بر بال اندیشه

بر بال اندیشه

خبر خوان اتوماتیک

تمامی مطالب این سایت به صورت خودکار از دیگر سایت های قانونی و رسمی ایران جمع آموری می‌گردد.
مرامنامه


دانلود آهنگ بهنام بانی زیبای بی همتا

این مطلب از وب سایت موزیکفا به صورت رپ انتشار گردید است.

دانلود آهنگ قدیمی بهنام بانی زیبای بی همتا

دوستان عزیز رسانه موزیکفا هم اکنون ♫ دانلود آهنگ جذاب و شنیدنی زیبای بی همتا با صدای خواننده محبوب بهنام بانی به همراه تکست و بهترین کیفیت برای شما آماده کرده ایم ♫

شعر : نگین مرادی | ملودی و تنظیم قطعه : راشا تقی پور

Download Old Music BY : Behnam Bani | Zibaye Bi Hamta With Text And 2 Quality 320 And 128 On Music-fa

متن آهنگ زیبای بی همتا بهنام بانی

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

زیبای بی همتا!●♪♫

تو لحظه های سختم، بمون کنارم●♪♫

با تو من یک قدم تا عاشق شدن انگار، فاصله دارم●♪♫

اتفاقِ خوشی●♪♫

با تو خوبه حالم حتی بد بیارم●♪♫

پس بمون…●♪♫

زیبای بی همتا!●♪♫

تو لحظه های سختم، بمون کنارم●♪♫

با تو من یک قدم تا عاشق شدن انگار، فاصله دارم●♪♫

شعر : نگین مرادی

اتفاقِ خوشی●♪♫

با تو خوبه حالم حتی بد بیارم●♪♫

پس بمون…●♪♫

زحمتِ عشق منم رو دوشِ تو●♪♫

این همه حسِ قشنگ نوشِ تو●♪♫

چی بهتر از اینکه حسّمو زمزمه کنم، در گوش تو؟●♪♫

زحمتِ عشق منم رو دوشِ تو●♪♫

این همه حسِ قشنگ نوشِ تو●♪♫

چی بهتر از اینکه حسّمو زمزمه کنم، در گوش تو؟●♪♫

صد بار، اگه بازم قراره پامو تو این دنیا بذارم●♪♫

انتخاب منی●♪♫

از احساسم به تو دست بر نمی دارم●♪♫

من مریض توأم●♪♫

به دوست داشتن و دلتنگی دچارم●♪♫

اینو بدون●♪♫

ملودی و تنظیم قطعه : راشا تقی پور

زحمتِ عشق منم رو دوشِ تو●♪♫

این همه حسِ قشنگ نوشِ تو●♪♫

چی بهتر از اینکه حسّمو زمزمه کنم، در گوش تو؟●♪♫

زحمتِ عشق منم رو دوشِ تو●♪♫

این همه حسِ قشنگ نوشِ تو●♪♫

چی بهتر از اینکه حسّمو زمزمه کنم، در گوش تـــو؟●♪♫

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

دانلود آهنگ بهنام بانی زیبای بی همتا

دانلود آهنگ بهنام بانی زیبای بی همتا


دانلود + ادامه مطلب

دانلود ریمیکس امیر عباس گلاب دیوونه

این مطلب از وب سایت موزیکفا به صورت رپ انتشار گردید است.

دانلود ریمیکس قدیمی امیر عباس گلاب دیوونه

همین حالا دانلود کنید و لذت ببرید ♫ ریمیکس آهنگ زیبای دیوونه از امیرعباس گلاب به همراه تکست و بهترین کیفیت از رسانه موزیکفا ♫

ریمیکس : آرمین سپیدار

Download Old Remix BY : Amir Abbas Golab | Divoone With Text And 2 Quality 320 And 128 On Music-fa

متن آهنگ دیوونه امیر عباس گلاب

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

برات خیلیا مُردن و زنده ای●♪♫

حواست به چشمای گیرات نیست●♪♫

تو دیوونه ای●♪♫

خیلی حالت بده●♪♫

که جز من کسی●♪♫

توی دنیات نیست●♪♫

اگه جای تو هرکس دیگه بود●♪♫

به اندازه تو چشاش برق داشت●♪♫

نمی تونم حتی تصور کنم●♪♫

چقدر با تو دنیای اون●♪♫

فرق داشت●♪♫

ریمیکس : آرمین سپیدار

دیوونه!●♪♫

تو چشمای من زل نزن●♪♫

چرا دشمنی می کنی با خودت؟●♪♫

مگه من چی دارم که وابسته شی؟●♪♫

چرا دشمنی می کنی با خودت؟●♪♫

دیوونه!●♪♫

یه کم بیشتر راجع بِش فکر کن●♪♫

هنوزم می تونی بذاری بری●♪♫

اگه چند وقت دیگه پشیمون بشی●♪♫

چجوری می خوای از خودت بگذری●♪♫

واست بد نمی شه●♪♫

برات سخت نیست●♪♫

یکی مثل من پیش تو راه بره●♪♫

آره حال من خوبه●♪♫

اما تو چی؟●♪♫

خبر داری عمرت داره می گذره؟●♪♫

دیوونه●♪♫

تو چشمای من زل نزن●♪♫

چرا دشمنی می کنی با خودت؟●♪♫

مگه من چی دارم که وابسته شی؟●♪♫

چرا دشمنی می کنی با خودت؟ دیوونه!●♪♫

دیوونه!●♪♫

تو چشمای من زل نزن●♪♫

چرا دشمنی می کنی با خودت؟●♪♫

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

دانلود ریمیکس امیر عباس گلاب دیوونه

دانلود ریمیکس امیر عباس گلاب دیوونه


دانلود + ادامه مطلب

دانلود ریمیکس امیر عباس گلاب بریم دریا

این مطلب از وب سایت موزیکفا به صورت رپ انتشار گردید است.

دانلود ریمیکس قدیمی امیر عباس گلاب بریم دریا

همراهان گرامی رسانه موزیکفا هم اکنون ♫ دانلود ریمیکس آهنگ زیبای بریم دریا از امیرعباس گلاب به همراه تکست و بهترین کیفیت برای شما آماده کرده ایم ♫

ریمیکس : امیر محمدی

Download Old Remix BY : Amir Abbas Golab | Berim Darya With Text And 2 Quality 320 And 128 On Music-fa

متن ریمیکس بریم دریا امیر عباس گلاب

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

رویاهاتو جمع کن●♪♫

باید بریم دریا●♪♫

باید یه چند روزی●♪♫

دور شیم از این دنیا●♪♫

دوربینتو بردار●♪♫

بی کوله و تقویم●♪♫

چند وقته عکسای دوتایی ننداختیم●♪♫

تا آخر جاده با رویات، هم آغوشم●♪♫

این لحظه هارو به دنیا نمی فروشم●♪♫

ریمیکس : امیر محمدی

دستاتو می گیرم●♪♫

بارون شروع می شه●♪♫

موهاتو می بوسم●♪♫

شب زیر و رو می شه●♪♫

عطر تو آغازه شکوهِ جنگل هاست●♪♫

چشمای معصومت خودِ خود دریاست●♪♫

با تو گمم توی یه شادیِ مبهم●♪♫

از زخمِ تقدیرم هیچی نمی فهمم●♪♫

تا آخر جاده با رویات، هم آغوشم●♪♫

این لحظه هارو به دنیا نمی فروشم●♪♫

دستاتو می گیرم●♪♫

بارون شروع می شه●♪♫

موهاتو می بوسم●♪♫

شب زیر و رو می شه●♪♫

تا آخر جاده با رویات هم آغوشم●♪♫

این لحظه هارو به دنیا نمی فروشم●♪♫

دستاتو می گیرم●♪♫

بارون شروع می شه●♪♫

موهاتو می بوسم●♪♫

شب زیر و رو می شه●♪♫

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

دانلود ریمیکس امیر عباس گلاب بریم دریا

دانلود ریمیکس امیر عباس گلاب بریم دریا


دانلود + ادامه مطلب

مقاله «فارسی زبان عقیم؟» از محمدرضا باطنی • بر بال اندیشه

مقاله «فارسی زبان عقیم؟» از محمدرضا باطنی

مقاله «فارسی زبان عقیم؟» از محمدرضا باطنی

۵ (۱۰۰%) ۲ votes

مقالۀ «فارسی زبان عقیم» اول بار در نشریه آدینه (فروردین ۱۳۶۸) منتشر شد. متن حاضر چکیده‌ای از آن است. فایل کامل آن در انتهای این صفحه قابل دریافت است.

فارسی زبانی عقیم

محمد رضا باطنی

دربارهً زیبایی، شیرینی، گنجینهً ادبی و دیگر محاسن زبان فارسی سخن بسیار شنیده ایم. اکنون شاید وقت آن رسیده باشد که با واقع بینی به مطالعهً توانایی های زبان فارسی بپردازیم و ببینیم آیا این زبان می تواند جوابگوی نیازهای امروز جامعهً ما باشد؟ آیا در آن کاستی هایی یافت می شود، و اگر یافت می شود چگونه می توان آنها را برطرف ساخت؟

یکی از ویژگی های زبان، زایایی یا خلاقیت آن است. خلاقیت زبان را از جنبه های گوناگون می توان بررسی کرد ( از جنبهً ادبی، نحوی، واژگانی و شاید هم از جنبه های دیگر). بحث ما دراینجا به خلاقیت یا زایایی در واژگان زبان محدود می شود. زایایی واژگانی به اهل زبان امکان می دهد تا همراه با تغییراتی که در جامعهً آنها رخ می دهد واژه های تازه بسازند و کارایی زبان خود را با نیازمندی های خود متناسب گردانند.

از نظر زبانشناختی، زایایی واژگانی به مبحث اشتقاق یا واژه سازی مربوط می شود ( ازاین پس” زایایی” به کار می بریم به جای زایایی واژگانی ). اشتقاق یعنی اینکه ما بتوانیم از اسم یا صفت فعل بسازیم. از فعل اسم یا صفت بسازیم و مانند آن. با اندکی تسامح می توان گفت اشتقاق یعنی گذر از یک مقولهً دستوری به مقولهً دیگر. بنابراین، اگر بخواهیم به میزان زایایی یک زبان پی ببریم و احتمالا آن را با زایایی زبان های دیگر مقایسه کنیم، باید ببینیم در آن زبان با چه درجه از سهولت می توان از یک مقولهً دستوری به مقولهً دیگر رفت. از میان تغییرات اشتقاقی گوناگون، آنکه از همه مهم تر است گذر از مقولهً اسم یا صفت به مقولهً فعل است، یا به بیان ساده تر، ساختن فعل از اسم و صفت است. دلیل این امر آن است که فعل خود از زایایی زیادی برخوردار است و می توان از آن مشتق های دیگری به دست آورد. مثلا” در زبان انگلیسی از ion ” یون” که اسمی است از اصطلاحات فیزیک و شیمی فعل می سازند و سپس از آن مشتق های دیگر به ترتیب زیر به دست می آورند:
ion ionizable
ionize ionizability
ionized ionization
ionizing ionizer

و سپس از راه ترکیب این مشتق ها با واژه های دیگر اصطلاحات جدیدی می سازند:
ionization chamber
ionization energy
ionization potential
ionization track
ionizing radiation
ionized gas
به طوری که می بینیم، پس از اینکه ion با استفاده از پسوند ize به فعل تبدیل شد می تواند منشاء هفت مشتق یا واژهً جدید باشد که خود می توانند با واژه های دیگر ترکیب شوند و شش اصطلاح جدید بسازند که جمعا ۱۳ واژه و ترکیب می شود، واین به هیچ وجه پایان زایایی فعل ionize نیست.
اما ببینیم در زبان فارسی وضع چگونه است:

۱.در فارسی فقط فعل های ساده یا بسیط هستند که زایایی دارند، یعنی می توان از آنها مشتق به دست آورد.

۲.در فارسی امروز دیگر فعل ساده ساخته نمی شود، یعنی نمی توان به طور عادی از اسم یا صفت فعل ساخت.

۳.شمار فعل های ساده ای که زایایی دارند و از گذشته به ما رسیده اند بسیار اندک است.
۴.از این شمار اندک نیز بسیاری در حال از بین رفتن و متروک شدن هستند، و جای خود را به فعل های مرکب می دهند. ولی فعل های مرکب عقیم هستند و نمی توان از آنها مشتق به دست آورد.

۵.از “مصدرهای جعلی” فارسی، چه آنها که از اسم های فارسی ساخته شده اند و چه آنها که از واژه های عربی ساخته شده اند، مشتق به دست نمی آید. به بیان دیگر، مصدرهای جعلی زایایی ندارند.

۶.نتیجه: زبان فارسی، در وضع فعلی برای برآوردن نیازهای روزمرهً مردم با مشکلی مواجه نیست، ولی برای واژه سازی علمی از زایایی لازم برخوردار نیست و نمی تواند یک زبان علمی باشد، مگر اینکه برای کاستی های آن چاره ای اندیشیده شود.

ما در بقیهً این مقاله می کوشیم نکاتی را که فهرست وار در بالا برشمردیم با شواهد کافی همراه کنیم و در پایان نیز توصیه هایی را که مفید به نظر می رسند ارائه دهیم.

۱- گفتیم در فارسی فقط فعل های ساده هستند که زایایی دارند، یعنی می توان از آنها مشتق به دست آورد. اثبات این امر بسیار ساده است. به عنوان مثال فعل ” نمودن ” را در نظر بگیرید. ما از این فعل مشتق های زیادی به دست می آوریم: نمود، نمودار، نموده، نمونه، نما، نمایان، نمایش، نماینده ( و مشتق های دیگری نظیر: نماد، نمادین، نمادگری، نمایه، که به تازگی ساخته و رایج شده اند و نیز مشتق های درجه دومی نظیر: نمایندگی، نمایشگاه، نمایشنامه، نمایشی، که با افزودن پسوندی به مشتق های درجهً اول ساخته شده اند. ) با این همه ” نمودن ” به معنایی که سعدی در این شعر به کار برده است:

دیدار می نمایی و پرهیز می کنی
بازار خویش و آتش ما تیز می کنی

در گفتار و نوشتار امروزه بسیار کم به کار می رود تاجایی که می توان گفت این فعل از بین رفته یا در شرف از بین رفتن است. در زبان فارسی متداول فعل مرکب ” نشان دادن ” جانشین معنی متعدی آن شده و فعل های مرکب ” به نظر آمدن ” و ” به نظر رسیدن ” نیز جانشین معنی لازم آن شده اند. ولی این فعل های مرکب عقیم هستند و هیچ مشتقی از آنها به دست نمی آید. به بیان دیگر، اگر ما فعل سادهً “نمودن” را از اول نداشتیم و از همان آغاز این فعل های مرکب به جای آن به کار رفته بودند، امروزه هیچ یک از مشتق هایی که در بالا برشمردیم در فارسی وجود نداشت ( ۱ ).

به عنوان مثال دیگر می توان “فریفتن” و “فریب دادن” را مقایسه کرد. از “فریفتن” که مصدری ساده یا بسیط است می توان مشتق هایی به دست آورد: فریفته، فریفتگی، فریب، فریبا، فریبایی، فریینده، فریبندگی. ولی از “فریب دادن” که مصدری مرکب است مشتقی به دست نمی آید.

“فریفتن” در گذشته به صورت لازم و متعدی هر دو به کار می رفته است. ولی امروزه معنی لازم خود را بکلی از دست داده است و در معنی متعدی نیز کاربرد زیادی ندارد. بسامد یا فراوانی کاربرد ” فریب دادن” از ” فریفتن” بسیار بیشتر است، و اگر روند تبدیل فعل های ساده به مرکب همچنان ادامه یابد در آینده جانشین بلامنازع ” فریفتن ” خواهد شد.

۲- در فارسی امروز دیگر فعل ساده ساخته نمی شود، یعنی به طور عادی نمی توان از اسم یا صفت فعل ساخت. زبان فارسی به ساختن فعل های مرکب گرایش دارد و برای مفاهیم تازه نیز از همین الگو استفاده می کند. ذکر چند مثال موضوع را روشن خواهد ساخت. در انگلیسی از television فعل televise و در فرانسه فعلteleviser را ساخته اند.

درعربی هم از آن فعل می سازند و می گویند تلفز، یتلفز. اما ما در فارسی می گوییم ” از تلویزیون پخش کرد”. در انگلیسی واژهً telephone را به صورت فعل هم به کار می برند. در فرانسه نیز از آن فعل telephoner را ساخته اند. در عربی هم از آن فعل می سازند و می گویند تلفن، یتلفن. اما ما در فارسی از فعل مرکب ” تلفن کردن ” استفاده می کنیم. در انگلیسی از واژهً philosophy ” فلسفه” فعل Philosophize و در فرانسه از philosophie فعلphilosopher را ساخته اند.

در عربی هم از فلسفه فعل می سازند و می گویند تفلسف، یتفلسف. اما ما در فارسی اگر مورد قبول واقع شود، می گوییم ” فلسفه پرداختن” یا “به فلسفه پرداختن”.

وقتی دکتر محمود هومن مصدر ” فلسفیدن” را ساخت و در نوشته های فلسفی خود به کار برد، مورد پسند قرار نگرفت و آن را ” دور از ذوق سلیم” دانستند. در انگلیسی از صفت polar فعل polarize و در فرانسه از صفت polaire فعل Polarizer را ساخته اند. در عربی نیز از قطب فعل می سازند و می گویند استقطب، یستقطب. ولی ما ترجیح می دهیم بگوییم ” قطبی کردن” و مصدر ” قطبیدن” را جعلی و مشتقات آن را “جعلیات” می دانیم. در انگلیسی از iodine “ید” فعل iodize و در فرانسه از iode فعل ioder را ساخته اند. در عربی نیز از آن فعل می سازند و می گویند یود، ییود. ولی ما در فارسی ترجیح می دهیم بگوییم “با ید معالجه کردن” یا “ید زدن به”.

مثال های فوق کافی است که نشان دهد زبان فارسی به ساختن فعل های مرکب گرایش دارد و فعل بسیط جدید نمی سازد. از فعل هایی که در انگلیسی و فرانسه و عربی ساخته می شوند، ‌ونمونه های آنها در بالا ذکر شدند، به راحتی می توان مشتق های جدیدی به دست آورد، همان گونه که دربارهً مشتق های ionize در بالا مشاهده کردیم. ولی ما در فارسی به راحتی نمی توانیم از “عبارت های فعلی” خود مشتق های جدید بسازیم ( به طوری که از مثال ها نیز فهمیده می شود، در اینجا منظور ما از فعل مرکب، فعل های پیشوند دار نیست).

۳- شمار فعل های ساده ای که زایایی دارند واز گذشته به ما رسیده اند بسیار اندک است. آقای دکتر خانلری در کتاب تاریخ زبان فارسی فهرست افعال ساده را “اعم از آنچه در متن ها مکرر آمده است و آنچه در زبان محاورهً امروز به کار می رود ” (۲ ) به دست داده است.

در این فهرست فقط ۲۷۷ فعل وجود دارد. اما یک نگاه گذرا به فهرست مزبور نشان می دهد که تعداد زیادی از افعال درج شده نه در گفتار امروز به کار می روند و نه در نوشتار. فعل هایی از این قبیل: غارتیدن، آهیختن، اوباشتن، بسودن، چمیدن، خستن، خلیدن، سپوختن، زاریدن، سگالیدن، شکفتن، گساردن، کفیدن، طوفیدن، مولیدن، گرازیدن، موییدن، خوفیدن، و تعداد کثیری دیگر.

در واقع تعداد فعل های سادهً فارسی که فعال هستند، یعنی در گفتار و نوشتار به کار می روند، از رقم ۲۷۷ بسیار کمتر است. در سه بررسی جداگانه که سه دانشجوی رشتهً زبانشناسی ( ۳ ) در دورهً تحصیل شان در گروه زبانشناسی دانشگاه تهران انجام داده اند و فعل های ساده را از متن گفتار و نوشتار روزمره استخراج کرده اند، بالاترین رقم ۱۱۵ بوده است.

با افزودن فعل هایی که بسامد آن ها کمتر است، ولی هنوز در نوشتا ر به کار می روند این رقم بین ۱۵۰ و ۲۰۰ قرار می گیرد؛ یعنی در زبان فارسی حد اکثر ۲۰۰ فعل سادهً فعال وجود دارد که از آنها می توان مشتق به دست آورد!

دکتر خانلری پس از ذکر شمار اندک فعل های سادهً فارسی، در پانوشت صفحه ۲۵۸ همان اثر می نویسد: “مقایسه شود با شمارهً فعل ها در زبان فرانسوی که به ۴۱۶۰ تخمین شده است.”

در زبان انگلیسی که گذر از مقولهً اسم به فعل بسیار آسان است و بسیار فراوان نیز رخ می دهد،‌ تعداد فعل های ساده و زایا بسیار بیشتر است. من با مراجعه به فرهنگ انگلیسی Random House توانستم در بین واژه هایی که با پیشوند tele ساخته شده اند و فقط ۵/۱ صفحه از ۲۲۱۴ صفحهً این فرهنگ را تشکیل می دهند، ۱۶ فعل ساده پیدا کنم که همه دارای مشتقات خاص خود هستند.

اگر این نمونه برداری “مشتی نمونهً خروار” باشد، ‌در این صورت می توان گفت در فرهنگ مزبور در حدود ۲۳۰۰۰ فعل ساده وجود دارد (۴).

اینکه فعل های ساده در فارسی کم اند و به تدریج جای خود را به فعل های مرکب می دهند توجه دیگران را نیز جلب کرده است.

محمد رضا عادل در مقاله ای با عنوان “فعل در زبان فارسی” در شمارهً بهار و تابستان ۱۳۶۷ رشد: آموزش ادب فارسی، چنین می نویسند: “همان گونه که گفته شد، افعال ساده روز به روز روی به کاهش دارد و استعمال افعال مرکب فزونی می یابد. این امر تا بدان پایه است که گاه در چند جملهً متوالی نشانی از فعل ساده نیست…” و نمونه هایی نیز در تایید گفته خود ارائه می کنند.

یک نمونه برداری از فعل های مرکب، فراوانی کاربرد آنها را در زبان فارسی نشان می دهد. در این پژوهش تقریبا سه هزار فعل مرکب به دست آمده است که از این تعداد، ۱۰۵۶ فعل آن با ” کردن ” ساخته شده اند مانند: آزمایش کردن، گود کردن، نامزد کردن و غیره ( ۵ ).

۴- از این شمار اندک فعل های فارسی که به ما رسیده اند نیز بسیاری در حال از بین رفتن هستند، و جای خود را به فعل های مرکب می دهند. ولی فعل های مرکب عقیم هستند و نمی توان از آنها مشتق به دست آورد ( ۶ ). قبلا گفتیم که فعل ” نمودن ” در حالت متعدی جای خود را به ” نشان دادن ” و در حالت لازم به ” به نظر آمدن ” و ” به نظر رسیدن ” داده است، که همه فعل های مرکب عقیم هستند. نیز گفتیم که در برابر فعل سادهً ” فریفتن “فعل مرکب” فریب دادن ” و ” گول زدن ” قرار دارند که کاربرد آنها بسیار بیشتر از ” فریفتن ” است و احتمال دارد در آینده این فعل ساده را بکلی از میدان به در کنند و جانشین آن گردند. در اینجا به چند نمونهً دیگر اشاره می کنیم.

فعل “شایستن” امروز بکلی از بین رفته و جای خود را به “شایسته بودن” داده است. مشتق های ” شایسته “، ” شایستگی “، ” شایان ” و ” شاید” بازماندهً روزگار زایایی این فعل هستند.

فعل ” بایستن ” بکلی از بین رفته و جای خود را به فعل های مرکب ” لازم بودن”، ” واجب بودن ” و نظایر آن داده است. ” باید ” ( و صورت های دیگر آن مانند ” بایستی ” و غیره ) و ” بایسته ” تنها بازماندگان این فعل هستند. فعل ” خشکیدن ” و متعدی آن ” خشکاندن ” بسیار کم و در بعضی از لهجه ها به کار می روند، و فعل های مرکب ” خشک شدن ” و ” خشک کردن‌” جانشین آنها شده اند.

واژه های ” خشک ” ، ” خشکه ” و ” خشکی ” مشتق های بازماندهً این فعل هستند. فعل ” گریستن ” بسیار کم به کار می رود و جای خود را به ” گریه کردن ” داده است، و صورت متعدی آن ” گریاندن ” نیز جایش را به ” به گریه انداختن” واگذار کرده است. واژه های ” گریان ” و ” گریه ” تنها مشتق های بازمانده از فعل ” گریستن ” هستند.

” آمیختن ” تقریبا از استعمال افتاده است. معنی لازم آن بکلی از بین رفته و در معنی متعدی هم جای خود را به ” مخلوط کردن ” یا ” قاتی کردن ” داده است. واژه های ” آمیزش ” و ” آمیزه ” تنها مشتق هایی هستند که از این فعل باقی مانده اند. فعل ” نگریستن ” از استعمال افتاده و جای خود را به ” نگاه کردن ” و ” مشاهده کردن ” داده است.

صورت های ” نگران “، ” نگرانی ” و ” نگرش ” مشتقات رایج این فعل هستند که باقی مانده اند. ” شتافتن ” دیگر به کار نمی رود و جای خود را به ” عجله کردن”، ” شتاب کردن”، ” با شتاب رفتن ” و مانند آن داده است، ‌و “شتاب” و ” شتابان ” مشتق های بازماندهً آن هستند.

البته در زبان پهلوی نیز فعل های مرکب وجود داشته است، مانند “نیگاه کردن”، “ایاد کردن” به معنی “به یاد آوردن”، “به خاطر آوردن” ولی تعداد این فعل های مرکب بسیار کم و ناچیز بوده است( ۷ ).

کاربرد فعل های ترکیبی در فارسی کهن رایج شده و با گذشت زمان شتاب بیشتری گرفته است. آقای دکتر علی اشرف صادقی می نویسند: “این گرایش در دوره های بعد بسیار زیادتر شده… ” و نیز ” به نظر می رسد که زبان فارسی هنوز در مسیر این تحول پیش می رود. شاید امروز دیگرنتوان افعال مختوم به ” ئیدن ” را با قاعده شمرد، چه دیگر هیچ فعل جدیدی به این صورت ساخته نمی شود. برعکس، ساختن افعال گروهی با ” کردن”، “زدن” و جز آن بسیار شایع است: تلفن کردن ( زدن )، تلگراف کردن ( زدن )، پست کردن و غیره. ” ( ۸ ).

آقای دکتر خانلری در اثر یاد شده در صفحه ۳۳۱ می نویسند: “از قرن هفتم به بعد پیشوندهای فعل به تدریج از رواج افتاده و فعل مرکب جای آنها را گرفته است.” و نیز در صفحه ۳۳۲ ” فعل مرکب در فارسی امروز جای بسیاری از فعل های ساده و پیشوندی را گرفته است.

شمارهً بسیاری از فعل های ساده در فارسی جاری امروز بکلی متروک است و به جای آنها فعل مرکب به کار می رود… “. دکتر خانلری سپس فهرست ۵۲ فعل سادهً آشنا را که بکلی متروک شده اند به دست می دهد.

گرایش به ساختن فعل های مرکب آنقدر زیاد است که در برابر مصدرهایی که از اسم یا صفت ساخته شده اند و به آنها ” مصدر جعلی” می گویند نیز اغلب فعل مرکبی وجود دارد مانند ” جنگ کردن ” در برابر ” جنگیدن”، “خم کردن” یا “خم شدن” در برابر “خمیدن”، ” ترش شدن” در برابر “ترشیدن” و غیره.

امروز صورت مرکب این فعل ها کاربردی بسیار بیشتر از صورت بسیط آنها دارد، به طوری که می توان گفت صورت بسیط آنها تقریبا از استعمال افتاده است.

دربارهً علت این گرایش یعنی ساختن فعل مرکب، با قطعیت نمی توان چیزی گفت. ولی احتمال می رود که از لحاظ تاریخی ساختن فعل از واژه های قرضی عربی، مانند رحم کردن، بیان کردن و غیره، اگر نه تنها علت، لااقل یکی از علل عمدهً آن بوده باشد. ظاهرا ساختن فعل مرکب از واژه های دخیل عربی به تدریج گسترش یافته و به واژه های فارسی نیز سرایت کرده تا جایی که تنها الگوی ساختن فعل در فارسی شده است ( ۹ ).

۵- چنان که قبلا گفته شد، در زبان فارسی امروز گذر از مقولهً اسم و صفت به فعل معمول نیست، یعنی نمی توان از اسم و صفت فعل بسیط ساخت. به رغم اینکه بعضی از فعل هایی که از این راه ساخته شده اند قرن هاست در فارسی رایج هستند و بزرگان ادب فارسی نیز آنها را به کار برده اند، مانند ” دزدیدن “، ” طلبیدن “، با این همه بسیاری از ادبا و دستور نویسان آنها را ” مصدر جعلی ” می نامند ، که خود نشانهً اکراه و ناخشنودی آنها از این نوع افعال است ( ما برای اجتناب از کاربرد این اصطلاح، فعل هایی از این دست را ” فعل تبدیلی ” می نامیم و منظورمان این است که اسم یا صفتی به فعل تبدیل شده است.).

مادهً فعل تبدیلی می تواند اسم یا صفت فارسی باشد، مانند ” بوسیدن” و “لنگیدن” و نیز می تواند از اصل عربی باشد، مانند ” بلعیدن”. ساختن فعل های تبدیلی در گذشته بیشتر معمول بوده و با ذوق فارسی زبانان سازگاری بیشتری داشته است، به طوری که شمار زیادی از آنها را در آثار قدما می بینیم که فعلا از استعمال افتاده اند. مثلا ” تندیدن”، ” خروشیدن ” ( ۱۰ ) و بسیاری دیگر:

بتندید با من که عقلت کجاست
چو دانی و پرسی سوالت خطاست

بوستان سعدی

ز مرغان چون سلیمان قصه بشنید
بتندید و بجوشید و بکالید

بلبل نامهً عطار

خروشید گرسیوز آنگه بدرد
که ای خویش نشناس و ناپاک مرد

فردوسی

ارغنون ساز فلک رهزن اهل هنر است
چون از این غصه ننالیم و چرا نخروشیم

حافظ

ولی نباید تصور کرد که فارسی زبانان امروز اصلا فعل تبدیلی نمی سازند. چیزی که هست اکثر این فعل ها عامیانه هستند و کمتر به گفتار رسمی و از آن کمتر به نوشتار راه می یابند.

اینها نمونه ای از آن فعل ها هستند: سلفیدن، توپیدن، تیغیدن، پلکیدن، پکیدن، شوتیدن، ماسیدن، چاییدن، تمرگیدن، شلیدن، کپیدن، سکیدن ( به معنی نگاه کردن)، چپیدن، چپاندن، لنباندن، لمیدن، لولیدن، سریدن، چلاندن، قاپیدن، لاسیدن، و بسیاری دیگر.

آنچه برای بحث ما مهم است این است که از فعل های تبدیلی، چه آنها که از واژه های فارسی ساخته شده اند و چه آنها که از اصل عربی هستند، مشتق به دست نمی آید. این فعل ها، با آنکه ساده هستند، زایایی ندارند و جز معدودی که از آنها به اصطلاح “اسم مصدر شینی” ساخته شده است ( مانند: چرخش، غرش، رنجش ) بقیه مشتقی ندارند یا به ندرت مشتقی از آنها رایج شده است.
به بیان دیگر، فعل های تبدیلی نیز مانند فعل های مرکب عقیم هستند.

۶- نتیجه: تصویری که از زبان فارسی اکنون می توان به دست داد چنین است: درزبان فارسی فقط فعل های ساده یا بسیط هستند که می توانند زایایی داشته باشند، یعنی می توان از آنها مشتق به دست آورد؛ تعداد این فعل ها در زبان فارسی به طور شگفت آوری کم است؛ از این شمار اندک نیز عده ای در حال از بین رفتن و متروک شدن هستند؛ در زبان فارسی دیگر به طور عادی فعل سادهً جدید ساخته نمی شود، بلکه گرایش به ساختن فعل های مرکب است؛ فعل های مرکب و نیز فعل های تبدیلی هیچ کدام زایایی ندارند، یعنی نمی توان از آنها مشتقات فعل ساده را به دست آورد. زبان فارسی در وضع فعلی برای برآوردن نیازهای روزمرهً مردم با مشکلی مواجه نیست، ولی این زبان برای واژه سازی علمی زایایی لازم را ندارد و نمی تواند یک زبان علمی باشد، مگر اینکه برای رفع کاستی های آن چاره ای اندیشیده شود.

***

با این همه زبان فارسی می تواند یک زبان علمی باشد، به شرط اینکه کند و زنجیری را که ما به پای آن زده ایم باز کنیم. ما در بقیهً این مقاله می کوشیم نشان دهیم که زبان فارسی زایایی لازم را بالقوه دارد. منتها ما این توانایی را از قوه به فعل نمی آوریم. ولی‌ پیش از آنکه در این بحث وارد شویم، باید به چند نکته توجه داشته باشیم.

الف واژه های علمی برای مردم کوچه و بازار ساخته نمی شوند، بلکه برای جمعی کارشناس و اهل فن و دانشجویانی که در رشتهً خاصی تحصیل می کنند، ساخته می شوند. بنابراین اگر انتظار داشته باشیم که واژه های تازه را همه بفهمند و احتمالا خوششان هم بیاید، انتظار بی‌جایی است. شما یقین داشته باشید معنی ionize و دیگر مشتقات آن را که در آغاز این مقاله برشمردیم جز گروهی اهل فن، انگلیسی زبانهای معمولی نمی دانند و شاید هم هیچگاه نشنیده باشند.

ب برنامه ریزی زبانی ( language planning ) از کارهایی است که بسیاری از کشورها به آن دست می زنند. در برنامه ریزی زبانی آگاهانه در مسیر زبان دخالت می کنند؛ بعضی روندها را تند و بعضی دیگر را کند می کنند تا برآیند آن متناسب با نیاز جامعه باشد. برای اینکه سوء تفاهمی پیش نیاید باید اضافه کرد که این دخالت ها از آن گونه نیست که مثلا مردم نباید بگویند “حمام گرفتن” بلکه باید بگویند “به حمام رفتن” و مانند آن، بلکه مسائلی درحیطهً برنامه ریزی زبانی قرار می گیرند که به خط مشی کلی زبان مربوط شوند: مثلا دادن پاسخ به این سوال که آیا در واژه سازی علمی باید فقط از عناصرزندهً زبان استفاده کرد یا می توان ریشه ها و پیشوندها و پسوندهای مرده را نیز احیا کرد و به کار گرقت؟ یا اینکه آیا می توان از عناصر قرضی در زبان فعل ساخت و مثلا گفت “تلویزیدن” ؟ و “تلویزیده” ؟ و مانند آن.

پ نکتهً مهم دیگر این است که مشکل واژه های علمی را باید یکجا و به طور خانواده ای حل کرد. مثلا اگر قرار باشد برای ۱۳ اصطلاحی که در آغاز این مقاله برشمردیم و در انگلیسی همه از ion ساخته شده اند برابرهایی ساخته شوند باید شیوه ای به کار گرفت که نه تنها جوابگوی آن ۱۳ اصطلاح باشد، بلکه اگر به تعداد آنها افزوده شد نیز همچنان کارساز باشد.

با توجه به نکاتی که در بالا گفته شد اکنون راه هایی را که برای واژه سازی‌علمی مفید به نظر می رسند به بحث می گذاریم. در واقع آنچه من می‌خواهم بگویم حرف تازه ای نیست؛ دیگران قبلا آنها را گفته و حتا عمل کرده اند. منظور من توجیه درستی راهی است که آنها رفته اند و بر طرف کردن سوء تفاهماتی که از این رهگذر در ذهن بعضی از افراد به وجود آمده است.

۱- مهم ترین راه و بارورترین روش برای ساختن واژه های علمی، ساختن مصدر تبدیلی یا به اصطلاح “مصدر جعلی” است. در فارسی نیز مانند انگلیسی، فرانسه، عربی و بسیاری از زبانهای دیگر باید از اسم یا صفت فعل بسازیم تا بتوانیم مشتقات لازم را از آن به دست بیاوریم و گره کار خود را بگشاییم.

تنها با ساختن فعل است که می توان مشکل واژه های علمی را به طور گروهی حل کرد. مثلا اگر از “یون” با پسوند فعل ساز ” یدن ” فعل “یونیدن”ساخته شود، می توان تمام برابرهای لازم را برای ۱۳ اصطلاحی که در آغاز این مقاله برشمردم به دست آورد: یونیدن، یونیده، یوننده، یونش، یونیدگی، یونش پذیر، یونش پذیری، اتاقک یونش، انرژی یونش، پتانسیل یونش، ردِ یونش، گاز یونیده، تابش یوننده، ونیز بسیاری دیگر که ممکن است بعدا مورد نیاز باشند.

چنان که پیش تر گفته شد، این حرف تازه ای نیست: آقای دکتر محمد مقدم در آیندهً زبان فارسی ( ۱۱ )همین پیشنهاد را می کنند، منتها ایشان معتقدند که مادهً فعل نیز باید از اصل فارسی باشد. پیش تر به دکتر محمود هومن و گرایش او به ساختن فعل های تبدیلی نیز اشاره کردیم. ولی نخستین کسی که به این فکر جامهً عمل پوشانید دکتر غلامحسین مصاحب بود که در دایره المعارف فارسی افعالی مانند ” قطبیدن “، “اکسیدن”، “برقیدن”، “یونیدن” را به کار برد والحق که به کار درستی دست زد.

امروز نیزگروه های واژه سازی در مرکز نشر دانشگاهی از همین خط مشی پیروی می کنند. در اینجا برای رفع سوء تفاهم بد نیست چند نکته را توضیح بدهیم.

الف من معتقد به “فارسی سره” که در آن هیچ واژهً عربی یا فرنگی نباشد، نیستم زیرا آن را غیر عملی می دانم. تلاش برای یافتن برابری فارسی برای “یون” کاری است عبث. ولی معتقد نیستم که “یونیزاسیون” و ” یونیزه ” و دیگر مشتقات آن باید در فارسی به کار روند.

زیرا زبان فارسی توانایی ساختن این مشتقات را دارد. از سوی دیگر، من معتقد به طرد واژه های متداول عربی در فارسی نیستم. بعضی از این واژه ها قرن هاست که در فارسی به کار رفته اند و امروز جزو واژگان زبان فارسی هستند، همان طور که تعداد کثیری از واژه های فارسی به صورت معرب در عربی به کار می روند و امروز جزء لاینفک زبان عربی هستند. “در مورد تاثیر زبان فارسی بر عربی از خود قرآن کریم سخن آغاز می کنیم. می بینیم کلمات فارسی فراوانی در این کتاب آسمانی آمده و باز می بینیم که برخلاف خوی ملی گرایی و تعصب عربها یا ایرانیان یا هرنژاد دیگری که می گویند باید زبان را از واژه های بیگانه پیراسته کرد، این کتاب آسمانی از کلمات غیر عربی و از جمله فارسی‌استفاده کرده است.” ( ۱۲ )

بنابراین وقتی صحبت از واژه سازی می شود نباید این توهم به وجود آید که منظور عربی زدایی است.

ب بعضی از ادبای ما وقتی رواج واژه هایی نظیر “قطبیدن” را ( که در برابر polarize به کار رفته ) و یا ” قطبش” و نظایر آن را می بینند دچار تشویش می شوند که “این جعلیات زبان شیرین فارسی را خراب می کنند، به گنجینهً پر ارزش ادب فارسی لطمه می زنند، رابطهً ما را با بزرگان ادب فارسی چون حافظ و سعدی قطع می کنند، در آثار قدما کی چنین چیزهایی آمده است؟ ” و نگرانی‌ های دیگری از همین دست.

در پاسخ این بزرگواران باید گفت: اولا ” قطبیدن” از نظر ساخت هیچ فرقی با ” طلبیدن” ندارد که عنصری و ناصرخسرو و خیام و سعدی و مولوی و حافظ و دیگر بزرگان ادب فارسی آن را به کار برده اند ( نگاه کنید به مدخل “طلبیدن” در لغت نامهً دهخدا). ثانیا واژه هایی مانند polarize ، iodize ، ionize و نظایر آن نیز در آثار بزرگان ادب انگلیسی مانند شکسپیر و میلتون و بایرون و جز آن دیده نمی شوند. ولی ساخته شدن این مصدرها در زبان انگلیسی و دهها مشتقی که از آنها به دست می آید هیچ زیانی به گنجینهً ادب زبان انگلیسی وارد نکرده است.

امروز شور و شوق برای خواندن آثار شکسپیر شاید بیش از روزگاری باشد که این واژه ها ساخته نشده بودند. در واقع این دو قضیه هیچ ارتباطی با هم ندارند. ثالثا چنان که پیشتر گفته شد و شواهدی نیز در تایید آن آورده شد، زبان عربی که در نظر بسیاری از مردم زبان متحجری است، اصطلاحات علمی را به باب های مناسب می برد و مشتق های لازم را از آنها به دست می آورد.

اگر چنین است، پس چرا ما از توان زبان فارسی استفاده نکنیم، فعل های تبدیلی نسازیم، و مشتق های لازم را به دست نیاوریم؟ در این میان کار واژه سازی زبان انگلیسی از همه جالب تر و آموزنده تر است. زبان انگلیسی واژهً ion را ( که به معنی “رفتن” است ) از یونانی عاریه می گیرد و در معنای علمی کاملا جدیدی به کار می برد. سپس پسوند ize را که از طریق لاتین از یونانی به دست آورده است بر آن می افزاید و فعل ionize را می سازد. در مرحلهً بعد، پسوند able را که از طریق فرانسه از لاتین به ارث برده به آن اضافه می کند و صفت ionizable را می سازد، و هیچ کس هم ایرادی نمی گیرد.

ولی ما بعد از قرن ها هنوز می گوییم “طلبیدن” مصدر جعلی است، و اجازه نمی دهیم در زبان فارسی فعل جدیدی ساخته شود، آن هم با پسوند فعل سازی که متعلق به خود زبان فارسی است!

باری، نگرانی های ادبای ما گرچه از روی دلسوزی است، ولی ریشه در واقعیت ندارد. شاید وقت آن رسیده باشد که برچسب “جعلی” و “جعلیات” از روی واژه های تازه پاک شود. اگر جز این کنیم، فارسی از لحاظ واژگان علمی زبانی عقیم باقی خواهد ماند.

۲- یکی دیگر از راه هایی که باید برای واژه سازی علمی مورد استفاده قرار گیرد، بهره گرفتن از مشتقات فعل هایی است که هم اکنون در فارسی به کار می روند، یعنی ساختن مشتق از راه قیاس، اعم از اینکه آن مشتق ها در گذشته به کار نرفته باشند یا فعلا متداول نباشند: مثلا ساختن ” نوشتار” به قیاس “گفتار” یا “رسانه” به قیاس “ماله” و مانند آن.

دکتر محمد مقدم در آیندهً زبان فارسی جدولی از ده فعل فارسی به دست می دهد که از هر کدام می توان بالقوه هفت مشتق به دست آورد که جمعا هفتاد صورت می شود. او می نویسد: “از هفتاد صورتی که دراین جدول داریم می بینیم که چهل و پنج صورت را به کار نمی بریم در حالی که به همهً آنها نیازمندیم. اکنون به آن بیفزایید صدها واژهً همکرد ( مرکب ) را که با آنها نساخته ایم و هزارها واژهً دیگر را که می توانیم تنها از این چند ریشه با گذاشتن پیشوند و پسوند های گوناگون… بسازیم.”

از زمانی که دکتر مقدم این سخنرانی را ایراد کرد ( سوم دی ماه ۱۳۴۱ ) و بعدا به صورت دفتری چاپ شد تاکنون سه صورت از آنهایی که به کار نمی رفته به کار افتاده اند: نوشتار، ساختار، و سازه ( مهندسی سازه ).

ما امروزه صفت ” کُنا ” را به کار نمی بریم، در حالی که از ” کُن + آ ” ساخته شده است مانند: گویا، شنوا، روا، توانا و جز آن. از این گذشته این صفت در گذشته به کار رفته است: ” اگر اندر ذات وی بود، وی پذیرا بودی نه کنا ” ( ۱۳ ) . همچنین است کنایی که به قیاس

” توانایی”، ” گویایی ” و مانند آن ساخته شده است، و در گذشته نیز به معنی ” کنندگی ” به کار رفته است. نیز فعل ” کنانیدن ” در گذشته به صورت متعدی سببی به کار رفته است ( ۱۴ ). حال با استفاده از این امکانات زبان فارسی ما می توانیم مشکل یک گروه از اصطلاحات شیمی را چنین حل کنیم:
کناننده activating کنا active
کناننده activator کنایی activity
کنانش activation کنانیدن activate
انرژی کنانشی activation energy کنانیده activated

منظور از این مثال این نیست که بگوییم اصطلاحاتی که شیمیدان ها در فارسی به کار می برند غلط است و باید آنها را دور بریزند و در عوض این مجموعه را به کار برند؛ بلکه منظور از آن نشان دادن امکانات ناشناختهً زبان فارسی و به ویژه نشان دادن اهمیت قیاس در واژه سازی علمی است. در مثال بالا، ” کنا “، ” کنایی ” و ” کنانیدن ” همه قبلا در فارسی به کار رفته بودند. ولی فرض می کنیم که هیچ کدام از آنها به کار نرفته بودند. در آن صورت نیز ما می توانستیم همین مجموعه را یا نظایر آن را از روی قیاس بسازیم و به کار ببریم. حتا اگر ناچار بودیم می توانستیم این مجموعه را با واژه ای از اصل عربی بسازیم: فعال، فعالایی ( یا فعالیت )، فعالانیدن، فعالاننده، فعالانش، فعالانشی، و اشتقاق های لازم دیگر.

ما باید خود را با نیازهای واژه سازی علمی بیشتر آشنا کنیم. باید این حرف را فراموش کنیم که ساختن ” مصدر جعلی ” جایز نیست. باید از این فرض نادرست دست برداریم که کاربرد واژه امری است “سماعی” و نه قیاسی.

زبانی که قدما به کار برده اند جوابگوی نیازهای آن روز جامعهً ما بوده است. ما می توانیم و باید اندوخته ای را که آنها برای ما گذارده اند دست مایه قرار دهیم، ولی نمی توانیم تنها به آن اکتفا کنیم. باید کند و زنجیری را که ندانسته به پای زبان فارسی زده ایم باز کنیم و بگذاریم زبان همگام با نیازها و تحولات شگرف جامعهً امروز آزادانه پیش برود. اینجاست که نیاز به وجود یک فرهنگستان علوم کاملا احساس می شود، فرهنگستانی که با چشم باز به جهان واقعیات نگاه کند و بتواند سنجیده و خردمندانه گام بردارد.

.


.

یاداشت ها

۱- فرهنگ معین یکی از معانی “نمودن” را انجام دادن، عمل کردن، و کردن ضبط کرده است، همان گونه که امروز به کار می رود. مثلا: “تسلیم نمودن” به جای “تسلیم کردن”. دکتر معین یادآور می شود که بعضی از محققان این کاربرد را درست نمی دانند، ولی اضافه می کند: ” باید دانست که بزرگان آن را استعمال کرده اند:

پس سلیمان آن زمان دانست زود
که اجل آمد، سفر خواهد نمود

مثنوی

۲- ناتل خانلری، پرویز، تاریخ زبان فارسی، جلد دوم، پیوست شمارهً۱. بنیاد فرهنگ ایران ۱۳۵۲.

۳- خانم پریوش غفوری، خانم اکرم شیرزاده فرشچی، و آقای دکتر عنایت الله صدیقی ارفعی.

۴- Random House Dictionary of the English Language, ۱۹۸۶

۵- ژاله رستم پور، پژوهشی دربارهً افعال مرکب، پایان نامهً فوق لیسانس زبانشناسی ۱۳۵۹.

۶- از بعضی از فعل های مرکب گاه مشتقی رایج شده است، ‌ولی تعداد آنها بسیار اندک است.

۷- از آقای دکتر رحمت حقدان سپاسگزارم که مرا در گردآوری اطلاعات لازم که به زبان پهلوی مربوط می شد یاری کردند.

۸- صادقی، علی اشرف، ” تحول افعال بی قاعدهً زبان فارسی “، مجلهً دانشکدهً ادبیات و علوم انسانی مشهد، شمارهً زمستان ۱۳۴۹.

۹- از گفتگو با آقای دکتر احمد تفضلی در این زمینه بهره مند شده ام. از ایشان سپاسگزارم.

۱۰- اکثر این شاهدها از لغت نامهً دهخدا گرفته شده اند.

۱۱- مقدم، محمد، آیندهً زبان فارسی، انتشارات باشگاه مهرگان، دیماه ۱۳۴۱.

۱۲- احمدی، احمد ” ماهیت، ساخت و گسترهً زبان فارسی “، زبان فارسی، زبان علم، مرکز نشر دانشگاهی، ۱۳۶۵.
۱۳- نگاه کنید به مدخل های مربوط در فرهنگ معین.

۱۴- لغت نامهً دهخدا.

.


.

فایل pdf مقاله «فارسی زبان عقیم؟»

منبع : نشریه آدینه فروردین ۱۳۶۸ شماره ۳۳

.


.


دانلود + ادامه مطلب

۱۰ غذا با کلسترول بالا که باید از مصرف آن‌ها اجتناب کرد

خطر مبتلا شدن به بیماری‌ها از جمله بیماری‌های قلبی و عروقی را می‌توان با کنترل و پایین آوردن میزان کلسترول خون کاهش داد. در لیست زیر ۱۰ غذا با کلسترول بالا که باید از مصرف آن‌ها اجتناب کرد را گردآوری کرده‌ایم.

۱- فرآورده‌های لبنی پرچرب

غذا با کلسترول بالا

 

از مصرف فرآورده‌های شیر که بیش‌تر از ۱ درصد چربی دارند، برای مثال بیش‌تر پنیرها، خامه و مکمل قهوه کم‌تر استفاده کنید. شیر بدون چربی، شیر تعدیل شده و فرآورده‌های بدون چربی بسیار بهتر از فرآورده‌های پرچرب هستند.

۲- زرده‌ی تخم مرغ

 

غذا با کلسترول بالا

یکی دیگر از ۱۰ غذا با کلسترول بالا در این لیست زرده‌ی تخم مرغ است.تخم مرغ یک غذا با پروتئین بالا و سرشار از ارزش غذایی است. هرچند زرده‌ی تخم مرغ با کلسترول غنی شده است و سبب آسیب زیادی می‌شود. بهتر است که سفیده‌ی تخم مرغ را مصرف کنید و قسمت زرده‌ی آن را حذف کنید.

۳- فست فود

غذا با کلسترول بالا

فست فودهایی مانند برگر، تاکو، سیب زمینی، چیپس و مرغ سرخ شده هم از چربی خالص و هم از چربی اشباع شده برخوردار هستند. شما می‌توانید این‌ها را با انتخاب‌های سالم‌تری هم‌چون ساندویچ‌های گریل شده، سالادهایی با سس کم‌چرب و غذاهایی که سرخ نشده‌اند، جایگزین کرد.

۴- گوشت، مرغ و ماهی

غذا با کلسترول بالا

این محصولات اگر به اندازه‌ی کنترل شده مصرف شوند، برای سلامتی بسیار مفید هستند. نباید این‌ها را بیش‌تر از ۱۴۰ گرم در روز استفاده کرد. همچنین باید این‌ها را با مصرف غذاهای کم کلسترول دیگری تعدیل نمود.

۵- بستنی

غذا با کلسترول بالا

ظاهراً بستنی‌ها خوراکی با کالری بالا هستند که چربی بیش‌تری از اسنک سرخ شده دارند. می‌‌توان این‌ها را با بستنی میوه‌ای خانگی جایگزین کرد.

۶- الکل

غذا با کلسترول بالا

مصرف زیاد الکل به خصوص مشروب با درصد الکل ۴۰ درصد، می‌تواند سطح کلسترول را بالا ببرد.

۷- مواد غذایی پخته شده

غذا با کلسترول بالا

باید مصرف مافین، کیک، نان و کروسان‌هایی که با چربی هیدروژن‌دار یا اشباع شده، تخم مرغ یا شیر خالص درست شده است را کاهش داد. تمام این‌ها می‌توانند به طور چشمگیری سطح کلسترول را در بدن افزایش دهند. بهتر است از مواد غذایی کم‌چرب استفاده کنید و خوردن تاپینگ، مربا و کره را محدود کنید.

۸- آجیل

غذا با کلسترول بالا

آجیل، یک اسنک بسیار خوب برای مصرف میان وعده است. برخی از آجیل‌ها، چربی اشباع شده‌ی بالایی دارند. تنها، بادام، فندق و هسته‌ی کاج از مقدار کلسترول معتدلی برخوردارند.

۹- نوشیدنی‌های گازدار

غذا با کلسترول بالا

نوشیدنی‌های گازدار، شکر بسیار بالایی دارند. این شکر می‌تواند به آسانی سطح کلسترول را تحت تأثیر قرار دهد.

۱۰- جگر

غذا با کلسترول بالا
Raw chicken liver

کلسترول در جگر (کبد) تولید و ذخیره می‌شود. مصرف جگر منجر به افزایش سطح کلسترول می‌شود. این‌ها بسته به نیاز بدن شما است، که یا کلسترول افزوده صرف سوخت و ساز بدن شود یا به کلسترول موجود در بدن شما اضافه شود.

  • [۰] منبع

نوشته ۱۰ غذا با کلسترول بالا که باید از مصرف آن‌ها اجتناب کرد اولین بار در بر بال اندیشه. پدیدار شد.


دانلود + ادامه مطلب

بحث روزه • بر بال اندیشه

بحث روزه

بحث روزه

به این مطلب امتیاز دهید!

اخیرا توضیحی از آقای ترکاشوند درباره حدود روزه در ماه رمضان در شبکه­‌های اجتماعی پخش شده است که با بررسی نویی درباره محتوای آیات روزه به این بحث پرداخته است. آنچه را که من از سخن ایشان برداشت کرده ام را در این قسمت ذکر می کنم و البته کمی دامنه بحث را گسترده تر کرده و پرسش­هایی را مطرح می کنم.

بحث ناظر بر آیات ۱۸۳ تا ۱۸۷ بقره است که به موضوع روزه پرداخته است. این بخش از سوره بقره ار ایات ۱۶۹ تا ایات … به بررسی و ارائه احکام پرداخته شده است. مسائلی هم­چون: بحث درباره طعام و حدود و حرمت آن (۱۶۸تا۱۷۶)، بحث درباره قصاص (۱۷۸تا۱۷۹)، بحث درباره وصیت (۱۸۰تا ۱۸۲)، بحث درباره روزه (۱۸۳تا۱۸۵)، بحث درباره همبستری در ضمن عبادات (۱۸۷و ۱۹۷)، بحث درباره مصرف اموال و دارایی بین افراد (۱۸۸)، پرسش درباره أَهِلَّه (۱۸۹)، بحث درباره جهاد (۱۹۰تا۱۹۳)، بحث درباره ماه­های حرام (۱۹۴)، بحث درباره انفاق (۱۹۵)، بحث درباره حج (۱۹۶تا۲۰۳) و …

این تفکیک در آیات به فهم ما از کلیت مطالب کمک خواهد کرد که در ادامه توضیح بیشتری خواهم داد.

آیات مربوط به بحث روزه بدین قرار است: (یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیَامُ کَمَا کُتِبَ عَلَى الَّذِینَ مِن قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ ۱۸۲* أَیَّامًا مَّعْدُودَاتٍ فَمَن کَانَ مِنکُم مَّرِیضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّهٌ مِّنْ أَیَّامٍ أُخَرَ وَعَلَى الَّذِینَ یُطِیقُونَهُ فِدْیَهٌ طَعَامُ مِسْکِینٍ فَمَن تَطَوَّعَ خَیْرًا فَهُوَ خَیْرٌ لَّهُ وَأَن تَصُومُواْ خَیْرٌ لَّکُمْ إِن کُنتُمْ تَعْلَمُونَ ۱۸۳* شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِیَ أُنزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَبَیِّنَاتٍ مِّنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ فَمَن شَهِدَ مِنکُمُ الشَّهْرَ فَلْیَصُمْهُ وَمَن کَانَ مَرِیضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّهٌ مِّنْ أَیَّامٍ أُخَرَ یُرِیدُ اللّهُ بِکُمُ الْیُسْرَ وَلاَ یُرِیدُ بِکُمُ الْعُسْرَ وَلِتُکْمِلُواْ الْعِدَّهَ وَلِتُکَبِّرُواْ اللّهَ عَلَى مَا هَدَاکُمْ وَلَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ ۱۸۴)

سخن از مکتوب شدن روزه بر مسلمین است همچنان که بر قبل از ایشان نیز این عمل به انجام رسیده. این روزه مکتوب «أَیَّامًا مَّعْدُودَاتٍ» طبق سخن آقای ترکاشوند سه روز است. به قرینه این ترکیب در آیه ۲۰۳ بقره که درباره حج است (۱۱ـ۱۳ ذیحجه) به سه روز اشاره کرده است. این ترکیب در سه آیه قرآن ذکر شده است: ۱) أَیَّامًا مَّعْدُودَاتٍ فَمَن کَانَ مِنکُم مَّرِیضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّهٌ مِّنْ أَیَّامٍ أُخَرَ وَعَلَى الَّذِینَ یُطِیقُونَهُ فِدْیَهٌ طَعَامُ مِسْکِینٍ فَمَن تَطَوَّعَ خَیْرًا فَهُوَ خَیْرٌ لَّهُ وَأَن تَصُومُواْ خَیْرٌ لَّکُمْ إِن کُنتُمْ تَعْلَمُونَ ـ بقره۱۸۳؛ ۲) وَاذْکُرُواْ اللّهَ فِی أَیَّامٍ مَّعْدُودَاتٍ فَمَن تَعَجَّلَ فِی یَوْمَیْنِ فَلاَ إِثْمَ عَلَیْهِ وَمَن تَأَخَّرَ فَلا إِثْمَ عَلَیْهِ لِمَنِ اتَّقَى وَاتَّقُواْ اللّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّکُمْ إِلَیْهِ تُحْشَرُونَ ـ بقره۲۰۳؛ ۳) ذَٰلِکَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا لَنْ تَمَسَّنَا النَّارُ إِلَّا أَیَّامًا مَعْدُودَاتٍ ۖ وَغَرَّهُمْ فِی دِینِهِمْ مَا کَانُوا یَفْتَرُونَ ـ آل­عمران۲۴٫ تنها آیه­ای که از طریق قرینه می­توان به حدود این ترکیب جمع پی برد، مربوط به حکم حج در آیه ۲۰۳ است و ناظر بر سه روز می­باشد. (در قران لفظ معدودات بصورت جمع تنها در همین سه آیه ذکر شده و بصورت مفرد (معدوده) در آیه ۸۰ بقره و هود ۸ و ۱۰۴برای مدعای یهود و اقامت کوتاه در جهنم و ارزان فروشییوسف توسط برادران (یوسف۲۰) ذکر شده است. درباره «ایام» و اوردن عدد همراه ان در قران چهار نوع عدد همراه این واژه امده است: عدد شش برای بیان آفرینش عالم، عدد سه برای بیان احکام (بقره۱۹۶ درباره حج؛ آل­عمران۴۱ درباره حکم منع تکلم برای زکریا؛ مائده۸۹ درباره کفاره شکستن پیمان؛ هود۶۵ درباره مکس سه روزه قوم صالح پس از پی کردن ماده شتر)، عدد چهار برای بیان آفرینش مواد خوراکی (فصلت۱۰) و عدد هشت برای بیان عذاب قوم عاد (حاقه۷) ذکر شده است. این نکته جالبی است که در قران در بیان احکام در ترکیبات عدد و واژه ایام تنها از عدد سه استفاده کرده است.

نکته دیگر مقایسه ترکیب «ایاما معدودات» با ترکیب «أَیَّامٍ مَّعْلُومَاتٍ» (حج۲۸) است. واژه «معلوم» برای کاربرد زمانی در قران در آیات حجر۳۸، حج۲۸، شعرا۳۸ و ۱۵۵، ص۸۱ و واقعه۵۰ است. تنها کاربرد جمع آن درباره بحث حج و در آیات بقره۱۹۷ و حج۲۸ است. تنها ایه ای که فهم صریحی از حدود این واژه را ارائه می کند نیز همین دو آیه است و نشان می دهد که بازه زمانی معلوم کاملا مشخص است. حال یا اگاهی درباره آن برای همه ممکن است مانند حج، و یا آگاهی از ان تنها برای خداوند مشخص است مانند دیگر آیات. به عبارت دیگر جایگاه و مختصات زمانی مشخص را بیان می­کند. در برابر معدودات که جایگاه و مختصات را تعیین نمی کند و فقط حدود و مدت را بیان می­کند.

نتیجه آنکه ایاما معدودات که بر مسلمین نوشته شده (در تفسیر فرض شده) ناظر بر سه روز نامشخص است و مختصات دقیق ندارد. البته تا انتهای آیه ۱۸۳ بقره. البته درک تاریخی به ما کمک می­کند و می­گوییم این سه روز گویا در همه ماه­ها به وقوع می پیوسته و افراد سه روز را در هر ماه روزه می­گرفتند. البته این سخن نیازمند تحقیق جدی در فرهنگ عرب است. هم­چنین در همین آیه ۱۸۳ بقره ذکر می­شود که اگر برای انجام روزه ایاما معدودات مریض باشید یا در سفر باشید، به همان میزان در روزهای دیگری روزه بگیرید و البته کسانی که توانایی مالی دارند می توانند به مسکینی طعام دهند. البته پرسشی در اینجا مطرح می شود که آیا حکم اطعام مسکین برای توانمندان مابه ازاء موضوع جایگزینی برای نگرفتن روزه ایاما معدودات بدلیل مریض بودن یا در سفر بودن است یا اینکه مابه ازاء کلیت امر روزه در ایاما معدودات است. البته گمان می کنم اگر بگوییم ما به ازاء موضوع روزه به شکل عام است، با «کتب علیکم الصیام» که بطور عام مطرح شده هم­خوانی ندارد.

آیه بعد تصور می­شود که کیفیت طرح شده در ایه ۱۸۳ را مقید و مشخص می­کند. به این صورت که زمان ناملوم را از حیث مختصات زمانی با اشاره به ماه رمضان مقید می­سازد. البته تفاوتهایی بین دو آیه وجود دارد که در ادامه خواهد آمد. آیه ۱۸۴ با ذکر ماه رمضان و ویژگی خاص ان یعنی نزول قران و ویژگی قران که همان هدایت است آغاز می­شود. در ادامه ذکر می­شود که هرکه این ماه را دریابد (به این ماه برسد) باید آن را روزه بگیرد (فَلْیَصُمْهُ). اولا شرط می کند که هرکه این ماه را درک کند تا نشان دهد زمان مقید و مختصلت دقیق مدنظر است و این موضوع با روزه در هر روز سال متفاوت است. در ادامه جمله (فَلْیَصُمْهُ) را می­گوید. حال سوال مطرح می شود که ایا (هُ) در این جمله که به رمضان بر می­گردد ناظر بر این است که این ماه را تماما روزه بگیرد یا ناظر بر این است که این ماه را روزه بگیرد با همان توصیف که در ایه قبل آمده است. یعنی ایاما معدودات این ماه را روزه بگیرد؟ به عبارت دیگر آیا حکم ایاما معدودات برای روزه بر مسلمین نوشته شده (فرض شده) و این اصل حکم است و این آیه مختصات زمانی مقید ان را بیان می­کند؟ یا اینکه این آیه می گوید روزه ماه رمضان به تمامه فرض شده بر مسلمین؟ البته بازه زمانی و حدود ان ضرورتا از (فَلْیَصُمْهُ) استنباط نمی­شود و این امرنیاز به دلایل دقیق­تری است.

در ادامه به ویزگی صوم در ماه رمضان در مقایسه با آیه قبل اشاره می کند و ان این موضوع است که اگر کسی مریض باشد یا در سفر باشد باید به هملن میزان که روزه نگرفته در روزهای دیگری روزه بگیرد اما به این موضوع شاره نمی کند که افراد متمکن می­توانند عوض روزه رمضان مسکین غذا دهند. در ادامه نیز می گوید قصدش در این معین کردن مختصات زمانی و جایگزین­های آن اسانی و راحتی است و نه سختی.

گمان می­کنم بر همین اساس آقای ترکاشوند حکم روزه تخییری و تعیینی را بیان کرده است. البته چند احتمال هم می­توان داد که ممکن است بسیار ضعیف باشد. یک احتمال انکه ایه ۱۸۳ بقره ناظر بر حکم روزه بصورت کلی است که تا قبل از تعیین مختصات دقیق زمانی رواج داشته و حکم جدید علاوه بر تعیین مختصات بر لزوم روزه ولو بصورت کفاره تاکید میی کند و بحث اطعام را کنار گذاشته. البته این موضوع با کلیت تعالیم اسلامی کمی ناسازگار به نظر می رسد. احتمال دیگر ناظر بر نوشته شدن روزه بصورت ایاما معدودات است و تفصیل آن به این صورت است که روزه گرفته شود و اگر بخاطرر مریضی یا سفر امکانش میسر نشد، عوض ان روزهای دیگری را روزه بگیرند. هم­چنین اطعام عوض نگرفتن روزه بخاطر تمکن ناظر بر کلیت روزه گرفتن نیست و ناظر بر کفاره است که چون در یک آیه ذکر شده در آیه دیگر اشاره نشده است. یا درباره تعیین مختصات دقیق زمانی در ایه ۱۸۴، قصد شارع تأکید بر روزه گرفتن بوده و لذا برای بار دوم به این امر اشاره نکرده است. احتمال دیگر ناظر بر دو سطح از روزه داری است که در یکی به زمانی نامتعین اشاره کرده که می توان عوض نگرفتن ان در روزهای دیگر روزه بگیریم و یا اگر تمکن داریم، عوض کفاره نگرفتن به مسکینی طعام بدهیم (آیه ۱۸۳) و در دیگری اشاره به زمانی متعیین و دقیق شده (ماه رمضان) که در ان حتما روزه می گیریم و عوض ان نیز باید روزه بگیریم و کفاره ای در کار نیست. این تأکید در بخشی از آیه ۱۸۴ بقره مشهود است (وَلِتُکْمِلُواْ الْعِدَّهَ وَلِتُکَبِّرُواْ اللّهَ عَلَى مَا هَدَاکُمْ وَلَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ). بر این اساس، اگر در ماه های دیگر روزه نمی گیریم بخاطر سفر یا مریضی و نمی خواهیم روزه بگیریم، باید اطعام کنیم و این امر لزوم دارد. در مورد دوم نیز باید روزه گرفته شود. فقط اینجا مطرح می­شود که برخی اساسا توانایی روزه ندارند و لذا اجبار به روزه تکلیف مالایطاق است.

گمان می کنم ناتوانی در قرآن برای انسان در غالب مریضی تصویر شده است زیرا شروط روزه گرفتن در این دو آیه منوط به اقامت داشتن و ثبات مکانی و توانایی داشتن وسلامت بدنی شده است. لذا می­توان عدم سلامت بدن مادامی که برقرار باشد، حکم روزه از وی ساقط است حتی اگر فرد در همین فرایند چندین سال بماند و بمیرد. کهولت سن نیز می تواند نوعی کاستی بدنی و بیماری در این دستگاه تلقی شود. هم­چنین است حکم آسیب رسانی به بدن که منجر به بیماری است. شرط ثبات مکانی را نیز می توان درارتباط با سلامت تفسیر کرد، هرچند که می تواند به دلایل گسترده تری هم­چون امنیت و آسایش و .. تعمیم یابد. این مطلب از ادامه آیه به خوبی فهمیده می شود (یُرِیدُ اللّهُ بِکُمُ الْیُسْرَ وَلاَ یُرِیدُ بِکُمُ الْعُسْرَ).

به گمانم اگر این دو آیه را دو حکم روزه بگیریم، باید هر دو را بر حکم آیه ۱۸۲حمل کنیم (کتب علیکم الصیام) و لذا با دو مقوله روزه داری واجب روبرو خواهیم بود. اما می­توان دو آیه ۱۸۳ و ۱۸۴ را یکی دانست و اشاره کرد که در یکی (آیه۱۸۳) کمیت زمانی (سه روز) وکیفیت (جایگزینی بدل روزه نگرفتن) را بیان کرده و در دیگری (آیه۱۸۴) مختصات زمانی را بیان کرده حدود مطرح در آیه قبل را به ان افزوده و معنا را کامل کرده است. البته در آیه ۱۸۳ به اطعام بواسطه توانگری اشاره کرده اما در ایه ۱۸۴ بدان اشاره نکرده است و این موضوع برای من نکته مبهم است و شاید تنها دلیل دوگانه انگاری برای دو نوع روزه تلقی شود.

البته محل نزاع به این تفاوت ختم نمی شود و نکته مهم درباره تعداد روزهای روزه گرفتن ناظر بر جمله (فَلْیَصُمْهُ) باقی می­ماند. زیرا ضمیر هُ اشاره به ماه رمضان دارد و عده ای معتقدند که اشاره به روزه گرفتن در کل ماه را دارد. هرچند تصور من این است که صرف این دلیل نمی تواند به ما قطعیتی بدهد در اینکه این ضمیر حدود زمانی روزه را تعیین می کند و درآیه ۱۸۲ بعد از مکتوب شدن روزه (فرض شدن) صریحا اشاره به حدود زمانی ان (ایاما معدودات) شده است. مگر انکه دلایل دیگری اقامه شود. البته من تصور می کنم که دوگانه انگاری روزه (تخییری و تعیینی) نمی تواند دقیق باشد و حکم ناظر بر یک امر روزه به شکل مفروض است و فقط باید درباره احکام ناظر بر آن در دو آیه ۱۸۳ و ۱۸۴ دقت بیشتری کرد و تکلیف بحث اطعام را مشخص کرد. مگر اینکه اقای ترکاشوند دلایل بیشتری در این دو نوع انگاری اقامه کند. هم­چنین در این سخن که روزه گرفتن در جهت تجربه درد و رنج گرسنگان و تشنگان است، من شدیدا مخالفم و این را ضعیف ترین نوع دلیل می دانم که بحث مفصلی است.

جدول توصیفی آیات بحث روزه

حکم (آیه ۱۸۲ بقره) کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیَامُ کَمَا کُتِبَ عَلَى الَّذِینَ مِن قَبْلِکُمْ
دلیل صدور حکم (آیه ۱۸۲ بقره) لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ
مخاطب انجام حکم (آیه ۱۸۲ بقره) یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا
مدت اجرای حکم (آیه ۱۸۳ بقره) أَیَّامًا مَّعْدُودَاتٍ
زمان دقیق اجرای حکم (آیه ۱۸۴ بقره) فَمَن شَهِدَ مِنکُمُ الشَّهْرَ [رمضان] فَلْیَصُمْهُ
شروط لغو یا شروط لازم برای انجام حکم (مشترک در دو ایه ۱۸۳ و ۱۸۴ بقره) مَن کَانَ مِنکُم مَّرِیضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ (آیه ۱۸۳)

مَن کَانَ مَرِیضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ (آیه۱۸۴)

کفاره روزه نگرفتن به دلیل نبود شروط (آیه ۱۸۳ بقره) فَعِدَّهٌ مِّنْ أَیَّامٍ أُخَرَ وَعَلَى الَّذِینَ یُطِیقُونَهُ فِدْیَهٌ طَعَامُ مِسْکِینٍ
کفاره روزه نگرفتن به دلیل نبود شروط (آیه ۱۸۴ بقره) فَعِدَّهٌ مِّنْ أَیَّامٍ أُخَرَ
تأکید بر انجام فریضه روزه (آیه ۱۸۳بقره) وَأَن تَصُومُواْ خَیْرٌ لَّکُمْ
تأکید بر انجام فریضه روزه (آیه ۱۸۴بقره) وَلِتُکْمِلُواْ الْعِدَّهَ وَلِتُکَبِّرُواْ اللّهَ عَلَى مَا هَدَاکُمْ
دلیل تأکید بر انجام فریضه روزه (آیه ۱۸۳بقره) إِن کُنتُمْ تَعْلَمُونَ
دلیل تأکید بر انجام فریضه روزه (آیه ۱۸۳بقره) وَلَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ
تلطیف تأکید بر لزوم روزه گرفتن (آیه ۱۸۴ بقره) یُرِیدُ اللّهُ بِکُمُ الْیُسْرَ وَلاَ یُرِیدُ بِکُمُ الْعُسْرَ

از این آیات فهمیده می­شود که:

۱_ دلیل حکم روزه تحقق تقوا در (یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا) است که مخاطب حکم می باشند و در قرآن ۸۹ مرتبه محل خطاب واقع شدند.

۲_ ایاما معدودات ناظر بر کاربردهای مشابه در قران دلالت بر سه روز دارد.

۳_ ترکیب ایاما معدودات از طریق مقایسه با ترکیب ایاما معلومات به این صورت معنا می شود که اشاره بر زمانی نامتعیین و بدون مختصات دقیق دارد.

۴_ تعیین زمان متعیین و دقیق روزه در ماه رمضان است.

۵_ دو شرط لازم و کافی برای روزه گرفتن عدم بیماری و در سفر نبودن است.

۶_ جایگزین روزه تکرار ان در روزهای دیگر است. هم­چنین اطعام مساکین نیز برای تانگران ذکر شده است.

۷_ تأکید عمده بیشتر روزه گرفتن است تا اطعام دادن. هم­چنین در بحث از تعیین زمان دقیق به اطعام اشاره نشده و تدکید بر روزه با ذکر خیرخواهی خداوند تلطیف شده است.

۸_ تأکید بر روزه گرفتن به گونه ای است که اگر (یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا) فکر کنند به آن یا درستی آن پی می برند و شاید که از این طریق روزه شکرگذار شوند.

امید آنکه با ارائه تحقیق جامع اقای ترکاشوند، این مسائل به صورت دقیق تری بحث و بررسی شود.

.


.

بحث روزه

سید حمید رئوف

۲۰/۳/۹۷

.


.


دانلود + ادامه مطلب

درماتیت سبورئیک و ۶ مورد از درمان‌های طبیعی این بیماری

درماتیت سبورئیک یک بیماری پوستی التهابی بوده و اغلب بر روی پوست سر تاثیر می‌گذارد. این بیماری باعث ایجاد پلاک‌های قرمز بر روی سر شده اما ممکن است بر روی صورت و قسمت‌های فوقانی بدن نیز ظاهر شود. نواحی آسیب‌دیده می‌توانند منجر به ایجاد ترشح یک ماده چرب بر روی فولیکول‌های مو گردند. درماتیت سبورئیک مسری نبوده و در نتیجه آلرژی یا واکنش خود ایمنی رخ می‌دهد. این بیماری برای اکثر افراد شرایط مادام‌العمر داشته و با گذشت زمان شدت می‌یابد. در نظر داشته باشید که درماتیت سبورئیک مزمن در نظر گرفته می‌شود، این بدان معنا است که با درمان بهبود خواهد یافت اما به طور کامل درمان نمی‌شود.

درماتیت سبورئیک

توضیحاتی در رابطه با درماتیت سبورئیک

این بیماری می‌تواند سبب بروز خارش، قرمزی، تورم، چرب شدن و پوسته سفید یا زرد رنگ بر روی ناحیه آسیب‌دیده شود و برای خلاصی از علائم نامبرده شده به چندین دور درمان نیاز است. درمان‌های طبیعی می‌توانند به کاهش عوارض جانبی و بهبود بخشیدن آن کمک نمایند. بر اساس گزارش یک مجله پزشکی، درماتیت سبورئیک در ۱ تا ۳ درصد جمعیت رایج است و علل آن ناشناخته می‌باشد. در نظر داشته باشید که شرایط خاص پزشکی می‌تواند خطر ابتلا به این بیماری را افزایش دهد. در این قسمت به سایر شرایطی که ممکن است فرد را در معرض خطر قرار دهد، اشاره خواهیم کرد:

  • آکنه مزمن
  • مشروبات الکلی
  • افسردگی
  • اختلالات اشتها
  • پسوریازیس
  • رزاشیا

محققان بر این عقیده‌اند که ژنتیک و هورمون‌ها می‌توانند نقش مهمی در توسعه این بیماری داشته باشند. استرس، مخمر پوستی بیش از حد و همچنین هوای سرد و خشک نیز می‌توانند باعث ایجاد درماتیت سبورئیک گردند.

علائم بروز درماتیت سبورئیک

علائم این بیماری در طول فصل‌های سرد و خشکی هوا به مراتب بدتر خواهند شد و شامل موارد قید شده زیر می‌گردند:

  • شوره سر یا پوسته دادن مو، ریش، سبیل و ابرو
  • چرب شدن پوست، صورت، بینی، پلک‌ها، گوش‌ها، زیر بغل، کشاله ران و زیر سینه‌ها
  • قرمزی و التهاب پوست
  • احساس خارش

معرفی برخی از درمان‌های طبیعی این مشکل

همانطور که گفته شد یک درمان جایگزین برای همه انواع این بیماری وجود ندارد و درمان‌ها با توجه به شرایط پوستی فرد، متفاوت خواهند بود. در این قسمت از مقاله به برخی از درمان‌های طبیعی که به کاهش علائم و درمان زخم‌ها کمک می‌نمایند اشاره خواهیم کرد:

۱٫ مراقبت از پوست 

وجود درماتیت سبورئیک در بدن به ویژه چهره نیازمند این است که فرد هر روز با شستن آب و صابون، نواحی آسیب‌دیده را تمیز نگه دارد. دریافت مقدار زیاد نور خورشید نیز می‌تواند رشد مخمر را افزایش دهد و برای پوست مشکلاتی را به وجود آورد. دقت داشته باشید که برای بهبود علائم پوستی می‌توانید از شامپوهای ضد شوره که حاوی اسانس زغال، سالیسیلیک اسید، سولفید سلنیوم یا پیریتیون روی می‌باشند، استفاده نمایید، البته استفاده از این شامپوها فقط برای بزرگسالان توصیه می‌گردد.

۲٫ روغن ماهی

 روغن ماهی که دارای اسیدهای چرب امگا ۳ است، دارای خاصیت ضدالتهابی می‌باشد و بنا بر همین ویژگی نیز روغن شناخته شده‌ای محسوب می‌گردد. مطالعات نشان داده‌اند که مصرف مکمل‌های روغن ماهی موجب کاهش علائم پوستی بیماری‌های مختلف التهابی پوست می‌شوند و این نکته بسیار حائز اهمیت است. مادران شیرده باید آگاه باشند که مصرف روغن ماهی باعث افزایش سطح اسیدهای چرب امگا ۳ در شیر مادر می‌شود بنابراین قبل از استفاده این روغن حتما با پزشک مشورت نمایید.

درماتیت سبورئیک

۳٫ آلوئه‌ورا

 این گیاه دارای خواص ضدالتهابی بوده و طبق تحقیقات انجام شده در درمان درماتیت سبورئیک موثر است. استفاده از مکمل‌های آلوئه‌ورا نیز می‌توانند تا حد زیادی به کاهش علائم درماتیت سبورئیک و شدت آن‌ها کمک نمایند، اما استفاده آن‌ها برای کودکان زیر ۱۰ سال ملزم این است که با پزشک مشورت کنید. بهتر است بدانید که گیاه آلوئه‌ورا برای درمان یبوست نیز استفاده می‌گردد بنابراین مصرف مکمل‌ها می‌تواند عوارض جانبی را با خود به همراه داشته باشد که در این قسمت از مقاله به آن‌ها اشاره خواهیم کرد:

  • گرفتگی شکمی
  • اسهال
  • تغییر رنگ ادرار

استفاده موضعی از آلوئه‌ورا همچنین ممکن است به کاهش قرمزی و خارش ناشی از درماتیت سبورئیک کمک نماید. توجه داشته باشید که قبل از استفاده موضعی، بهتر است برای پیشگیری از هرگونه آلرژی مقداری از آن را بر روی قسمتی از پوست خود امتحان کنید و اگر طی ۱۲ تا ۲۴ ساعت هیچ واکنشی وجود نداشته باشد، استفاده موضعی مسلما مشکلی نخواهد داشت، اما زمانی که علائم آلرژی ظاهر شدند باید مصرف آلوئه‌ورا موضعی متوقف شود زیرا واکنش‌های آلرژیک می‌توانند در طول زمان رشد نمایند و عوارض جانبی آن شامل موارد قید شده زیر می‌گردند:

  • قرمزی
  • سوزش
  • واکنش آلرژی بالقوه در افرادی که حساسیت پوستی دارند
  • گزش   

۴٫ پروبیوتیک‌ها

پروبیوتیک‌ها می‌توانند سیستم ایمنی بدن را افزایش داده و پاسخ‌های التهابی را در سراسر بدن کاهش دهند. در حالی که تحقیقات در مورد اثرات پروبیوتیک به جهت بهبود درماتیت سبورئیک محدود است، اما بسیار مثبت عمل خواهد کرد. در نظر داشته باشید که مصرف محصولات حاوی پروبیوتیک مانند ماست و یا مکمل‌های خوراکی برای کودکان زیر ۱ سال توصیه نمی‌گردد.

۵٫ روغن درخت چای

 این روغن به عنوان درمان بسیاری از بیماری‌های پوستی مورد استفاده قرار می‌گیرد و دارای ویژگی‌های ضدباکتری، ضدقارچی و ضدالتهابی است. استفاده موضعی روغن درخت چای بلامانع است اما باید با روغن‌های حاملی مانند نارگیل یا روغن زیتون رقیق شود، بدین صورت که قبل از مصرف ۳ تا ۵ قطره از روغن درخت چای را در یک اونس روغن حامل مخلوط نمایید. انجام این کار می‌تواند به کاهش خارش و بهبود پوست کمک نماید.

۶٫ سایر روغن‌های ضروری

 روغن پامچال، روغن گل گاوزبان و روغن دانه کشمش سیاه حاوی خواصی هستند که می‌توانند در درمان علائم درماتیت سبورئیک مفید واقع شوند. این روغن‌ها می‌توانند به کاهش خارش و قرمزی پوست کمک نمایند اما باید قبل از استفاده با روغن‌های حامل رقیق شوند. استفاده از روغن‌های ضروری در کودکان، نوزادان، زنان باردار و مادران شیرده باید با احتیاط و پس از مشورت با پزشک انجام گیرند. توجه داشته باشید که روغن‌های ضروری نباید به صورت خوراکی مصرف گردند بلکه به صورت موضعی مورد استفاده قرار خواهند گرفت.

درمان‌های دارویی این بیماری

درماتیت سبورئیک

داروهای موضعی شایع‌ترین درمان برای بیماری درماتیت سبورئیک محسوب می‌شوند و شامل موارد زیر می‌گردند:

  • کرم‌ها
  • فوم
  • ژل
  • لوسیون
  • پماد حاوی کورتیکواستروئیدها یا هیدروکورتیزون

توجه داشته باشید که مصرف بیش از حد این داروها می‌توانند سبب نازکی پوست شوند، از این رو پزشکان این موارد را در کوتاه مدت توصیه می‌نمایند.

منبع: https://asanteb.com


دانلود + ادامه مطلب

۱۰ رمان برتر ایران

ادبیات برای ایرانی‌ها از دیرباز جایگاهی خاص داشته است. در گذشته بخش اعظم ادبیات ما را شعر و شعرا در اختیار داشتند. بزرگانی مانند فردوسی، سعدی، حافظ، عطار و خیلی‌های دیگر که به آوازه‌ی جهانی دست پیدا کردند. امروزه ادبیات ما مانند باقی اجزای جامعه ایران روند رو به مدرن شدن دارد و نثر، بخشی اعظم از سهم شعر را در ادبیات فرا گرفته است. نویسندگان بزرگی چون صادق هدایت، محمود دولت آبادی، سیمن دانشور، رمان‌های برتر ایران را خلق کردند و به دنیای ما رنگ و جلای تازه ای بخشیده‌اند. در زیر شما را دعوت می‌کنم ۱۰ رمان برتر ایران را بشناسید.

۱- بوف کور

رمان برتر ایران

بوف کور اثری برجسته از صادق هدایت نویسنده معاصر ایرانی است که رمانی کوتاه و در سده ۲ میلادی از اولین نثرهای داستانی ادبیات ایران به شمار می‌آید.سبک و سیاق این رمان، فراواقع و به صورت تک‌گویی یک راوی که دچار توهم و پندارهای روانی است،نوشته شده. این کتاب ارزشمند از فارسی به چندین زبان از جمله انگلیسی و فرانسه ترجمه شده است.

۲- سو و شون

رمان برتر ایران

یکی از ۱۰ رمان برتر ایران سو و شون از پرفروش‌ترین آثار ادبیات داستانی ایران نوشته نویسنده صاحب نام چند دهه گذشته سیمین دانشور است. نویسنده توانای کشورمان، در این رمان زندگی ارباب رعیتی در زمان اشغال ایران از سوی انگلیسی‌ها را به زیبایی به نگارش درآورده‌ است. این رمان تصویری از تغییر و تحولات فارس را در سال‌های جنگ جهانی دوم نشان می‌دهد و الفاظ شیرازی جذابیت این رمان را دوچندان کرده است. از ویژگی های بارز این داستان ساختار ساده و شیوا بودن نوشته است. این رمان که به ۱۷ زبان دنیا ترجمه شده به مبارز بودن انسان می‌پردازد،  به همین دلیل مرگ یوسف قهرمان داستان، باعث بیداری و آگاهی مردم داستان می‌شود.

۳- سمفونی مردگان

رمان برتر ایران

سمفونی مردگان نوشته عباس معروفی داستان دردسرهای یک روشنفکر است که از دید چند شخصیت روایت می‌شود. داستان چنین است که در سال ۱۳۲۵ ساعت متوقف شده اما زمان همچنان در حال گذر است. در سمفونی مردگان خانواده‌ای به قلم کشیده شده است که روشنفکری بندرت در آن‌ها دیده می‌شود و در خفقان زندگی می‌کنند. آغاز کتاب با آیه‌ای از قرآن در مورد قتل هابیل از سوره مائده است.

۴- کلیدر

رمان برتر ایران

کلیدَر تلفظ اثری به یاد ماندنی از نویسنده معاصر محمود دولت‌آبادی است که روایت زندگی یک خانواده کرد ایرانی است که به سبزوار خراسان کوچانده کرده‌اند و در ده جلد و سه هزار صفحه به چاپ رسیده است. داستان کلیدر برگرفته از فضای آشفته سیاسی ایران پس از جنگ جهانی دوم است بین سال‌های ۱۳۲۵ تا ۱۳۲۷ روی می‌دهد. کتاب کلیدر، سرنوشت غم‌انگیز قبایل چادرنشین و رعیت‌های ایرانی را در دوره‌‌ای که سیاست زور حاکم است بر اساس حوادث واقعی به تصویر کشیده است      .

۵- چشمهایش

رمان برتر ایران

چشم‌هایش نام رمان برتر ایران از بزرگ علوی است که در سال ۱۳۳۱ خورشیدی برای نخستین بار منتشر شد. بزرگ علوی در این رمان قسمت های پراکنده یک ماجرا را کنار هم گذاشته و از آن طرحی کلی آفریده است که برحدس و گمان تکیه دارد این شیوه بیشتر در ادبیات پلیسی رایج است. گروهی بر این عقیده هسند که این رمان و شخصت استاد ماکان، از زندگانی کمال الملک الهام گرفته است و برخی دیگر آن را شرح زندگانی تقی ارانی می‌دانند. این کتاب از معدود آثار زبان فارسی است که در رأس آن یک زن با تمام عواطف و تفکرات ذهنی و روحی قرار گرفته است.

۶- روی ماه خداوند را ببوس

رمان برتر ایران

یکی دیگر از ۱۰ رمان برتر ایران و پر‌طرفدار ایرانی که نظر خوانندگان زیادی را جلب کرده، کتاب روی ماه خداوند را ببوس است. این رمان که به شک انسان به خود و خداوند می‌پردازد نوشته مصطفی مستور است که در سال ۱۳۷۹ توسط نشر مرکز منتشر شد.

۷- جای خالی سلوچ

رمان برتر ايران

یکی از ۱۰ رمان برتر ایران جای خالی سلوج است که محمود دولت‌آبادی طی ۷۰ روز و بلافاصله پس از آزادی از زندان ساواک نوشته‌ است. دولت‌آبادی داستان آن را به هنگامی که دوره سه ساله حبس را می‌گذراند در ذهنش پرورانده بود. این رمان درباره زندگی زنی است که در یکی از نقاط دور افتاده ایران زندگی کرده و پس از ناپدید شدن ناگهانی همسرش، سعی در حفظ خانواده خود دارد. این رمان به زبان های آلمانی، فرانسوی، ایتالیایی، انگلیسی، کردی و هلندی ترجمه شده است.

۸- شازده احتجاب

رمان برتر ایران

شازده احتجاب خوش‌اقبال‌ترین اثر هوشنگ گلشیری اولین بار در سال ۱۳۴۸ منتشر شد. سپس این رمان به چاپ‌های متعدد رسید و تا سال ۱۳۸۵ چهارده چاپ آن ارائه شد. شازده احتجاب را نویسنده‌ی اسکاتلندی به نام جَیمی بوکان، به انگلیسی ترجمه کرده‌ است و همچنین این رمان که جز رمان‌های برتر و محبوب است به زبان فرانسوی نیز ترجمه شد. کتاب شازده احتجاب از هم پاشیدن نظام شاهی و خانی در فرهنگ ایران را به نگارش در آورده است.

۹- همنوایی شبانه ارکستر چوب‌ها

رمان برتر ایران

رمان هم‌نوایی شبانه ارکستر چوب‌ها نوشته رضا قاسمی توسط نشر کتاب در سال ۱۹۹۶ در آمریکا منتشر شد و بعدها در ایران اجازه انتشار یافت و برنده بهترین رمان سال ۱۳۸۰ جایزه هوشنگ گلشیری و منتقدین مطبوعات شد. رمان همنوایی شبانه ارکستر چوب‌ها ،داستانی از زبان اول شخص است و حکایت یک روشنفکر ایرانی است که به فرانسه پناهنده شده و در اتاق زیر شیروانی ساختمانی در پاریس زندگی می‌کند که ساکنانش را چند فرانسوی و ایرانی تبعیدی تشکیل داده‌اند. نویسنده در این داستان واقعیت و خیال را به آمیخته و داستانی زیبا را خلق کرده است.

۱۰- چراغ ها را من خاموش خواهم کرد

رمان برتر ایران

این رمان برتر ایران ، چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم است که تاکنون بیش از هفتاد بار تجدید چاپ شده است نام رمانی به قلم زویا پیرزاد است که توسط نشر مرکزی به چاپ رسیده است. این کتاب نخستین بار در سال ۱۳۸۰ منتشر شد.

داستان در دهه ۱۳۴۰ در محله‌ای آبادان رخ می‌دهد. روایت‌گر این داستان کلاریس آیوازیان, زنی ارمنی است که در این داستان، از روابط خانوادگی خویش، فرزندان دو قلو و دنیای عاطفی آن‌ها و از همسایه‌هایی سخن می‌گوید که اینک در آبادان در خانه‌های سازمانی زندگی می‌کنند. تلاش برای انس گرفتن با محیط، خستگی از یکنواختی و روزمرگی زندگی یک زن خانه‌دار و دل‌بستن زن به مرد همسایه به گمان آنکه دنیای بهتری برای او به ارمغان خواهد آورد را به قلم گشیده است. به موازات آن به اوضاع سیاسی آن دوران و تفکرات اجتماعی مردم آن سال‌ها نیز پرداخته است.

 

    نوشته ۱۰ رمان برتر ایران اولین بار در بر بال اندیشه. پدیدار شد.


    دانلود + ادامه مطلب

    چرا انقلاب شد؟ ؛ تاریخی برای اندیشیدن • بر بال اندیشه

    چرا انقلاب شد؟ ؛ تاریخی برای اندیشیدن

    چرا انقلاب شد؟ ؛ تاریخی برای اندیشیدن

    ۵ (۱۰۰%) ۱ vote

    یک. مقدمه و مدل تحلیل

    فرض این نوشته بر «مسیر متعارف توسعۀ یک جامعه» قرار گرفته است. مدل ساده ای از این مسیر در چهار دوره قابل توصیف است(Persson,2000&Tabellini):

    دورۀ نخست(رشد[i]): برنامه های رشد اقتصادی در جهان توسعه نیافته  معمولاً  به دست دولت و تحت نظر آن کلید می خورد. نخبگان جدید تحصیلکرده نیز نوعا مجبورمی شوند از طریق دولت این برنامه ها را پیش ببرند.

    دورۀ دوم( رونق و مطالبات): در اثنای رشد اقتصادی، شهرنشینی و تحصیلات افزایش می یابد. طبقات متوسط جدید به وجود می آید. رونق نسبی فرهنگی واجتماعی فراهم به هم می رسد. درنتیجه جامعۀ سیاسی و مدنی جان می گیرد و مطالبات سیاسی از دولت موضوعیت پیدا می کند.

    دورۀ سوم( اختلافات و سپس دوگزینۀ قابل تصور): در این گونه جوامع که فرهنگ وساختارهای مدرن، هنوز تثبیت نشده اند، دولت میل به اقتداردارد. بنابراین دربرابر مطالبات سیاسی معمولا مقاومت می کند. خود مطالبات سیاسی نیز غالباً طبیعت تندی دارند. این سبب رویارویی میان دولت و مخالفانش می شود. در اینجا ممکن است دوگزینه پیش بیاید؛ ۱٫ دولت به اقتدارگرایی قابل انعطافی رضا بدهد و در میان مخالفان نیز ابتکار عمل عمدتا به دست گروه هایی بیفتد که اهل چانه زنی ومصالحه هستند. ۲٫دولت از خود زورگویی و تصلب نشان بدهد و سیاست حذف و سرکوب در پیش بگیرد. مخالفان نیز سماجت وتندی بکنند وسطح مطالبات را تاحد براندازی افزایش بدهند.

    دورۀ چهارم( گذار[ii] مسالمت آمیز یا تغییر انقلابی) : معمولا از گزینۀ اول مشروح در دورۀ سوم انتظار می رود که فرایند توسعۀ سیاسی[iii] به صورت مسالمت آمیز واز طریق تعامل و چانه زنی دولت با جامعۀ سیاسی ومدنی پیش برود و شرایط به طور نسبی رقابتی و  انتخاباتی بشود وبه گردش رندم قدرت[iv] و  دموکراسی میل بکند. گزینۀ دوم نیز غالبا به انقلاب می انجامد، دولت فرو می پاشد، قدرت سیاسی به دست گروه های سیاسی مخالف می افتد وموضوع تعویض رژیم پیش می آید. نویسنده با استفاده از منبع پیش گفته،  مدل ساده ای  به شرح نمودار ۱ تدوین کرده است:

     

    دو. بحث برمبنای مدل

    اکنون به سراغ جامعۀ ایران قبل از انقلاب می رویم تا ببینیم با مدل فوق چگونه قابل توضیح است. دوره به دوره بررسی اجمالی می کنیم.

    دورۀ اول: آیا دورۀ اول مدل ما  در ایران قبل از انقلاب اتفاق اقتاد؟ پاسخ این نوشته با اطمینان مثبت است. درآمد سالانه نفتی از  ۰۲۲/۰ میلیارد دلار  در سال ۱۳۳۳، به ۲۰ میلیارد دلار در سال ۱۳۵۵رسید (فوران، ۱۳۷۷، ۴۶۱) (نمودار ۲)

    اقتصاد ایران متحول شد. شبانکاری و کشاورزی یکجانشین و حتی خرده کالایی و پیشه‌وری و بازار سنتی تنزل یافتند و به جای آنها سرمایه‌داری شهری به بالاترین حدّ خود تا آن دوره رسید. در سال ۵۶، شبانکاری فقط ۴%، خرده کالایی و پیشه‌وری و بازار سنتی ۲/۱۹% و کشاورزی یکجانشین ۲/۲۸% از اقتصاد را به خود اختصاص می‌دادند در حالی که سرمایه‌داری شهری به سهمی بالغ بر ۶/۴۸% نایل آمده بود. این مقدار از رشد سرمایه‌داری شهری با دوره‌های قبل مقایسه شده است. نویسنده،  با استفاده از مجموعه اطلاعات و داده‌های مندرج در دو مأخذ « کاتوزیان، ۱۳۶۸: ۳۶۴-۱۱۷» و « فوران ، ۱۳۷۷ : ۳۲۵-۵۱۷»  جدول ۳ را استخراج و محاسبه و تنظیم کرده است (برای تفصیل بنگرید به:  فراستخواه،۱۳۸۸ ).

    بدین ترتیب دهۀ ۵۰ شمسی، اوج نوسازی دوره پهلوی و تغییر محسوس جامعه ایران در جهت رشد شهری بود که در صنعت مونتاژ و اقتصاد جدید کشور، سرمایه‌گذاری وسیع زیربنایی و توسعه شتابانی مبتنی بر درآمدهای نفتی صورت گرفت و منشأ درآمد برای بسیاری از قشرها و افزایش ثروت و رشد طبقه متوسط شد. درآمد سرانه از ۱۶۶ دلار در سال ۱۳۳۲ به ۱۵۴۱ دلار در سال ۱۳۵۶ رسد که در عرض دو دهه، ۱۲/۹ برابر بیشتر شده بود. تولید ناخالص ملی در قسمتی از این دوره به سقف ۳۰% رشد رسید که یکی از بالاترین نرخ‌های رشد در جهان سوم را به خود اختصاص می‌داد. روی هم رفته از سال ۴۴ تا ۵۴ اقتصاد ایران از ۱۵% رشد برخوردار شده بود که باز در ردیفهای بالای کشورهای در حال توسعه قرار داشت. از حیث تشکیل سرمایه ثابت ناخالص داخلی نیز طی سالهای ۴۲ تا ۵۶، جامعه شاهد رشدی بالغ بر ۴/۱۸% بود (فوران، ۱۳۷۷).

    درباره رشد و توسعه اقتصادی این دوره، کارشناسان ارزیابی‌های متفاوتی داشته‌اند. برای مثال آبراهامیان (۱۳۷۷: ۱۶۲) به میزان بالای این رشد نظر کرده است و حتی آن را در حد یک انقلاب صنعتی کوچک در جهان سوم آن روز قلمداد نموده است، احمد اشرف (۱۳۵۸) و همایون کاتوزیان (۱۳۶۸) به اتکای بیش از اندازه این رشد بر نفت و ناتوانی از رشد سرمایه‌داری انگشت گذاشته‌اند و نیکی کدی (۱۳۶۹) بر خصوصیت رانتیِ اقتصادِ  آن دوره پرداخته است. به هر صورت نوعی توافق بر سر مدرنیزاسیون دولتی و طیفی قابل توجه از نخبگان جدید پدید آمد که حاصلش همان رشدی بود که به آن اشاره شد(هانتینگتون، ۱۳۷۰). در اثنای این «رشد» به جرأًت می توان گفت ایران در عرصۀ نهادهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و حتی سیاسی خود، روندی از پیشرفت و نوسازی را طی کرد (فوران،۱۳۷۷: ۳۲۹-۵۱۸)که نتیجه اش خروج کشورمان از موقعیت حاشیه ای در دنیا به یک موقعیت نیمه حاشیه ای و مطرح در منطقه و جهان بود. نویسنده موضوع را در کتابی که در فوق اشاره شد، شرح داده است(فراستخواه،۱۳۸۸). کوتاه سخن اینکه ضلع اول مدل در ایران قبل از انقلاب، به وقوع پیوست. اکنون به ضلع دوم مدل می رسیم.

    دورۀ دوم:  طبق مدل مفروض ما ، در اثنای رشد اقتصادی، می بایست رونق نسبی فرهنگی واجتماعی فراهم به هم می رسید، جامعۀ سیاسی و مدنی جان می گرفت و مطالبات سیاسی از دولت موضوعیت پیدا می کرد. تاآنجا که مطالعات محدود نویسنده اجازه می دهد تااندازۀ زیادی چنین هم شد. به شرح زیر:

    طبقات متوسط رشد کردند، مشاغل جدید فکری (معلمان، دانشجویان، استادان و نویسندگان، هنرمندان، متخصصین و فناوران) به صحنه آمدند. در سال ۱۳۳۵، این گروه تنها ۶/۱% جمعیت را تشکیل می‌داد در حالی که در سال ۱۳۵۱، نسبت آنها به کل جمعیت به رقم ۵/۳% رسیده بود. در سال ۱۳۵۶، تعداد ۲۰۸٫۲۴۱ نفر معلم، ۶٫۷۲۶ نفر عضو هیأت علمی، ۶۱٫۰۶۶ نفر مهندس و مدیر (یقه سفیدان)، ۲۱٫۵۰۰ نفر مشاغل پزشکی در کشور وجود داشت (فوران، ۱۳۷۷: ۴۹۰).  این به رشد خرده فرهنگ فعال و اثرگذار روشنفکری و … انجامید که صدالبته مطالبات و  تقاضاهایی را با خود داشت. بویژه که هم آن رشد دورۀ اول وهم این رونق دورۀ دوم در عصر پهلوی، گرفتار تضادهای درونی عجیب وغریبی بود. در زیر به  نمونه ای  از این تضادها اشاره می کنم وتفصیلش را در جای دیگر که اشاره شد(فراستخواه،۱۳۸۸) آورده ام.

    ۱٫ رشد نفت پایه

    در سال ۵۰، میزان بالایی بالغ بر ۵۰% درآمدهای بودجه کشور از نفت تأمین می‌شد که این مقدار در سال ۵۴ به ۶/۸۲% و در سال ۵۵ به ۳/۸۴% رسید و حال آن که در دهه ۲۰ (سال ۱۳۲۷) درآمدهای نفتی تنها ۱۱% هزینه‌های دولتی را تأمین می‌کرد . برای همین است که با نوسان قیمت و تنزل درآمد نفتی ، شوک شدیدی بر اقتصاد آسیب‌پذیر ایران وارد شد و در نتیجه رشد چهارده تا پانزده درصدی اقتصاد ایران  یکباره در سال ۵۷-۵۶ به ۴/۹ افت کرد. (کاتوزیان، ۱۳۶۸ :۲۵۸-۳۲۱؛ فوران، ۱۳۷۷ : ۴۵۹-۵۱۷).

    ۲٫ رشد دولت‌ گرا

    در نیمه دهه ۱۳۴۰، ۴۰% سرمایه‌گذاری صنعتی به دست دولت بود. در سال ۵۳-۵۲ و پا به پای افزایش قیمت نفت، کل سرمایه‌گذاری دولت در کشور به ۸۹% اوج گرفت(فوران، ۱۳۷۷: ۴۸۷). این وضعیت از یک سو موجب می‌شد که سرمایه‌داری ملی رشد نکند و اقتصاد، پویایی نداشته باشد. از سوی دیگر صفت اجاره‌داریِ حکومت را افزایش می‌داد. حکومت اجاره‌گیر[۱] با تکیه به درآمدهای آسان، خود را از مالیات مردم و مشارکت آنها بی‌نیاز احساس می‌کند و به خواسته‌ها و حقوق و آرایشان بی‌‌اعتنا می‌شود و استعداد خودکامگی، تمامیت خواهی و انحصار طلبی پیدا می‌کند. همچنین این وضعیت، موجب شکل‌گیری اقتصاد رانتی می‌شود و فسادپذیری مالی و اقتصادی را در هرم حکومتی بروکراسی دولتی افزایش می‌دهد. سرانجام در یک چنین وضعیتی اقتصاد کشور تابعی از متغیرهای سیاسی می شود و ثباتش را از دست می دهد .

    ۳٫ رشد نامتوازن

    در سال ۱۳۵۰ میزان ۴۸% از پزشکان و ۱/۵۹% دندانپزشکان فقط در تهران خدمت می‌کردند. نسبت پزشک در تهران ۸۸۵/۱ و برای کل کشور این ۳۴۰۸/۱ و برای ایلام ۱۴۵۲۹/۱ بود. نسبت دندانپزشک در تهران ۵۴۰۳/۱ و در کل کشور ۲۳۹۰۵/۱ و در ایلام ۲۴۷۰۰۰/۱ بود. ۷/۴۱% پرستاران دیپلمه و ۴۵% ماماهای دیپلمه در سال ۱۳۵۰، در تهران به سر می‌بردند. در همان سال تعداد تخت‌های بیمارستانی برای هر صد هزار جمعیت، ۱۲۱ تخت در تهران بودکه این شاخص برای ایلام عدد یک رقمی ۸ را نشان می‌داد (مؤسسه تحقیقات و برنامه‌ریزی علمی و آموزشی، ۱۳۵۱).

    ظاهراً ۹۳% دهقانان سهم بر صاحب زمین شده بودند و این در مقایسه با مناسبات زمین در کشورهایی مثل مصر و سوریه و عراق موفقیت‌آمیز بود. اما این دهقانان همچنان در فقر به سر می‌بردند. در سال ۵۱، حدود ۶۰% جمعیت کشور در نزدیک به ۶۶۰۰۰ روستای پراکنده و فاقد حداقل راههای ارتباطی و خدمات کافی به سر می‌بردند. بورکراسی معیوب سبب می‌شد که مالکان، با توسل به انواع گریزگاه‌ها، به استثمار آنان ادامه بدهند. از سوی دیگر دیوانسالاری فاسد و عوامل فرهنگی و اجتماعی سبب می‌شدند که کشت و صنعتها در شرکتهای سهامی زراعی، موفقیت اقتصادی کمتری داشته باشند. اصلاحات ارضی مخصوصاً پس از برکناری امینی به دست شاه و در دوره «اسدالله علم» جنبه‌ سیاسی و تبلیغاتی حکومتی گرفت. به گونه‌ای که بعد از آن همه بوق و کرناهای مفرط که به عنوان انقلاب سفید شاه و ملت در دهه ۴۰ به راه افتاد، نهادها و هنجارهای پیشین روستایی ناکارکرد شده بود، نهادهای کارآمد تازه‌ای نیز برای توسعه روستا و کشاورزی به وجود نیامده بود . مهاجرت از روستا و حاشیه‌نشینی شهری یکی از علایم این وضع بود که در دهۀ۵۰، سر به رقم ۳ میلیون نفر زد و ۷۶% آنها بیکار بودند و با زاغه‌نشینی و حلبی‌نشینی، زندگی پرنکبتی از حیث تغذیه، مسکن، بهداشت، آموزش و سایر خدمات می‌گذارنیدند و سوژه‌های خوبی برای رادیکالیسم مفرط سیاسی بودند.

    مشکلات  بخش کشاورزی به  عدم تناسب دهشتناک میان واردات و صادرات ایران دامن می زد. در نیمه دهه ۵۰، واردات ایران با به ۸۰% افزایش و صادرات غیر نفتی ۸% کاهش رسید. صادرات صنعتی غیرنفتی ایران در سال ۵۴ تا ۲% یا ۳% نیز تنزل یافت در حالی که همان زمان کشورهای مشابهی مثل مکزیک ۳۳%، هندوستان ۵۰% و سنگاپور ۶۰% صادرات صنعتی غیرنفتی داشتند (فوران، ۱۳۷۷: ۴۵۹-۵۱۷).

    ۴٫ رشد فساد آمیز 

    برخی از ابعاد فساد عبارت بود از : سوء مدیریت، حیف و میل، سوء استفاده، عدم تناسب پروژه‌ها با شرایط بومی، بازده پایین اقتصادی در طرح‌ها و تأخیری که در اجرای پروژه‌ها روی می‌داد، تخریب منابع طبیعی و محیط‌زیستی، صرف بی‌رویه منابع . مراکز قدرت سیاسی وامنیتی وانتظامی، آلوده به  انواع رانتها وفسادها شده بودند.

    ۵٫ رشد نابرابر

    توزیع اقتصادی درآمدها در جامعه بیش از اندازه نابرابر بود. در سال ۵۲ نزدیک به یک سوم جامعه تنها در ۷% هزینه‌ها سهم داشتند. ۲۰% از خانواده‌های سطح بالا، تا سهمی بالغ بر ۵۶% از هزینه‌ها برخوردار بودند. در سال ۱۳۵۳ نیز ۷۳% کارگران کمتر از حداقل دستمزد قانونی عرفی در آن روز، دریافت می‌کردند. (رهنما، ۱۳۵۷) .

    خصوصاً که بر اثر توسعه و با راههای ارتباطی و حمل و نقل آسان و رسانه‌های تصویری، امکان این فراهم آمده بود که خواه ناخواه، بسیاری از انبوهمحرومین از  رشد نامتوازن در رفت و آمدهای درون شهری و یا مسافرتهایی که به شهرها می‌کردند، ویلاها و ساختمانهای باشکوه، اتومبیل‌های گرانقیمت، فروشگاه‌ها و پاساژها و کالاهای متنوع آنها اعم از انواع وسایل جدید خانگی، مواد غذایی رنگارنگ، لباس‌ها و اسباب تجملی و لوازم تفریحی گرانبها و … را می‌دیدند یا در تلویزیون تماشا می‌کردند و در نتیجه، احساس فقر و محرومیت و نگون‌بختی و رنج بردن از بی‌عدالتی و نابرابری در آنها دامن زده می‌شد.

    خیابان‌ها و کوی و بازار مملو از متکدیان بود.کسانی دیگر که پروای آبرو اجازه گدایی به آنان نمی‌داد به سیگار فروشی، روزنامه‌فروشی، شیشه‌ پاک‌کنی، روغن‌کاری کرکره مغازه‌ها، فروش بلیت بخت‌آزمایی، عملگی در کارهای شاقّ و مشاغل سخت پناه می‌بردند. بسیاری از جوانترهای این گروه در معرض انواع مفاسد مانند اعتیاد، چاقوکشی، آزار جسمی و بزهکاری‌های متعدد بودند.

    ۶٫ رشد ولی نه درونزا

    دولتی بودن واز بالا به پایین بودن نوسازی، چون بربسط تجربه مدرنیته در متن جامعه وبا ابتکار جامعه مدنی مبتنی نبود، نمی توانست از عهدۀ حل تعارض‌های سنت و تجدد در سطح جامعه بربیاید. بخش قابل توجهی از مردم در شهرها وروستاها، بهره‌های بانکی و معاملات آن را به لحاظ شرعی مجاز نمی‌شمردند و از آن احتراز می‌جستند. به سینماها و تئاترها و تابلوهای رنگارنگ آنها، کاباره‌ها و مشروب‌فروشی‌ها همچنان با دیده نفرت می‌نگریستند. به باشگاه‌ها و کاخ جوانان و اردوها و دیگر برنامه‌های اجتماعی و فرهنگی حکومت سوء‌ظن شدید داشتند. کسانی حتی درآمد حقوق بگیران دولتی را حلال نمی‌دانستند. به پارکهایی که در زمین‌های گورستان ساخته شده بود، قدم نمی‌گذاشتند، کراوات و کلاه شاپو را مظاهر فرنگی می‌دانستند. بیشتر خانواده‌ها از بابت اعتیاد فرزندان خود به مواد مخدر، مشروبات الکلی و مفاسد و منکرات اجتماعی که شایع بود، بیم شدید داشتند. دختران و حتی پسران در بیشتر مناطق شهر، از نگاه‌ها و رفتارهای آلوده‌ای که هر لحظه ممکن بود، از ناحیه این یا آن رهگذر بدنیت و بدچشم متوجه آنان بشود، دلهره و نگرانی داشتند.

    نتیجه : هر رشد اقتصادی به تحرک طبقات متوسط جدید ورونق جامعۀ سیاسی و مدنی می انجامد و مطالبات سیاسی  و مشارکت خواهی گروه های جدید را دامن می زند. این امر در ایران هم اتفاق افتاد. بویژه آنکه مشکلات فوق الذکری که در رشد آن دورۀ ایران بود،  ابعاد نارضایتی ها و مطالبات را افزایش می داد. نخبگان وگروه های مخالف، طالب عدالت و برابری وهویت و استقلال سیاسی کشور و  رفع فساد و مانند آن بودند. همانطور که ملاحظه می شود تا اینجای کار را نیز مدل توضیح می دهد چون در مرحلۀ سوم مدل، اختلافات جامعه سیاسی و دولت در دورۀ رشد پیش بینی شده است.

    دورۀ سوم:  اکنون پرسش هست که متعاقب اختلافات جامعۀ سیاسی ومدنی با دولت ،  کدام یک از دوگزینۀ قابل تصور در مدل برای ایران قبل از انقلاب اتفاق افتاد.  پاسخ بنابه برداشت نویسنده از شواهد تاریخی آن است که ما از گزینۀ اول درماندیم. نه اقتدارگرایی دولت ،  قابل انعطاف بود  و نه ابتکار عمل با مخالفان اهل چانه زنی ومصالحه.

    برنامه های دولت به رشد طبقه متوسط می انجامید ولی همین دولت نمی‌توانست با مطالبات و مشارکت‌جویی‌های سیاسی افراد و گروه‌هایی از این طبقه کنار بیاید و قاعده بازی با آنها را پیش بگیرد. این، حقیقتاً نقض غرض بود. دولت دانشگاه ها را گسترش می داد اما با دانشگاهیان ودانشجویان که به طور طبیعی دیدگاه‌های انتقادی داشتند، ناسازگاری نشان می داد، قدرت انتظامی وامنیتی را بر بالای سرشان می‌نشانید و با مقداری مطالبه سیاسی به زندان می‌افکند . رشد متخصصان و تحصیلکرده‌ها مقتضی گسترش نهادهای مدنی، اتحادیه‌های کارگری و فعالیت‌های صنفی بود. اما ساخت و رفتار سیاسی دولت حکومت، با مقتضیات و پی‌آمدهای رشد پرشتاب که خود عامل آن بود، بیگانه می ماند. لجاجت بیمارگونه ای داشت که سندیکای کارگری، به صورت متمرکز، واحدی از سازمان امنیت رژیم و در واقع تابع «ادارۀ کارگری» آن باشد و حتی مطالبات صنفی و رفاهی آن، مورد به مورد تحت کنترل و مداخله قرار بگیرد. برخوردهای سرکوبگرانه و سیاسی – امنیتی با مطالبات داشت.

    دولتی مغرور به بادآورده های نفت، حتی به توصیه های روشنفکری غیرسیاسی از نوع داریوش شایگان، احسان نراقی، جمشید بهنام، رضا قطبی و مجید رهنما‌ بی اعتنا شد. این دست روشنفکران در حاشیه نظام سیاسی آن روز، مدرنیزاسیون شتاب آلود دولتی را نقد درونی می کردند و متوجه بودند که پا به پای رشد کمی کشور در توسعه اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی، باید به مسأله کیفیت مثل خانواده، محیط زیست، اخلاق، معنویت، عواطف و میراث فرهنگ بومی نیز توجه بشود (نراقی و دیگران، ۱۳۵۷، ۳۳-۵۶).

    همچنین  دولت بلد نبود که با نهاد دین چگونه رفتار کند. بنابر محاسبه‌ آبراهامیان (۱۳۷۷) درآمد سالانه صنف روحانی براثر رشد، در سال ۱۳۵۱ به ۳۰ میلیون دلار رسید. مشتریان کالاها و خدمات آنها افزایش یافت  جاده‌ها، وسایل رفت و آمد، درآمد و فرصت برای زیارت اماکن مقدس بیشتر ‌شد. بازار جلسات و مراسم مذهبی در اقتصاد شهری رونق ‌گرفت. شبکه‌های ارتباطی و میدان تعامل و مبادله پیام گسترش می‌یافت. اما شاه بر همان بی‌اعتنایی آغاز دهۀ ۴۰نسبت به روحانیان باقی مانده بود و از نقش نوپدید اجتماعی و سیاسیِ روحانیان و کارکرد ارتباطی و پیام رسانی و اثرگذاری آنها در یک اقتصاد تکنولوژیک و نسبتاً رشد یافـته غفلت داشت. الـوین تافـلر (۱۳۷۰) توضیح می‌دهد که چگونه نوار کاست و ضبط صوت و امکانات جدیدِ تکثیر انبوه نوار سخنرانی‌ها و ارسال آن به اینجا و آنجا، نمودی از موج سوم دانایی بود  که روحانیان مخالف شاه در شبکه‌های سنتی و مردمی مساجد و زیارتگاه‌ها، مراسم و بسترهای طبیعی ارتباطی ناخواسته از آن بهره مند شده بودند و می توانستند بر رادیو و تلویزیون دولتی شاه که یادگار موج دوم تکنولوژی بود، غلبه بکنند.

     دورۀ چهارم:   با توصیف فوق، قابل پیش بینی بود که حلقۀ چهارم مدل نیز به جای اینکه به صورت مسالمت آمیز واز طریق تعامل و چانه زنی دولت با جامعۀ سیاسی ومدنی پیش برود، به سمت انقلاب سوق یافت. هیچ یک از دو طرف دولت ومخالفان تجددخواه نتوانستند بر سر تعامل و چانه زنی مدنی توافق بکنند. مگر معدودی نخبگان مستقل مانند صدیقی که آنها نیز نتوانستند کاری از پیش ببرند( برای تفصیل بنگرید به فراستخواه،۱۳۹۰). 

    چهار نیروی سیاسی عمده وجود داشت:‌۱٫ ملی‌گرایی سکولار ۲٫ ملی‌گرایی دینی ۳٫ چپ مارکسیستی ۴٫ اسلام‌گرایی. جریان اول، درحقیقت  نیروی بزرگ و اصلی جامعه سیاسی ایران بود. نمایندگی این جریان با جبهه ملی و رهبری اصیل دکتر مصدق بود. ملی گرایی سکولار برخلاف چپ کمونیستی، درمعرض بدبینی جامعۀ سنتی مذهبی نیز قرار نداشت. چرا؟ برای اینکه  فکر ملی سکولار ما  نوعاً قائل به «دین – جدایی» بود و نه« دین – زدایی». اگر  سیاست حذف وسرکوب دولت نبود ، این فکر واین نیروی ملی  تضعیف نمی شد ولی براثر سرکوب سیاسی تضعیف شد ودر بهترین حالت، از جنب او ملی‌گرایی مذهبی رشد کرد ودر جامعه مذهبی برای خودش وجهه ای یافت. این درحالی بود که «اسلام گرایی سیاسی» به سبب نفوذ سنتی وایدئولوژیک خود برجامعه ای با زیر ساختهای مدنی وفرهنگ سیاسی ضعیف، حتی می توانست سرفرصت  ابتکار عمل را از ملیون آزادیخواه مذهبی نیز بگیرد وگرفت. بدین ترتیب جامعه‌ سیاسی تجددخواه ایران(سه نیروی نخست) از یکسو نتوانست اختلافاتش را با رشد و مدرنیزاسیون اقتدارگرایانۀ دولتی، به صورت مسالمت‌آمیزی حل بکند واز سوی دیگر غافلگیر و  مغلوب نیروی چهارم شد.

    .


    .

    منابع

    –   آبراهامیان، یرواند (۱۳۷۷) ایران بین دو انقلاب، ترجمه احمد گل‌محمدی و محمدابراهیم فتاحی. تهران: نشر نی.

    –   اشرف ، احمد (۱۳۵۸) موانع تاریخی رشد سرمایه‌داری در ایران، تهران: زمینه.

    –   تافلر، الوین (۱۳۷۰) جابجایی در قدرت،‌ دانایی و ثروت و خشونت در آستانه قرن ۲۱٫ ترجمه شهیندخت خوارزمی، تهران.

    –   رهنما، گیتی (۱۳۵۷) کیفیت زندگی. در مجموعه مقالات از احسان نراقی و دیگران، صص ۳۳-۵۶، تهران: امیرکبیر.

    –   فراستخواه، مقصود(۱۳۸۸)سرگذشت وسوانح دانشگاه در ایران. تهران: آگاه.

    –   فراستخواه، مقصود(۱۳۹۰) غلامحسین صدیقی ، جامعه شناسی وآگاهی های غریب. مهرنامه آذرماه۹۰، ش۱۷،صص ۱۵۴-۱۵۵٫

    –   فوران، جان (۱۳۷۷) مقاومت شکننده، تاریخ تحولات اجتماعی ایران از صفویه تا سالهای پس از انقلاب اسلامی. ترجمه احمد تدین، تهران: رسا.

    –   کاتوزیان، محمدعلی/ همایون (۱۳۶۸) اقتصاد سیاسی ایران از مشروطیت تا پایان سلسله پهلوی. ترجمه محمدرضا نفیسی و کامبیز عزیزی. تهران: نشر مرکز.

    –   هانتینگتون، ساموئل (۱۳۸۰) ،موج سوم دموکراسی.ترجمه احمد شهسا، تهران: انتشارات روزنه.

    –   کدی، نیکی‌آر. (۱۳۶۹) ریشه‌های انقلاب ایران. تهران: قلم.

    –   مؤسسه تحقیقات و برنامه‌ریزی علمی و آموزشی (۱۳۵۱) گزارش به پنجمین کنفرانس ارزیابی انقلاب آموزشی. تهران: مؤسسه تحقیقات و برنامه‌ریزی علمی و آموزشی.

    –   نراقی، احسان و دیگران (۱۳۵۷) کیفیت زندگی. تهران: امیرکبیر.

    .


    .

    Persson, T. and G. Tabellini (2000) Political Economics:Explaining Economic Policy, MIT Press.

    [۱] . renter government

    [i] Growth

    [ii] Transmission

    [iii] Political Development

    [iv] Randomization

    .


    .

    چرا انقلاب شد؟ ؛ تاریخی برای اندیشیدن

    نویسنده: مقصود فراستخواه

    .


    .


    دانلود + ادامه مطلب

    دانلود آهنگ جدید مهدی جهانی نخواستی

    این مطلب از وب سایت موزیکفا به صورت رپ انتشار گردید است.

    دانلود آهنگ جدید مهدی جهانی نخواستی

    ترانه شنیدنی و بسیار زیبا از مهدی جهانی با عنوان نخواستی همراه با متن و فایل اصلی

    Download New Music BY : Mehdi Jahani – Nakhasti  With Text And 2 Quality 320 And 128 On Music-fa

    متن آهنگ نخواستی

    ───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

    واقعا سخته برام●♪♫

    Vaqean Sakhte Baram

    بده حال و هوام●♪♫

    Bade Halo Havam

    پر از بغضه صدام●♪♫

    Por Az Boqze Sedam

    خدا میدونه من چقد تنها میشم●♪♫

    Khoda Midone Man Cheqad Tanha Misham

    پر از اشکه چشام●♪♫

    نخواستی بسازی●♪♫

    از این عاشق تو یه دیوونه ساختی●♪♫

    تو راحت دل میبازی مثل من زندگیتو که نباختی●♪♫

    نخواستی بسازی از این عاشق تو یه دیوونه ساختی●♪♫

    ───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

    مهدی جهانی نخواستی

    دانلود دمو در لینک زیر…

    دانلود آهنگ جدید مهدی جهانی نخواستی


    دانلود + ادامه مطلب