http://s6.picofile.com/file/8209389468/21d92445b6516ada635448780a5f311b.jpg

حدیثی از امام صادق علیه السلام در کتاب بحارالانوار علیه اهل فلسفه آمده است که خیلی خلاصه و ساده آنرا بررسی می کنیم. متن روایت: "حدیثی از امام صادق علیه السلام در کتاب بحارالانوار علامه مجلسی آمده است که می فرمایند: فلاکت، حرمان و هلاکت بر کسانی که پیرو فلسفه شده‌اند..." به نظرتون این آیت الله ها چطور فیلسوف شدند؟!

پاسخ شایعه:
1. علامه طباطبائی (رحمه الله) درباره روایاتی که "ظاهرا" در مذمت فلسفه وارد شده می گوید: "اگر بپذیریم دو سه روایتى که در بعضى از کتب در ذّم اهل فلسفه در آخرالزمان نقل شده، از نظر سند قابل خدشه نباشد ، در بر دارنده ذمّ اهل فلسفه است نه خود فلسفه، چنانکه روایاتى نیز در ذّم فقهاى آخرالزمان وارد شده و متضمّن ذمّ «فقها» است نه فقه اسلامى و ... "

2. بحث هایی در مورد اثبات اصول عقائد در متون حدیثی شیعه وجود دارد که به معنای دقیق کلمه، روش فلسفی و عقلی دارد.

3. در روایات مذمت فلسفه مویداتی هست که نشان می دهد، منظور نوع خاص یا مسئله خاصی از فلسفه و کلام است نه کلیت آن.

4. بحث های اصول عقائد به صورت نقلی قابل اثبات نیست. مثلا نمیتوان خداوند و صفات او را به وسیله آیه قران کریم یا روایت اثبات کرد. لذا باید ابتدا به صورت عقلی اصول عقائد را اثبات کرد و سپس بر اساس آن به اثبات مابقی عقائد و مسائل دین پرداخت.

5. در تاریخ فلسفه اسلامی نیز از بزرگانی چون ابن سینا و ملاصدرا و خواجه نصیر تا علامه طباطبایی و امام خمینی همگی فیلسوف بودند و نه تنها مخالف دین و اهل بیت (علیهم السلام) نبودند، بلکه از بزرگترین مبلغان و عوامل پیشرفت مکتب آنها بوده اند.

6. فلسفه، پرده برداشتن از رمز و راز هستی بر اساس برهان است. مگر در قرآن دعوت به تدبّر در خلقت آسمانها نشده است و این همه روایاتی که حل آنها جز با برهانهای فلسفی میسّر نمی باشد، وجود ندارند؟ فلسفه ای مورد مذمّت اهل بیت (علیهم السلام) است که مقابل مبانی شریعت قرار گرفته و روح تعبّد و انقیاد را در قبال شرع و خداوند از بین ببرد.

7. فلاسفه واقعی هیچ مخالفتی با دین و مبانی دینی ندارند و بزرگ‌ترین فیلسوف اسلامی صدر المتألّهین در کتاب اصلی خود «الاسفار الاربعة» می‌گوید: نفرین و مرگ بر فلسفه‌ای که بخواهد با مبانی دینی مخالف باشد.

8. طرفداران فلسفه به شبهات مخالفین پاسخ داده‌ و ضرورت نیاز به فلسفه را نیز ذکر کرده‌اند. اگر فردی تنها به ادراکات حسی، قناعت کند و از نیروی عقل استفاده نکند، انسان حقیقی نیست؛ فلسفه تقویت کننده نیروی عقل در انسان است.