در طول تاریخ 1400 ساله پس از نزول قرآن، کفار و مشرکین همواره به دنبال تخریب و تحریف قرآن و چهره اسلام ناب بوده اند و در هر زمانی با شیوه ها و روش های گوناگون، اقدامات خود را انجام داده اند. یکی از این اقدامات باطل، نوشتن کتب ضاله و گمراه کننده و وارد ساختن شبهات مختلف به کتاب الهی بوده است.

امام حسن عسکری علیه السلام با وجود همه فشارها و مراقبت های بی وقفه حکومت عباسی، فعالیت های سیاسی و اجتماعی و علمی خویش را در جهت حفظ اسلام و مبارزه با افکار ضد اسلامی به کار می بستند. در زمان ایشان یکی از فلاسفه های عراق به نام «اسحاق کندی» کتابی تألیف نمود به نام «تناقض های قرآن»! و مدت زمان زیادی را صرف نگارش آن کتاب نموده بود. روزی یکی از شاگردان او به محضر امام حسن عسکری علیه السلام شرفیاب شد، هنگامی که چشم آن حضرت علیه السلام به او افتاد، فرمودند: آیا در میان شما مردی رشید وجود ندارد که گفته های استادتان «کندی» را پاسخ گوید؟ شاگرد عرض کرد: ما همگی از شاگردان او هستیم و نمی توانیم به اشتباه استاد اعتراض کنیم. امام فرمودند: اگر مطالبی به شما تفهیم شود می توانید آن را برای استاد نقل کنید؟ شاگرد گفت: آری، امام فرمودند: از اینجا که برگشتی به حضور استاد برو و با او به گرمی و محبت رفتار نما و سعی کن با او انس و الفت پیدا کنی. هنگامی که کاملا انس و آشنایی به عمل آمد، به او بگو: مسأله ای برای من پیش آمده است که غیر از شما کسی شایستگی پاسخ آن را ندارد و آن مسأله این است که: آیا ممکن است گوینده قرآن از گفتار خود معانی دیگری از آنچه شما حدس می زنید اراده کرده باشد؟ او در پاسخ خواهد گفت: بلی! در این هنگام بگو شما چه می دانید، شاید گوینده قرآن معانی دیگری غیر از آن چه شما حدس می زنید، اراده کرده باشد و شما الفاظ او را در غیر معنای خود به کار برده اید؟ امام در اینجا اضافه کرد: او آدم باهوشی است، طرح این نکته کافی است که او را متوجه اشتباه خود کند.

شاگرد به حضور استاد رسید و طبق دستور امام رفتار نمود تا اینکه زمینه برای طرح مطلب، مساعد گردید. سپس سؤال امام را به همان نحو مطرح ساخت. فیلسوف عراقی با کمال دقت به سؤال شاگرد گوش داد و گفت: سؤال خود را تکرار کن. شاگرد سؤال را تکرار نمود. استاد تأملی کرد و گفت: آری، بعید نیست که چیزی در ذهن گوینده سخن باشد که به ذهن مخاطب نیاید و شنونده از ظاهر کلام گوینده چیزی بفهمد که وی خلاف آن را اراده کرده باشد.

سپس استاد رو به شاگرد کرد و گفت: تو را قسم می دهم که بگویی، چنین سؤالی از کجا به ذهن تو خطور کرد؟ شاگرد: چه ایرادی دارد که چنین سؤالی به ذهن خود من آمده باشد؟ استاد: نه، برای تو هنوز زود است که به چنین مسائلی رسیده باشی، به من بگو این سؤال را از کجا یاد گرفته ای؟ شاگرد: حقیقت این است که، «ابومحمد» (امام حسن عسکری علیه السلام) مرا با این سؤال آشنا نمود. استاد: اکنون واقع امر را گفتی. سپس افزود: چنین سؤال هایی تنها زیبنده این خاندان است آنان هستند که می توانند حقیقت را آشکار سازند. آنگاه استاد با درک واقعیت و توجه به اشتباه خود، دستور داد آتشی روشن کردند و آنچه را که به عقیده خود درباره «تناقض های قرآن» نوشته بود آتش زد.1

ضرب المثل زیبای امام صادق علیه السلام

برخی از آیات متشابه در قرآن کریم، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم را مورد خطاب قرار می دهد اما هدف از نزول آن، یا برای تعلیم مؤمنان و یا تهدید کافران است و همگی از یک قاعده زیبای روانشناسی «القاء غیرمستقیم» پیروی می کند؛ زیرا در مواردی، آثار تربیتی تعلیم غیرمستقیم و تأثیرپذیری آن، فراتر و بهتر از تعلیم مستقیم خواهد بود به عنوان مثال  در این آیه: عَفَا اللَّهُ عَنکَ لِمَ أَذِنتَ لَهُمْ حَتَّىٰ یَتَبَیَّنَ لَکَ الَّذِینَ صَدَقُوا وَتَعْلَمَ الْکَاذِبِینَ (توبه: 43) ای پیامبر! خدا تو را ببخشد! چرا به آنها اجازه (ترک جنگ) دادی قبل از آنکه راستگویی راستگویان بر تو روشن شود و دروغگویان را بشناسی؟!

این آیه در مورد منافقانی بود که در خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم رسیدند و با بیان عذرهای گوناگون و حتی سوگند خوردن، اجازه ترک جهاد می گرفتند رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نیز به آنان اجازه می دادند. خداوند متعال با این سرزنش لطیف که با عفو و بخشش شروع می شود (عَفَا اللَّهُ عَنکَ) در بیان روح نفاق برخی از اصحاب است و به صورت کنایه آمیز آنان را معرفی و به رسول خویش می فرماید: چرا قبل از آنکه دروغگویان را بشناسی به آنان اجازه ترک جهاد دادی؟ یعنی آن منافقان به بهانه های مختلف درخواست ترک جهاد را داشتند.

امام صادق علیه السلام در توضیح و تبیین این دسته از آیات فرمودند: «ان‌ّ الله بعث نبیه بإیاک اعنی و اسمعی یا جارة؛ خداوند متعال پیامبر خود را بر شیوه ضرب المثل معروف "به در می‌گویم که دیوار بشنود" مبعوث نمود»2

و در روایت دیگر فرمودند: «نزل القرآن بإیاک اعنی و اسمعی یا جارة؛ قرآن با این ضرب المثل معروف "مخاطب من تو هستی ولی همسایه بشنود"».3

سپس فرمودند: معنای این جمله آنست که خداوند متعال در برخی مواقع رسول خویش را سرزنش می کند اما هدفش دیگران هستند.

1. احتجاجات، جلد 2، ص 379.

2. بحارالانوار، ج 110، ص 276.

3. البرهان فی تفسیر القرآن، ج 1، ص 50.

منبع: امام شناسی استاد گنجی، ج 2، ص 284.