت یزید را مطرح کرده بود. نیمه‏ شبى که امام‏ حسین (علیه السلام) با تنى چند از صحابه پیامبر (صلی الله علیه و آله) مشغول گفت و گو بود، فرستاده حاکم مدینه آنان را به محل اقامت فرماندار دعوت کرد. همگى غرق بهت و حیرت بودند که سبب فراخوانى چیست؟ امام حسین (علیه السلام) فرمود: أرى‏ انَّ طاغیَتَهُمْ هَلَکَ‏ «ظاهراً معاویه به هلاکت رسیده است و حاکم مدینه مأمور اخذ بیعت از ما گشته است.»

این تفسیر، بازیافته از بینش عمیق و درست سیاسی حضرت امام حسین (علیه السلام) و دقت در جمع‏ بندى اوضاع و احوال و گزارشهاست. اطلاعات در اسلام، ص189

حیـدر کـرار

http://s5.picofile.com/file/8146700042/g9y893lv.jpg

هر که در مرثیه حسین علیه السّلام شعری بگوید و بگرید و بگریاند، حق تعالی او را بیامرزد و بهشت را برای او واجب می‎گرداند.

همیشه زبان، مترجم عقل بوده ولی ترجمان عشق، چشم است. آنجا که اشکی از روی احساس و درد و سوز می‌ریزد، عشق حضور دارد ولی آنجا که زبان با گردش منظم خود جمله‌های منطقی می‌سازد عقل حاضر است.
بنابراین همانطور که استدلالات منطقی و کوبنده می‌تواند همبستگی گوینده را با اهداف رهبران مکتب آشکار سازد قطره اشک نیز می‌تواند اعلان جنگ عاطفی بر ضد دشمنان مکتب محسوب گردد.
از این رو گریه حضرت زینب علیهاالسلام بر اهل بیت علیهم السّلام گریه عاطفی و گریه پیام‌آور و یک نوع نهی از منکر و شعار شورانگیز و سوزاننده و رسواگر طاغوتیان و ستمگران بود.
بر همین اساس است که پیامبر اکرم و امامان علیهم السّلام کسی را که آمادگی گریه کردن ندارد به تباکی (خود را به شکل گریه درآوردن) دعوت کرده‌اند تا یاد حسین در همه قرون و اعصار در خاطره‌ها زنده بماند.

حیـدر کـرار


Up Page

امور اقتصادی | تدبیر اقتصاد
سرگرمی | پزشکی
آفاق | بیست تولز
کد پرش به بالای صفحه وب