• امام حسین علیه السلام می فرماید: بدرستی که شیعیان ما قلبشان از هرناخالصی و حیله و تزویر پاک است.
  • امام رضا علیه السلام: برخی از کسانی که مدعی محبت ما هستند فتنه آنها از دجال برای شیعیان ما بیشتر است... چرا که با دوستان ما دشمن و با دشمنان ما دوست هستند.
  • امام صادق علیه السلام: آن که پیشرفت را در خود نبیند، به نقصان نزدیک ‌تر است و هر که به نقصان نزدیک‌تر باشد، مرگ از زندگی برایش بهتر است.
  • امام سجاد علیه السلام: منتظران ظهور او برترینِ اهل زمانند.
  • نسخه جدید سایت، همزمان با روز عید سعید غدیر رونمایی شد.
  • برای استفاده مناسب و کامل از همه امکانات سایت لطفا با مرورگرهای موزیلا فایرفاکس یا گوگل کروم وارد شوید.
  • وبگاه بر بال اندیشه ورود شما بازدیدکننده مـحترم را خوش آمد می گوید.

جانشین پیغمبر آیه ندارد!!

حیـدر کـرار ۹۰۲ دوشنبه, ۱۳ بهمن ۱۳۹۳، ۰۶:۰۱ ب.ظ عقاید ،

http://s4.picofile.com/file/8168010392/5_67.png

اهل سنت می گویند چرا در قرآن آیه ای در مورد جانشینی پیغمبر ـصلی الله علیه و آله و سلمـ نیامده و اسامی آنها را ذکر نکرده در حالیکه به موضوعات ساده مثل وضو و... اشاره نموده است؟ چگونه حقانیت شیعه را از منظر قرآن می توان بیان کرد؟

قبل از تفصیل باید سؤال کرد مگر در باب جانشینی ابوبکر، عمر، عثمان و... در قرآن اشاره شده است؟
برای رسیدن به پاسخ سؤال دانستن امور ذیل ضروری است
الف: جای تردیدی نیست قرآن کتاب هدایت و تبیان هر چیزی است و برای رسیدن انسان به سعادت و کمال برنامه های راه گشا و نجات بخش دارد و کلیات هر امری که در سعادت او دخیل است در قرآن آمده و مجرایی را که از آن مجرا باید این کلیات تبیین شود خود قرآن بیان کرده است و آن امر و نهی پیغمبر است که به دلالت آیه 7 سوره حشر لازم الاتباع است که می فرماید «آنچه را پیامبر آورده بگیرید و از آنچه نهی کرده خود داری کنید...»
ب: مطابق آیه 64 سوره نحل یکی از اهداف نزول قرآن آن است که پیغمبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ آنرا برای مردم بیان کند چون تمام معارف، احکام، شرایع و تاریخ احوال امتهای گذشته بدون واسطه به مردم نمی رسد و ناگزیر باید کسی از میان انسان ها منصوب شود تا آنچه این کتاب جامع آسمانی مشتمل بر آن است، استخراج نماید و در تمام آنچه مورد اختلاف نوع انسان است بیانگر حق و باطل باشد.1 بنابر این بیان جزئیات جمیع امور در قرآن موجود نیست و آن موکول شده به پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ لذا اگر فقط به مسائل فقهی اسلام از طهارت تا دیات نظری بیفکنیم می بینیم جزئیات آن در قرآن نیامده و این پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ بوده است که آنها را شرح و بیان نموده است. و این مدعا را سؤال و جواب ابی بصیر و امام صادق ـ علیه السلام ـ مستدل می کند زیرا وقتی از آیه اولی الامر (نساء/59) سئوال می نماید حضرت می فرماید در شأن علی و حسن و حسین نازل شده بعد سائل می گوید که مردم می گویند چرا اسم علی و اولاد علی به صراحت در قرآن نیامده است؟ حضرت فرمود به آنها بگوئید نماز بر رسول خدا نازل شد اما نفرمود سه رکعت است یا چهار رکعت تا اینکه پیغمبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ آنرا شرح کرد، زکات نازل شد و نفرمود که از هر 40 درهم یک درهم زکات آن است، حج نازل شد ولی بیان نکرد که هفت مرتبه طواف کنید و نیز آیه اولی الامر نازل شد و این پیغمبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ بود که آنها را تفسیر کرد و در مورد اولی الامر فرمود: «من کنت مولاه فعلی مولاه» و اگر پیغمبر آنها را معرفی نمی کرد همانا آل فلان و آل فلان ادعا می کرد که اهل بیت و اولی الامر ما هستیم.2
روشن شد که نیامدن اسم ائمه ـ علیهم السلام ـ در قرآن اولاً به این دلیل است که قرآن مسائل را بصورت اصل و کلی بیان می کند نه بصورت شخصی فلذا از ائمه ـ علیهم السلام ـ در قرآن اسم برده نشده است ثانیاً در ضمن استدلال به آیه 67 مائده خواهد آمد که پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ از ابلاغ امامت علی ـ علیه السلام ـ از ناحیه امت بر دین اسلام احساس خطر می کرد چون مسأله زعامت مسأله ای است که هوی و هوس ها ممکن است عده ضعیف الایمان را دچار شبهه و گرفتار مخالفت با آن نماید و خدا نمی خواهد مخالفت این عده که بهر حال تمرد خواهد کرد، به شکلی تمرد در مقابل اسلام و طرد قرآن در کمال صراحت باشد بلکه مسأله را به گونه ای بیان می کند که این عده یک پردة توجیهی بتواند برای آن درست کند و لذا است که آیات مربوط به امامت معمولاً در وسط آیاتی قرار گرفته که مربوط به مسألة امامت نیست مثلاً آیه تطهیر در وسط آیات مربوط به زمان پیغمبر و آیه تبلیغ در وسط آیات مربوط به اهل کتاب و آیة اکمال دین در وسط آیات مربوط به احکام قرار گرفته است.3

http://s4.picofile.com/file/8168013568/fofjrn94.jpg

http://s4.picofile.com/file/8168013500/lbxnuw6c.jpgالبته آنچه گفته شد به این معنی نیست که آیات امامت اگر وضعیت فعلی را نمی داشت قرآن دچار تحریف می شد زیرا قرآن خود وعده حفاظت از قرآن را در آیه 9 سوره حجر داده است، بلکه منظور آن است که مخالفت عده ای با آیه قرآن که فرضاً در آن اسم «علی» آمده است به صورت طرز صریح آن در نیاید.
ثالثاً بعد از پذیرش عصمت پیغمبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ و اینکه آنحضرت از روی هوی سخن نمی گوید،4 ابلاغ امامت ائمه ـ علیهم السلام ـ توسط پیغمبر که در احادیث متواتر، غدیر، ثقلین، منزلت، ولایت، سفینه و و و صورت گرفته در واقع همان ابلاغ خداست، گذشته از اینکه بیان اصل خلافت در قرآن جای تردید برای هیچ منصفی باقی نمی گذارد.
رابعاً نپذیرفتن خلافت بلافصل علی ـ علیه السلام ـ به این بهانه که اسم ائمه ـ علیهم السلام ـ در قرآن نیامده، این نتیجه را بدنبال دارد که جمیع دستورات قرآن را از عبادات و معاملات و و و ترک کنیم و به آن عمل ننمائیم زیرا فرض اینست که جزئیات آن در قرآن نیامده است، و این بر خلاف ضرورت و اجماع و عملکرد فریقین است و احدی به آن ملتزم نیست وانگهی اهل سنّت ملتزم اند به تبعیت از خلفاء راشدین، امویان و عباسیان طریقة انتخاب و اختیار امت در تعیین خلیفه در حالیکه در قرآن آیه ای اشاره بمقام خلافت خلفاء راشدین (بجز علی ـ علیه السلام ـ) حکّام اموی و عباسی و مسأله انتخاب داشته باشد نیامده است و اگر مسأله خلافت بعد از پیغمبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ به مردم واگذار شده چگونه است که قرآن نسبت به شرائط منتخبین مردم و کیفیت انتخاب مطلبی بیان نکرده است؟
خامساً اگر مسأله انتخابی است پس خلیفة دوم چرا به انتخاب به خلافت رسید و اگر انتصابی است خلیفة اول چرا به انتخاب عده ای زمام امور را در دست گرفت؟! گذشته از همة اینها مسأله امامت که مورد اختلاف شیعه و سنی است در قرآن مکرراً بیان شده و نحوة بیان قرآن به گونه ای است که با در نظر گرفتن قرائن داخلی و خارجی و شأن نزول آیات مربوط به امامت و نیز روایات که در تفسیر آنها وارد شده است، این آیات مصداق دیگری غیر از ائمه ـ علیهم السلام ـ نمی تواند داشته باشد. از جمله این آیات متعدد آیه موده (شوری/23)، آیه تطهیر (احزاب/33) آیه مباهله (آل عمران/61 ) آیه اکمال دین (مائده/3) آیه ولایت (مائده/55) آیه خیر البریه (بینّه/7) آیه صادقین (توبه/119)، آیه تبلیغ (مائده/67)و آیه اولی الامر (نساء/59) می باشد که در اینجا بعنوان نمونه به دلالت آیه تبلیغ به حقانیت عقیده شیعه در مسأله امامت می پردازیم:
الف: آیه تبلیغ:5 یا ایها الرسول بلّغ ما انزل الیک من ربک و إن لم تفعل فما بلّغت رسالته و اللّه یعصمک من الناس إنّ الله لا یهدی القوم الکافرین. ای پیامبر آنچه از اطراف پروردگارت برتو نازل شده است (به مردم) برسان و اگر این کار را نکنی رسالت خدای را انجام نداده ای خدا ترا از (خطرات احتمالی) مردم نگاه می دارد و خدا جمعیت کافران (لجوج) را هدایت نمی کند.»6
این آیه از آخرین آیاتی است که بر پیغمبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ نازل شده است و لحن خطاب و تأکید پی در پی و تهدید رسول خدا به اینکه اگر این پیام را ابلاغ نکنی به رسالت 23 ساله خویش عمل نکرده ای، حکایت: از امر مهمی دارد که اولاً تبلیغ نکردن آن مساوی تبلیغ نکردن وظایف 23 ساله رسالت پیغمبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ است و دلالت آیه بر تهدید و تأکید نیز از جهت اهمیت موضوع این آیه می باشد نه از جهت آنکه ممکن است پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ مأموریتش را انجام ندهد زیرا این مطلب با عصمت او نمی سازد. و پیامبر هیچگاه و در هیچ امری تخطی از فرمان خدا نمی کند.
ثانیاً پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ از ابلاغ کردن آن اضطراب داشته و خدا با این سخن که: (و الله یعصمک من الناس، خدا ترا از مردم حفظ می کند.) به او دلداری می دهد و این مطلب می رساند که موضوع از موضوعاتی بوده است که مخالفان در برابر آن سر سختی داشته و مخالفت آنها ممکن بوده است زحمات 23 سالة پیغمبر را بر باد داده و موجب نابودی دین شود و اضطراب پیامبر نیز از همین جهت بوده است زیرا بیم حضرت بر جانش و تبلیغ نکردن پیام خدا بخاطر خطرات جانی همانگونه که با عصمت حضرت نمی سازد با سیرة آنحضرت و جان نثاریهایش در راه خدا سازگاری ندارد.7
اکنون با توجه به این ویژگی ها و با توجه به شأن نزول آیه و تاریخ نزول آن8 روشن می شود این موضوع مهم جز مسأله ابلاغ خلافت امر دیگری نمی تواند باشد زیرا اولاً مسائلی از قبیل شرک، توحید، نماز و و و قبلاً ابلاغ شده بودند و نیاز به ابلاغ مجدد نداشته اند. ثانیاً با یأس کفار و منافقین که آیه 3 سوره مائده از آن حکایت می کند و می گوید کفار دل بسته بودند که با رحلت پیغمبر، دین اسلام بر چیده خواهد شد ولی وقتی مسأله امامت ابلاغ شد مأیوس شدند. تناسبی ندارد. در نتیجه پیام جدید در این آیه فقط مسأله جانشینی پیغمبر می تواند باشد و با توجه به اینکه آیه می گوید: «... اگر این مسأله را ابلاغ نکنی اصلاً دین و رسالت را ابلاغ نکرده ای» معلوم می شود امامت از نظر اهمیت نسبت به سایر تعالیم اسلام نظیر روح نسبت به جسد است.
ولی اگر مثل برخی ها بگوئیم این آیه در اول بعثت، نازل شده و منظور از «ما انزل الیک ... آنچه از طرف خدا بر تو نازل شده» مجموع دین است نه بعض از تعالیم دین که از نظر اهمیت در حدّ مجموع دین است.9 در این صورت معنای آیه این میشود که: «مجموع دین را که بر تو نازل شده ابلاغ کن و گرنه مجموع دین را ابلاغ نکرده ای» و معلوم است که چنین معنائی اولاً مستلزم لغویت و توضیح واضحات است و لغو در کلام خدای حکیم محال است.
ثانیاً در اول بعثت مجموع دین تبلیغ نشده تا در تبلیغ آن خطر نابودی دین و هدر رفتن زحمات پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ وجود داشته باشد بلی خطر جانی احتمالش متصور است ولی این احتمال غیر معقول است زیرا پیامبر بخاطر خطرات جانی هرگز تبلیغ وظیفه و انجام مأموریتش را به تأخیر نمی اندازد.
بنابر این باید گفت نگرانی پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ از ابلاغ پیام که این آیه عهده دار آن است، و تهدید و تأکید و نیز وعده خدا را به پیامبر مبنی بر اینکه خدا او را حفظ نموده و در انجام مأموریتش موفق خواهد کرد و مخالفان دین اسلام را به اهداف شوم شان هدایت نخواهد کرد، فقط و فقط با ابلاغ جانشینی علی ـ علیه السلام ـ همخوانی و تناسب دارد و احادیث و روایات وارده در شأن نزول آیه و نیز حدیث غدیر مؤید این مدعا است.

http://s4.picofile.com/file/8168015434/wqjyy88s.jpg

http://s4.picofile.com/file/8168026934/ct3ss6gg.jpg

پی نوشت:
1. طباطبائی محمد حسین، تفسیر المیزان، ج 12 ص 379، دفتر انتشارات اسلامی، بی تا.
2. میرزا جواد تبریزی، النصوص الصحیحة، دار الصدیقة الشهیدة، اول، 1419 و اصول کافی ج 2، ص 388، اسوه.
3. مجموعه آثار ج 4 ص 405 و 416، انتشارات صدرا، هفتم 1381، شهید مطهری.
4. سوره نجم آیه 3.
5. در بیان مفاد این آیه از تفسیر المیزان ج6، ص 59 علامه طباطبائی، دفتر انتشارات اسلامی، بی تا، استفاده شده و نیز تفسیر نمونه.
6. سوره مائده: 67.
7. رک: المیزان ج 6 ص 59.
8. در کتابهای متعدد از اهل سنّت آمده است که آیه تبلیغ در شأن علی ـ علیه السلام ـ و معرفی او در حجة الوداع در جریان غدیر نازل شده است مراجع شود به: اسباب النزول ص150، واحدی نیشابوری و تفسیر فخر رازی ج 6 ص 53. و روح المعانی ج 4 ص 172، شهاب الدین آلوسی و الدر المنثور ج 2 ص 298، سیوطی.
9. روح المعانی ج 6 ص 193، شهاب الدین آلوسی، دار احیاء التراث، بی تا و تفسیر المنارج 6 ص 463، رضا، محمد رشید، دار المعرفة، بیروت.

۰ نفر پسندید

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

تبلیغات

محبوب ترین ها

پیوندهای سایت

نرم افزارهای مورد نیاز

‏‫‏‫