• امام حسین علیه السلام می فرماید: بدرستی که شیعیان ما قلبشان از هرناخالصی و حیله و تزویر پاک است.
  • امام رضا علیه السلام: برخی از کسانی که مدعی محبت ما هستند فتنه آنها از دجال برای شیعیان ما بیشتر است... چرا که با دوستان ما دشمن و با دشمنان ما دوست هستند.
  • امام صادق علیه السلام: آن که پیشرفت را در خود نبیند، به نقصان نزدیک ‌تر است و هر که به نقصان نزدیک‌تر باشد، مرگ از زندگی برایش بهتر است.
  • امام سجاد علیه السلام: منتظران ظهور او برترینِ اهل زمانند.
  • نسخه جدید سایت، همزمان با روز عید سعید غدیر رونمایی شد.
  • برای استفاده مناسب و کامل از همه امکانات سایت لطفا با مرورگرهای موزیلا فایرفاکس یا گوگل کروم وارد شوید.
  • وبگاه بر بال اندیشه ورود شما بازدیدکننده مـحترم را خوش آمد می گوید.

تجلّی حیا در دارالاماره کوفه

حیـدر کـرار ۱۵۰۴ يكشنبه, ۱۷ آذر ۱۳۹۲، ۰۸:۴۸ ب.ظ حجاب ، حضرت زینب ،

حضرت زینب بعد از تمام شدن خطبه به راه خود ادامه داد تا به دارالاماره رسید. در این هنگام بغض راه گلویش را بست. چرا که او همه جای این خانه را می‌شناخت. اینجا روزی خانه زینب بود، روزگاری که اسم پدرش علی با عظمتی بی‌مانند جهان را پر ساخته بود. اشک در دیدگانش حلقه زد. ولی خودداری کرده، مبادا که گریه خوارش کند. زینب دست راستش را به روی قلبش گذاشت. مبادا از هم بپاشد. در آن دم به اتاق بزرگی رسید و دید عبیدالله بن زیاد ملعون در جایی نشسته که پدرش در آنجا می‌نشست و از میهمانان پذیرایی می‌کرد. امروز دوباره زینب به درون این خانه پا می‌گذارد. در حالی که اسیر و داغ‌دار شده، هیچ وقت زینب مانند امروز احتیاج نداشت که به عظمت روحی و نیروی معنوی‌اش اعتماد کند و به اصالت خاندان و شرافت تبارش پناه برد تا آن طوری که شایسته دختر علی و «عقیله بنی‌هاشم» است، بایستد تا بتواند آن چه را که از او شایسته است، نشان دهد.

زینب که بی‌ارزش‌ترین لباس‌هایش بر تن و کنیزانش دورش را گرفته بودند، حیا را به عرصه نمایش گذاشت و بدون آن که به امیر سرکش و خون‌خوار اعتنایی کند، به صورت ناشناس در گوشه‌ای نشست در حالی که سراپای وجود او را شرم، حیا، نجابت و پاکی احاطه کرده بود. «فجلست زینب بنت علی مُتَنَکَّرة» زینب ناشناس نشست. ابن‌زیاد ملعون پرسید: این زن کیست؟ (سه بار این سؤال را تکرار کرد) حیا و نجابت زینب از یک طرف، علم حضرت به قصد ابن زیاد ملعون برای تحقیر اهل بیت از طرف دیگر اجازه نداد زینب جواب او را بدهد تا آنجا که ابن‌زیاد ملعون با نیش زبانش نمک به زخم زینب پاشید و برای آزردن او گفت: «کار خدا را نسبت به برادرت و خاندانت چگونه دیدی؟» زینب جوابی کوتاه ولی بسیار زیبا داد که ریشه در کمال حیای او داشت چرا که علی فرمود: «حیا علت هر زیبایی است». حضرت با آرامشی که از حیا و رضای قلبی او حکایت داشت، آن جمله به یاد ماندنی را فرمود: «ما رأیتُ الّا جمیلاً».

۰ نفر پسندید

  • ذره

    ۱۹ آذر ۹۲ ، ۰۰:۵۵

    سلام.... خیلی خوشحالم که امشب این مطلب را خواندم.... یا زینب

  • ذره

    ۲۱ آذر ۹۲ ، ۱۶:۴۱

    *از چاه خود آب برداریم....* سلام....دعوتید http://zareh.blog.ir/post/237 یا علی

  • محمدرضا

    ۲۶ آذر ۹۲ ، ۱۵:۴۳ وب سایت

    وبتون خیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلی زیباست به وبلاگ من هم سر بزنید. واگه خوشتون اومد نظر بدین. با تسلیت این ایام خدا حافظ .[بدرود]

  • علیرضا فلاح

    ۲۷ آذر ۹۲ ، ۰۰:۱۶ وب سایت

    سلام من دوست دارم وبلاگ های ما به هم پیوند بشه ممنونو میشم قبول کنید http://shahid-fahmide.blog.ir حلقه شهید فهمیده دوست داشتی پیوند کن خبر بده ممنون

  • ذره

    ۲۷ آذر ۹۲ ، ۱۶:۵۴

    سلام... مثل آب.... http://zareh.blog.ir/post/140 شنیدنی است و نوشیدنی و چشیدنی...

  • حمید

    ۲۷ آذر ۹۲ ، ۱۹:۲۷ وب سایت

    سلام خیلی وقته ما شمارو لینک کردیم یادم نمیاد که ایا شما قبلا مارو لینک کردی و بعدش حذفمان کردی یا اصلا مارو لینک نکردی خلاصه ما با رنج2و بازدید بیشتر از3هزار شمارو هنوز در وبلاگ لینک داریم اگر لینک نمیکنید مار مطلع کنید یا علی

  • حمید

    ۲۷ آذر ۹۲ ، ۱۹:۵۷ وب سایت

    سلام مجدد ببخشی تو سرچ وبلاگت گشتم وبلاگم توش پیدا نکرد اما خودم نگاه کردم دیدم هنوز هستش بازم ببخشی یاعلی

  • ذره

    ۲۹ آذر ۹۲ ، ۰۰:۲۴

    سلام... اگر هوای شورش داری...بسم الله http://zareh.blog.ir/post/259 یا علی

  • ذره

    ۰۲ دی ۹۲ ، ۰۹:۳۴

    سلام... اربعین تسلیت ************************ شرح حدیث....آیت الله آقا مجتبی تهرانی رحمه الله علیه.... ترجمه حدیث: حضرت امیر المؤمنین علی علیه السلام فرمودند: همان طور که خورشید و شب با یکدیگر جمع نمی­شوند، محبّت و دل بستگی به خداوند نیز با محبّت و دل بستگی به دنیا جمع نمی­شوند. شرح حدیث: خیلی زیبایی در این روایت دیده می­شود. انسان اگر بخواهد بفهمد حبّ به خدا دارد یا نه، راهش چیست؟‌ این امری نیست که هفته­ای و ماهی یا سالی یک بار پیش بیاید، بلکه انسان در هر روز چندین بار بر سر دو راهی دنیا و آخرت قرار می­گیرد؛ آن هم نه فقط بُعد وجودی او، بلکه تمام ابعاد وجودیش مثل قلب، عقل، اعضاء و جوارح، دست، پا، زبان، گوش، چشم و حتّی خطورات ذهنیّه او مثل دروغ، غیبت، تهمت، مال حرام خواری، نگاه به نامحرم و... انسان ببیند کدام را انتخاب می­کند امر الهی را انتخاب می­کند که نور است، یعنی محبّت و دوستی به خداوند را، یا این که معصیت را انتخاب می­کند که ظلمت و تاریکی و محبّت و دل بستگی به دنیاست؟ ‌ نور و ظلمت در یک جا جمع نمی­شوند و دل ظرف محبّت خداوند است و دو شیء و دو چیز در او جای نمی­گیرد، محبّت و دل بستگی به خداوند یعنی نورانیّت، نشاط، آرامش، برکت، نیکوکاری. و محبّت و دل بستگی به دنیا، یعنی ظلمت، تاریکی، اضطراب، افسردگی، فساد، گناه و معصیت. حالا انسان ببیند در شبانه روز زندگی خود چه چیز را انتخاب می­کند؟‌ این از عمل انسان معلوم می­شود. آیا دل را در اختیار صاحب خانۀ با محبت خود و انجام فرامین او قرار داده­ایم؟ یا اینکه با نافرمانی، معصیت و گناه صاحب خانه را از دل بیرون کرده به مستأجر و یا بالاتر به غاصبی که محبّت دنیا و شیطان است داده و دل را بیمار کرده­ایم؟ انسانی که کارهای شیطانی انجام می­دهد و می­گوید خدا را دوست دارم، حرفش یک دروغ و فریب شیطان است. او دل را به شیطان تحویل داده است. البته چون خداوند کریم، مهربان و توّاب است، انسان می­تواند با توبه و انجام اعمال نیک دل خود را از شیطان پس گرفته و ظرف محبّت خدا کند. [1]غرر الحِکَم و دُرر الکَلِم، صفحه 141، روایت 2513 **************** آقا مجتبی... http://zareh.blog.ir/post/268

  • ذره

    ۰۶ دی ۹۲ ، ۱۲:۳۹

    دعای مادر... ...ویزید بسطامی را پرسیدند که این پایگاه به دعای مادر یافتی این معروفی (شهرت) به چه یافتی؟ گفت: آن را هم به دعای مادر، که شبی مادر از من آب خواست. بنگریستم در خانه آب نبود، کوزه برداشتم. به جوی رفتم آب بیاوردم.چون بر سر مادر آمدم، خوابش برده بود. با خود گفتم که اگر بیدارش کنم من بزهکار باشم. بایستادم تا مگر بیدار شود. تا بامداد بیدار شد. سربلند کرد و گفت: چرا ایستاده ای؟ قصه بگفتم. برخاست و نماز کرد و دست بر دعا برداشت و گفت: الهی چنان که این پسر مرا بزرگ و عزیز داشت، اندر میان خلق او را بزرگ و عزیز گردان

  • یه تکونی به خودت بده

    ۱۲ دی ۹۲ ، ۰۸:۰۸ وب سایت

    با سلام و عرض تسلیت شهادت امام رضا(ع) خدمت شما. وبلاگ بسیار آموزنده و ارزشمندی دارید. یا حق.

  • ذره

    ۱۳ دی ۹۲ ، ۰۲:۳۷

    سلام.... منتظر هدیه شما هستم... http://zareh.blog.ir/post/282 ربیع الاول مبارکتان باد...

  • یعقوب

    ۱۴ دی ۹۲ ، ۱۱:۲۶ وب سایت ebnolsabil@yahoo.com

    سلام به روزم با حرف حساب با فتنه گران.. یاعلی

  • حسین

    ۲۱ دی ۹۲ ، ۱۰:۱۹ وب سایت

    یک عمر تمام زحمتم را آن کس که کشید مادرم بود هر حرف دل نگفته ام را با مهر شنید مادرم بود هنگام مریضی ام به دادم دلسوز رسید مادرم بود چون پای مرا گزید خاری گفت: آخ،دوید مادرم بود تا قد مرا الف نماید چون دال خمید مادرم بود دست دل و دامن ولایش لبهای من است و خاک پایش از جنس فرشته هاست مادر انسان ملک نماست مادر سوگند به نغمه های بلب عطرین گل باصفاست مادر در محضر وی مکن غریبی با خلق تو آشناست مادر تاهست بیا و خدمتش کن چون محترم خداست مادر روزی نشود که گویی ای وای! ای وای!خدا کجاست مادر؟ دست دل و دامن ولایش لبهای من است وخاک پایش

  • حیـدر کـرار

    ۲۳ دی ۹۲ ، ۲۲:۳۲

    سلام زیباست

  • مدرسه علمیه سیادت - مشهد مقدس

    ۲۱ دی ۹۲ ، ۲۲:۰۷ وب سایت

    سلام محب اهل بیت از طرف حوزه علمیه سیادت – مشهد مقدس خدمت میرسیم لطفا پایگاه ما را لینک کرده و لوگو سایت را در وب خود قرار دهید www.siyadat.com www.talabejavan.ir ادرس لوگو : http://siyadat.com/wp-content/uploads/2014/01/لوگو.jpg *** منتظر پاسخ شما هستیم ***

  • یا زینب

    ۲۹ تیر ۹۳ ، ۰۸:۵۴

    با سلام لطفا از زندگیه شخصیه حضرت زینب «ازهمسروفرزندانش» مطلبی بنویسید ممنون

  • حیـدر کـرار

    ۲۹ تیر ۹۳ ، ۰۹:۱۲

    سلام ممنون از حضورتان! ارسال می شود.. یاعلی

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

تبلیغات

محبوب ترین ها

پیوندهای سایت

نرم افزارهای مورد نیاز

‏‫‏‫