• امام حسین علیه السلام می فرماید: بدرستی که شیعیان ما قلبشان از هرناخالصی و حیله و تزویر پاک است.
  • امام رضا علیه السلام: برخی از کسانی که مدعی محبت ما هستند فتنه آنها از دجال برای شیعیان ما بیشتر است... چرا که با دوستان ما دشمن و با دشمنان ما دوست هستند.
  • امام صادق علیه السلام: آن که پیشرفت را در خود نبیند، به نقصان نزدیک ‌تر است و هر که به نقصان نزدیک‌تر باشد، مرگ از زندگی برایش بهتر است.
  • امام سجاد علیه السلام: منتظران ظهور او برترینِ اهل زمانند.
  • نسخه جدید سایت، همزمان با روز عید سعید غدیر رونمایی شد.
  • برای استفاده مناسب و کامل از همه امکانات سایت لطفا با مرورگرهای موزیلا فایرفاکس یا گوگل کروم وارد شوید.
  • وبگاه بر بال اندیشه ورود شما بازدیدکننده مـحترم را خوش آمد می گوید.

عمر بن خطاب خوب می دانست...!!

حیـدر کـرار ۱۹۰۹ پنجشنبه, ۱ فروردين ۱۳۹۲، ۰۸:۴۷ ب.ظ عقاید ،

   سند حرف عمر


انّ الرجلَ لیَهجُر و عندکم القرآن حسبنا کتاب الله ؛(این شخص هذیان می گوید و نزد شما قرآن هست کفایت می کند ما را، کتاب خدا) این کلامی بود که از دهان  خلیفه دوم اهل تسنن نسبت به کسی خارج شد که خداوند درباره او فرموده: وَ ما صاحِبُکُمْ بِمَجْنُون و مصاحب شما[ پیامبر] دیوانه نیست! (تکویر22) و نیز فرموده: وَ ما یَنْطِقُ عَنِ الْهَوى و هرگز از روى هواى نفس سخن نمى‏گوید! (نجم 3)  در حالی که این سخن کفرآمیز ، شایسته گوینده خود بود تا رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم ...اما آیا عمر نمی دانست که پیامبر خدا هذیان نمی گوید ؟ چرا ، خوب می دانست... پس چرا این سخن را گفت ؟!1- منظور وی از گفتن این جمله کفرآمیز ایجاد سر و صدا بود تا پیامبر اکرم را از تصمیم خود منصرف کند ؛ زیرا هیچ شخص دیگری جز او حتی یک حرف نابجا از رسول خدا در تمام مدت بیماری ایشان نه شنیده و نه نقل کرده است.2- اگر منظور او از آن جمله معنای جدی اش بود دیگر احتیاجی به گفتن جمله دوم (و عندکم القرآن حسبنا کتاب الله و  قرآن نزد شماست کتاب خدا کفایت می کند ما را) نبود و برای اثبات نابجا بودن سخن پیامبر به بیماری اش استدلال می شد نه اینکه با وجود قرآن نیازی به سخن پیامبر نیست. چرا که همه صحابه می دانستند همان کتاب خدا پیامبر اکرم را واجب الاطاعة و سخنش را سخن خدا قرار داده است. «آنچه مى‏گوید چیزى جز وحى که بر او نازل شده نیست!»(نجم 4)  3- این اتفاق در مرض موت خلیفه اول تکرار شد و او نیز در آن مرض گاهی بیهوش میشد و گاهی به هوش می آمد و با وجود  این حالت به خلافت خلیفه دوم وصیت کرد اما چرا خلیفه دوم آنچه را درباره پیامبر خدا گفته بود درباره خلیفه اول تکرار نکرد ؟؟؟!!!(1)4- خلیفه دوم در حدیث ابن عباس (2)به این حقیقت اعتراف می کند؛ وی می گوید: من فهمیدم که پیامبر خدا می خواهد خلافت علی بن ابی طالب را مکتوب نماید ولی برای رعایت مصلحت بر هم زدم . می گوید: خلافت از آن علی بود (3) و  اگر به خلافت می نشست مردم را به حق و راه راست وادار می کرد ولی قریش زیر بار آن نمی رفتند بدین جهت وی را از خلافت کنار زدیم(4)...

 

                        

                                                 

 تو خود بخوان حدیث مفصل ازین مجمل...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. الکامل-تألیف ابن اثیر-ج2-ص292 و شرح ابن ابی الحدید-ج1-ص54.
2. شرح ابن ابی الحدید-ج1-ص134.
3. تاریخ یعقوبی-ج2-ص137.
4. شیعه در اسلام-تألیف علامه طباطبائی رضوان الله علیه-درس39.

۰ نفر پسندید

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

تبلیغات

محبوب ترین ها

پیوندهای سایت

نرم افزارهای مورد نیاز

‏‫‏‫