بر بال اندیشه

از دوستـان گـرامی خواهشمندیـم بـا قرار دادن کـد لوگوی حمایتی مـا در سایـت یا وبـلاگ خود، (که در ستون سمت راست این وب واقع شده) ضمن یـاری ما در جهت گستـرش عقایـد،زمینـه آشنایی دیگر کاربـران فضـای مجـازی را بـا ایـن وب فراهـم آوریـد.
دانلود آسان
دوستان
جستجوگر سایت
Google

در اين سایت
در كل اينترنت
حدیـث روز
دیگر امکانات
اوقات شرعی

وَمَا مُحَمَّدٌ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِن مَّاتَ أَوْ قُتِلَ انقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِکُمْ وَمَن یَنقَلِبْ عَلَىَ عَقِبَیْهِ فَلَن یَضُرَّ اللّهَ شَیْئًا وَسَیَجْزِی اللّهُ الشَّاکِرِینَ.                      آل عمران،  ۱۴۴
محمد [ص‏لی الله علیه و آله] فقط فرستاده خداست‏؛ و پیش از او، فرستادگان دیگرى نیز بودند؛ آیا اگر او بمیرد و یا کشته شود، شما به عقب برمى‏گردید؟ [و اسلام را رها کرده به دوران جاهلیّت و کفر بازگشت خواهید نمود؟] و هر کس به عقب باز گردد، هرگز به خدا ضررى نمى‏زند؛ و خداوند بزودى شاکران [و استقامت‏کنندگان‏] را پاداش خواهد داد.

یکی از مظلومیتهای حضرت رسول این است که معمولا به کیفیت شهادت ایشان توجه نمیشود. و معمولا می گویند رحلت حضرت رسول!!! دوستان عزیز! تو این پست براتون در رابطه با کیفیت شهادت و قاتلین آن حضرت می نویسم:
کتابهای سیره و حدیث قتل رسول خدا بوسیله سم را تایید کرده اند و آن را با احادیث متواتر ذکر کرده اند از جمله:
ابن سعد میگوید در روایتی آمده است: پیامبر [ص‏لی الله علیه و آله] مسموم درگذشت و شصت و سه ساله بود. این قول ابن عبده است. (۱)
شیخ مفید می گوید: او در مدینه روز دوشنبه دو شب باقیمانده از ماه صفر در سال دهم هجری درگذشت درحالیکه شصت و سه سال داشت. (۲)

حضرت زینب بعد از تمام شدن خطبه به راه خود ادامه داد تا به دارالاماره رسید. در این هنگام بغض راه گلویش را بست. چرا که او همه جای این خانه را می‌شناخت. اینجا روزی خانه زینب بود، روزگاری که اسم پدرش علی با عظمتی بی‌مانند جهان را پر ساخته بود. اشک در دیدگانش حلقه زد. ولی خودداری کرده، مبادا که گریه خوارش کند. زینب دست راستش را به روی قلبش گذاشت. مبادا از هم بپاشد. در آن دم به اتاق بزرگی رسید و دید عبیدالله بن زیاد ملعون در جایی نشسته که پدرش در آنجا می‌نشست و از میهمانان پذیرایی می‌کرد. امروز دوباره زینب به درون این خانه پا می‌گذارد. در حالی که اسیر و داغ‌دار شده، هیچ وقت زینب مانند امروز احتیاج نداشت که به عظمت روحی و نیروی معنوی‌اش اعتماد کند و به اصالت خاندان و شرافت تبارش پناه برد تا آن طوری که شایسته دختر علی و «عقیله بنی‌هاشم» است، بایستد تا بتواند آن چه را که از او شایسته است، نشان دهد.

مدتی است که خود مسجدالحرام نیز در دست توسعه می باشد، در این گزارش، تصاویری از بازسازی و توسعه مسجدالحرام را می بینیم، امیدواریم که صاحبان امر، لحظه ای درنگ کنند و بیش از این حلقه محاصره را بر مسجدالحرام تنگ نکنند، توسعه و بهینه سازی مطلوب است، اما قبله گاه مسلمانان را به زیر سایه سنگین برجهای سربه فلک کشیده بردن برای ما دلگیرکننده است.

به گزارش خبرگزاری اهل‏بیت علیهم السلام ـ کعبه به عنوان قبله مسلمانان جهان، ارج و قربی ویژه دارد، قبله گاهی که توجه همه مسلمانان را به عنوان «محور وحدت مکانی» به خود جلب نموده، دل بسیاری از ما برای طوافش پر میکشد و آرامشی می گیریم از تماشایش. برای اولین بار که نگاهت به کعبه می افتد، ته دلت خالی می شود، اشک شوق در چشمانت می نشیند و بی اختیار ذوق می کنی.

ما ایرانیها عادت کرده ایم حرمت آثار و اماکن مقدس و تاریخی مان را به شکل خاص و بکر نگه داریم و اجازه ندهیم که جلوه های تمدن مدرن، سایه بر سر آثارمان افکند، در مورد کعبه اما اینگونه نیست، مسجد الحرام که کعبه هم در آن واقع شده، دیر زمانی است که در میان برجهای سربه فلک کشیده محصور شده است.

در آنجا خبری از تخریب چند طبقه یک بنا برای خراب نشدن افق دید مسجد الحرام نیست! (همان اتفاقی که به درستی در حفاظت از میدان نقش جهان اصفهان برای برج جهان نما افتاد) و چند سالی است که وقتی بر پله های مسجد الحرام می نشینی، در افق دیدت برجهای مدرن سر به فلک کشیده و جرثقیلهای بی شمار مشغول کار می بینی، آنجاست که دلت برای کعبه و مسجد الحرام می سوزد، انگار که دارد با فشار برجهای سر به فلک کشیده خفه می شود.

زیور آلات فدای حیا و عفت!

پس از غارت لباس های امام حسین علیه السلام سپاهیان کوفه و شام به سوی خیمه ها هجوم بردند. لحظاتی تلخ و درد آور بود. زینب کبری علیها السلام بیش از همه تلخی و مخاطرات این تهاجم وحشیانه را احساس می کرد، چرا که از یک سو پاسبان خیمه های حیا و عفت بود و از طرفی دیگر حفظ جان امام زمانش را به عهده داشت. دختر علی علیه السلام که منش و خوی کوفیان را می شناخت، برای حفظ حیای بانوان و قبل از آمدن آنها تمام زیور آلات زنان را جمع کرده و خطاب به عمر بن سعد لعنة الله علیه فرمود: ای عمر بن سعد! سپاهیان خود را از تعجیل و شتاب در غارت خیمه ها باز دار! خود آنچه اسباب و زیور آلات است به شما واگذار می کنیم. مبادا دست نامحرمان به سوی خاندان رسول الله صلی الله علیه و آله دراز شود (و بر قامت حیا و نجابت غباری نشیند) تمامی زیور آلات حتی گوشواره های فاطمه بنت الحسین علیها السلام نیز که یادگار امام بود در محلی جمع شد و پس از آنکه زنان و کودکان در گوشه ای اجتماع کردند، دختر شجاع علی علیه السلام فریاد زد: هر کس میل دارد، وسایل  و زیور آلات را بردارد! عده ای پیش آمدند و هر چه بود غارت کردند..

منبع: أنساب الأشراف، أحمد بن یحیی البلاذری، ج 3، ص 204

امام علیه السلام به مکان خود برگشت آن شب را به تمام بر پا بود، نماز می گذارد، استغفار می نمود، دعا می کرد.

یاران نیز همچنین به قیام پرداختند، نماز می خواندند و دعا می کردند و استغفار می نمودند، طنین صدا مانند طنین آواز خانه زنبور در فضا بلند بود.

یکی به رکوع، دیگری به سجود، یک تن ایستاده، دیگری نشسته بیتوته ای با صفای تجرید داشتند.

سجیه ی حسین در کثرت صلات و کمال صفات این بود. (اللهوف ص57)

سپیده تاریک و روشن و نماز

نازم به غیرتت!

نازم به وفایت!

نازم به برادریت!

نازم به شجاعتت!

أخی! الان انکسر ظهری و قلت حیلتی

با صدای لرزان و خسته گفت: پدر جان! چادر از سرم کشیدند!!!! کلام رقیه سلام الله علیها بود؛

خواهرم بدان تو همچون رقیه ریحانه ای در میدان مبارزه با نفس، در حال نبرد با تیرهای زهرآلود آغشته به هوس و پلیدی ها...

چتر حجاب را با آهنگ «من همچون رقیه ام» در اعلی نقطه عفاف و حیا، باز کن و فطرت پاک خداوندیت را از دام ها و دستان سرد شیطان به آغوش گرم حجاب بسپار..

شاید که تو همانند ریحانه کربلا، رستگار شوی.

ابزار پرش به بالا