• امام حسین علیه السلام می فرماید: بدرستی که شیعیان ما قلبشان از هرناخالصی و حیله و تزویر پاک است.
  • امام رضا علیه السلام: برخی از کسانی که مدعی محبت ما هستند فتنه آنها از دجال برای شیعیان ما بیشتر است... چرا که با دوستان ما دشمن و با دشمنان ما دوست هستند.
  • امام صادق علیه السلام: آن که پیشرفت را در خود نبیند، به نقصان نزدیک ‌تر است و هر که به نقصان نزدیک‌تر باشد، مرگ از زندگی برایش بهتر است.
  • امام سجاد علیه السلام: منتظران ظهور او برترینِ اهل زمانند.
  • نسخه جدید سایت، همزمان با روز عید سعید غدیر رونمایی شد.
  • برای استفاده مناسب و کامل از همه امکانات سایت لطفا با مرورگرهای موزیلا فایرفاکس یا گوگل کروم وارد شوید.
  • وبگاه بر بال اندیشه ورود شما بازدیدکننده مـحترم را خوش آمد می گوید.

فتوحات هیتلری خلفا

حیـدر کـرار ۳۹۸ جمعه, ۱۷ مهر ۱۳۹۴، ۰۱:۵۹ ق.ظ عقاید ،

http://s6.picofile.com/file/8216271834/eeshal4o.jpg

بحث فتوحات خلفا در میان اهل سنت بسیار پرطرفدار است و بر روی آن بسیار تاکید شده و می شود. آیا صرفا فتح نمودن یک کشور و یا چند کشور و تصرف آنها سبب افتخار است؟ اگر این امر صحیح باشد پس کارهای امثال هیتلر و اسکندرهای مقدونی و چنگیزها را باید سرلوحه قرار داد. در جریان فتح ایران، فجایعی به وقوع پیوست که سبب شد وجهه اسلام در نزد دیگر اقوام و ادیان بسیار خراب شده بلکه از آن تعبیر به «دین شمشیر» کنند و قطعا اعمال عمر و فرماندهان او سبب چنین مطلبی شد. در این پست به بررسی چند نمونه از این فتوحات می پردازیم. باشد که مایه عبرت شود....

نمونه ای از جنایات خلفا در جنگ با ایران:

«عَنْ سَعِیدِ بْنِ الْمَرْزبَانِ، عَنْ رَجُلٍ مِنْ بَنِی عَبْسٍ، قَالَ: أَصَابَ أَهْلَ فَارِسَ یَوْمَئِذٍ بَعْدَ مَا انْهَزَمُوا مَا أَصَابَ النَّاسَ قَبْلِهِمْ، قُتِلُوا، حَتَّى إِنْ کَانَ الرَّجُلُ مِنَ الْمُسْلِمِینَ لَیَدْعُو الرَّجُلُ مِنْهُمْ، فَیَأْتِیهِ حَتَّى یَقُومَ بَیْنَ یَدَیْهِ فَیَضْرِبَ عُنُقَهُ، وَ حَتَّى إِنَّهُ لَیَأْخُذُ سِلَاحَهُ فَیَقْتُلَهُ بِهِ، وَ حَتَّى إِنَّهُ لْیَأْمُرْ الرِّجْلَیْنِ أَحَدِهِمَا بِصَاحِبِهِ»

سعید بن مرزبان از شخصی که از قبیله عبس است نقل می کند که وقایع دردناکی از فتح ایران را بخاطر دارد. او می گوید: بلا و مصیبتی بر ایرانیان وارد شد که تا کنون هیچ قوم و ملّتی به آن مصیبت گرفتار نشده اند. بعد از اینکه لشکر ایران شکست خورد و به دست سپاه عمر گرفتار شدند کارشان به آنجا رسید که یکی از سپاهیان عمر یک ایرانی را به جانب خود می طلبید، وقتی پیش می آمد و جلوی او می ایستاد گردنش را می زد! یا یکی از سپاهیان عمر یک ایرانی را نزد خود می طلبید، وقتی پیش می آمد اسلحه او را می گرفت و با همان اسلحه او را می کشت. بالاتر از این مصیبت اینکه سپاهیان عمر دو نفر را فرا می خواندند و به یکی دستور می دادند رفیقش را بکشد. تاریخ الامم و الملوک (معروف به تاریخ طبری)، طبری، جلد4، صفحه 135؛ به نقل از مقاله «اسلام اجباری ایرانیان»، حسین الادری

ابن خلدون چنین نقل می کند: فالعلوم کثیرة والحکماء فی أمم النوع الإنسانی متعددون وما لم یصل إلینا من العلوم أکثر مما وصل فأین علوم الفرس التی أمر عمر رضی الله عنه بمحوها عند الفتح؛ پس تنوع علوم بسیار است و افراد دانشمند و حکیم به وفور در میان انسانها و امتهای مختلف وجود دارند. و آنچه که از علومِ ( پیشینیان ) به دست ما نرسیده است بیشتر از آن چیزهایی است که به دست ما رسیده است (مثلا) کجاست آن عِلم های ایرانیان که عمر بن خطاب –به هنگام فتح ایران– دستور از بین بردن آنها را داد؟
مقدمة ابن خلدون، ج 1 ص 38 (فی طبیعة العمران فی الخلیقة)، اسم المؤلف: عبد الرحمن بن محمد بن خلدون الحضرمی الوفاة: 808، دار النشر: دار القلم -بیروت- 1984، الطبعة: الخامسة؛‌ به نقل از
سایت اسلام تکس

وی در جای دیگر می گوید: و لما فتحت أرض فارس و وجدوا فیها کتبا کثیرة کتب سعد أبن أبی وقاص إلى عمر بن الخطاب لیستأذنه فی شأنها و تنقلها للمسلمین فکتب إلیه عمر أن اطرحوها فی الماء فإن یکن ما فیها هدى فقد هدانا الله بأهدى منه فإن یکن ضلالا فقد کفانا الله فطرحوها فی الماء أو فی النار وذهبت علوم الفرس فیها عن أن تصل إلینا؛ زمانی که سرزمین ایران فتح شد (مسلمانان) به کتابهای بسیاری دست یافتند . سعد بن ابی وقاص نامه ای به عمر نوشت و از او درباره این کتابهای و انتقال آنها به (بلادِ) مسلمانان اجازه خواست.

عمر به سعد نوشت: آنها را در آب بریز. اگر در این کتابها هدایت است که ما را خدای تعالی به نحو بهتری (توسط قرآن) هدایت کرده. اگر هم این کتابها حاوی ضلالت و گمراهی است که خداوند ما را کفایت نموده است (و ما را از آنها در امان خواهد داشت).
لذا (با این دستور عمر) همه کتابها را در آب ریختند و یا در آتش سوزاندند و (بدین ترتیت)
علوم ایرانیان از بین رفت و به دست ما نرسید.
مقدمة ابن خلدون، ج 1 ص 480 (الفصل الثالث عشر – فی علوم العقلیة و اصنافها)، اسم المؤلف: عبد الرحمن بن محمد بن خلدون الحضرمی الوفاة: 808، دار النشر: دار القلم - بیروت - 1984، الطبعة: الخامسة.
أبجد العلوم الوشی المرقوم فی بیان أحوال العلوم، ج 2 ص 250، اسم المؤلف: صدیق بن حسن القنوجی الوفاة: 1307، دار النشر: دار الکتب العلمیة - بیروت - 1978، تحقیق: عبد الجبار زکار؛ به نقل از
سایت اسلام تکس

ابن تیمه چنین می گوید: و حتى روى عنه أنه حرق الکتب العجمیة وغیرها؛ و حتی روایت شده است که عمر بن خطاب، کتابهای ایرانی و غیر ایرانی را آتش زد.
اقتضاء الصراط المستقیم مخالفة أصحاب الجحیم، ص 128، اسم المؤلف: أحمد بن عبد الحلیم بن تیمیة الحرانی أبو العباس الوفاة: 728، دار النشر: مطبعة السنة المحمدیة -القاهرة- 1369، الطبعة: الثانیة، تحقیق: محمد حامد الفقی؛ به نقل از
سایت اسلام تکس

البته این امر دقیقا مورد عنایت عمر بن خطاب بود تا جایی که اگر کسی از این دستور وی تخطی می کرد و شاید کتابی را به دست می آورد که هنوز از بین نرفته بود، خلیفه اهل علم (!) سریعا با همان شلاق مشهورش، این خواننده بیچاره را به کتک می زد تا همگان بدانند که در مکتب عُمَری منطقی به نام مطالعه عمومی وجود ندارد.
أَتَى عُمَرَ بنَ الْخَطَّابِ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ رَجُلٌ فَقَالَ: یَا أَمِیرَ المُؤْمِنِینَ إِنَّا لَمَّا فَتَحْنَا المَدَائِنَ أَصَبْتُ کِتَابَاً فِیهِ کَلاَمٌ مُعْجِبٌ، قَالَ: أَمِنْ کِتَابِ اللَّهِ؟ قُلْتُ: لاَ، فَدَعَا بِالدرَّةِ فَجَعَلَ یَضْرِبُهُ بها، وَ قَرَأَ: (الر، تِلْکَ آیَاتُ الْکِتَابِ المُبِینِ إِنا أَنْزَلْنَاهُ قُرْآنَاً عَرَبِیَّاً) إِلى قَوْلِهِ: (وَ إِنْ کُنْتَ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنَ الْغَافِلِینَ). ثُمَّ قَالَ: إِنما هَلَکَ مَنْ کَانَ قَبْلَکُمْ بِأَنَّهُمْ أَقْبَلُوا عَلاى کُتُبِ عُلَمَائِهِمْ وَأَسَاقِفَتِهِمْ وَتَرَکُوا التَّوْرَاةَ وَالإِنْجِیلَ حَتَّى دُرِسَا وَذَهَبَ مَا فِیهِمَا مِنَ الْعِلْمِ.
مردی نزد عمر بن خطاب آمد و گفت: ای امیرالمومنین! زمانی که مدائن را فتح کردیم من به کتابی دست یافتم که در آن سخنان شگفت آوری بود. عمر پرسید: آیا آن سخنان از کتاب خدا (قرآن) بود؟ مرد گفت: نه! عمر دستور داد برایش تازیانه بیاورند و بعد با تازیانه شروع کرد به زدن آن مرد و در همان حالی که او را میزد این آیات را میخواند: {الر، تِلْکَ آیَاتُ الْکِتَابِ المُبِینِ إِنا أَنْزَلْنَاهُ قُرْآنَاً عَرَبِیَّاً} تا عبارت {وَ إِنْ کُنْتَ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنَ الْغَافِلِینَ}. بعد گفت: کسانی که قبل از شما (مسلمانان) به هلاکت رسیده اند به این خاطر بوده که به کتابهای علما و اسقف های خودشان روی آوردند و تورات و انجیل را رها کردند تا جایی که این دو کتاب نابود شد و علمی که در آنها موجود بود از بین رفت.
محض الصواب فی فضائل أمیر المؤمنین عمر بن الخطاب، ج 2 ص 531 باب التاسع و الاربعون، اسم المؤلف: جمال الدین یوسف بن حسن بن عبدالهادی الصالحی الدمشقی الحنبلی المشهور بابن المبرّد الوفاة: 909 ه، دار النشر: الضواء السلف -ریاض- 1420 ه / 2000 م، الطبعة: الاولی، تحقیق: عبدالعزیز بن محمد بن عبدالمحسن الفریح.
مناقب امیرالمومنین عمر بن الخطاب، ص 126، اسم المؤلف: ابی الفرج عبدالرحمن بن علی بن محمد بن الجوزی القرشی الحنبلی الوفاة: 597 ه، دار النشر: مطبعة السعادة - مصر، الطبعة: الاولی؛ به نقل از
سایت اسلام تکس

فاتحان آدم‌پز:

یکی از علمای اهل سنت در داستان فتح آندلس نقل می‌کند: وقتی لشکریان وارد آندلس شدند، وارد یک جزیره‌ای شدند که دسته‌ای به نام فرانین که تربیت بوته‌های انگور را بعهده داشتند در آنجا بودند. فرمانده لشکر اسلامی دستور داد تا سرکرده این فرانین که مسیحی بودند را گرفتند و سرش را بریدند و بدنش را قطعه قطعه کردند و داخل دیگ انداختند و بدنش را پختند و در جایی دیگر انداختند!!!!! ولی وقتی لشکریان اسلام آمدند که سفره پهن کنند، به مردم آنجا اینگونه فهماندند که آن بدن را داخل سفره گذاشته و خوردند. مردم هم در نقاط مختلف شهر پخش شدند و گفتند اینها که به شهر ما حمله کرده‌اند، همه‌شان آدم‌کش و آدم‌خوار هستند. یک وحشت و رعبی در بین مردم ایجاد کردند. (فتوح مصر و اخبارها، ص 345 و 346)

آیا پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) همچنین کاری کرد؟ آیا این جزء اخلاق اسلامی است که برای ایجاد رعب و وحشت، یک انسان را، ولو اینکه مسیحی باشد، بکشند و سرش را جدا کنند و بدنش را قطعه قطعه کنند و بپزند؟ آیا این مردم، با طیب نفس وارد اسلام می‌شوند؟

ذات العیون:

خالد بن ولید، وقتی وارد شهر انبار شد، درگیری صورت گرفت و خالد دستور داد تا تیراندازان ماهر، افرادی که از دشمن، در مقابل بودند، فقط به چشمانشان تیر بزنند و هزار نفر را کور کردند و لذا این جنگ را جنگ «ذات العیون» نامیدند. (البدایة ‌و النهایة ابن کثیر، ج 6، ص 386)

1.       آیا در زمان رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) اینچنین عملی سابقه داشت، آیا اینچنین دستوری را صادر کرد؟ آیا این عمل، مردم را به اسلام بدبین می‌کند یا خوش‌بین؟ آیا شما در دوران جاهلیت که جنگ‌های 200، 300 ساله بین آنها بوده، اینچنین جنگی از آنها سراغ دارید؟  

جنگ طالقان:

در جنگ طالقان که در حمله به ایران صورت گرفت، در تاریخ آمده که وقتی وارد شهر شدند و شهر را تصرف کردند، چهار فرسخ (24 کیلومتر) مردم را به صف کشیدند و دستور دادند که از اول تا آخر صف، همه را گردن زدند!!!!!!!!

2.       آیا این است کشورگشائی برای اسلام؟ آیا اینها مایه افتخار و مباهات است؟ اینها در تاریخ مانده و تاریخ اینها را فراموش نکرده است. ابن اثیر، از مورخان بنام أهل سنت است که این ماجرا را نقل می‌کند. (الکامل ابن اثیر، ج 4، ص 545)

جنگ گرگان:

سعید بن عاص که فرمانده ارتش بود، وارد گرگان شد و با گرفتن 200 هزار دینار با آنها مصالحه کرد و بعد وارد شهر طمیسه شد که کنار دریا قرار داشت و آنها درخواست امان کردند و گفتند اگر امان بدهید ما اسلام می آوریم. بعد از امان دادن، ارتش اسلام گفت که ما یک نفر هم از شما را نمی‌کشیم. بعد از گشودن درب قلعه شهر، سعید بن عاص دستور داد تمام مرد و زن و بزرگ و کوچک را از دم شمشیر گذراندند و جز یک نفر. چون گفته بودند جز یک نفر را نمی کشیم. این عملکرد یکی از فاتحان در کشور ایران. (الکامل ابن اثیر، ج 3، ص 110)

جنگ فلسطین:

وقتی وارد فلسطین شدند، تعدادی از افرادی که جزء شورشی‌ها بودند و در برابر اینها مقاومت کرده بودند و بعد تسلیم شدند، دستور دادند دست و پاهای اینها را بریدند و دست و پای بریده را به دمشق که مرکز حکومت بنی‌امیه بود فرستادند و آنها را از بالای درب مسجد آویزان کردند: «فقطعت أیدیهم و أرجلهم ثم حملوا إلى دمشق فرأیتهم مقطعین فأقیموا على باب مسجدها» (تاریخ طبری، ج 5، ص 609)

این نشانه جوانمردی آنهاست. و این است رأفت اسلامی و سیره پیامبر!!!! 

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) وقتی وارد مکه شد، وقتی تمام کسانی که توانائی جنگ داشتند، از پیر و جوان، آورده بود، آمارشان حدود 10 هزار نفر بود، اگر 20 هزار نفر هم تعداد زن و فرزندانشان را در نظر بگیرید، حدود 30 هزار نفر می‌شدند. این 30 هزار مسلمان، تلاش 21 سال تلاش پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بود. ولی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) که از دنیا رفت، می‌گویند تعداد صحابه، 116 هزار نفر بود. یعنی نزدیک 90 هزار نفر مسلمان، برای سال 9 و 10 هجری بودند. همه مورخان نوشته‌اند که اخلاق پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در فتح مکه، بزرگترین عامل توجه مردم به اسلام بود. این رأفت اسلامی بود که دسته‌هایی از اطراف مکه و مدینه آمدند و به اسلام گرویدند. آن سیره نبوی بود و این هم سیره فاتحان فتوحات.

اهل حیزان:

ذهبی می‌نویسد که لشگریان وقتی وارد منطقه حیزان شدند و با آنها درخواست صلح کردند و مسلمانان صلح را نپذیرفتند و با آنها به قتال پرداختند و تمام مردم را، حتی طفل‌ها را سر بریدند غیر از یک سگ و یک آدم، آن هم برای نمونه که او هم برود به جاهای دیگر اعلام کند که این مسلمانان این چنین رأفت اسلامی دارند. به سگ رحم می‌کنند و از آن همه انسان، فقط به یک انسان رحم می‌کنند. (تاریخ اسلام ذهبی، ج 7، ‌ص 308، حوادث سال 113 هجری)

3.       منصفانه بنگرید و پاسخ گویید که آیا این فتوحات چیزی غیر از شر و بدی در بر داشته است؟ و اینها افتخار حساب می‌شوند؟

بررسی زوایای فتوحات خلفا:

نکته اول در این زمینه این است که هدف نبی مکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و انبیاء الهی، کشورگشائی و فتوحات و رساندن صدای توحید به أقصی نقاط عالم، با زور شمشیر نبوده است. قرآن صراحت دارد به نبی مکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) که: «أدْعُ إِلَى سَبِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جَادِلْهُمْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ. (سوره نحل/125)»

و صراحت دارد که: «لَا إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ قَدْ تَبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ» (سوره بقره/256)

«فَإِنْ أَعْرَضُوا فَمَا أَرْسَلْنَاکَ عَلَیْهِمْ حَفِیظًا إِنْ عَلَیْکَ إِلَّا الْبَلَاغُ» (سوره شورى/48) «اگر مردم از اسلام اعراض کردند، تو وکیل و حافظ مردم نیستی ای پیامبر و وظیفه تو ابلاغ است»

یعنی اگر مردم از اسلام هم اعراض کردند، وظیفه پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) این نیست که در سایه شمشیر و قدرت بیاید اسلام را به زور وارد خانه‌های مردم کند و وارد شهرها و بلاد کند. نبی مکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، حدود هشتاد و اندی جنگ انجام داده که مجموع کشته‌های در این جنگ‌ها و غزوات و سریه‌ها در زمان پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، به هزار نفر نرسیده است. تمام افرادی که از مسلمان‌ها یا از کفار کشته شدند، در همین حدود بودند.

ضمنا سنت پیامبر به هیچ وجه اسلام اجباری نبود. هیچ کدام از جنگهای پیامبر جنگ ابتدایی نبود بلکه تمامی آنها دفاعی بود. ولی فتوحات خلفا همگی موجب شد سرزمین‌های فتح شده از اسلام دید منفی پیدا کنند. به همین دلیل است که می‌بینیم به محض اینکه حضرت علی علیه السلام خلافت ظاهری را به دست گرفتند تمامی این فتوحات را تعطیل کردند.

در قرآن، در سوره بقره، آیه 190 می‌فرماید: «وَ قَاتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ الَّذِینَ یُقَاتِلُونَکُمْ وَ لَا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ.» «آن کسانی که با شما جنگ می‌کنند، با آنها بجنگید و از حد شرعی خود تجاوز نکنید.»

همچنین در ممتحنه، آیه 8 می فرماید: «لَا یَنْهَاکُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِینَ لَمْ یُقَاتِلُوکُمْ فِی الدِّینِ وَ لَمْ یُخْرِجُوکُمْ مِنْ دِیَارِکُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا إِلَیْهِمْ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطِینَ» «آنهایی که با شما نجنگیدند و شما را از خانه‌هایتان بیرون نکردند و آواره نکردند و اموال شما را مصادره نکردند، مبادا با آنها بجنگید.»

این منطق، منطق اسلامی و قرآنی است. همین منطق بود که نبی مکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) إعمال کرد و مردم  دسته دسته و فوج فوج وارد اسلام شدند.

دراینجا نظر شما را به روایت جلب می‌کنم: روایت از عایشه است که از نبی مکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) سؤال می کند که: یا رسول الله آیا حجر اسماعیل جزء خانه خدا و بیت‌الله است یا نه؟ پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) گفتند: بله، عایشه گفت: تمام خانه‌ها دربشان چسبیده به زمین است، چرا درب خانه خدا بالا است؟ چرا دستور نمی‌دهی که آن را هم‌سطح زمین کنند و حجر اسماعیل را داخل خانه خدا کنند؟ پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود: «لولا أن قومک حدیثوا عهد بجاهلیة (أو قال بکفر) لأنفقت کنز الکعبة فی سبیل الله و لجعلت بابها بالأرض و لأدخلت فیها من الحجر» «اگر نبود قوم تو که هنوز آن تعصبات جاهلیت و آثار کفر از ذهنشان بیرون نرفته و از اسلام فرار نمی‌کردند، من درب خانه خدا را با زمین یکسان می‌کردم و حجر اسماعیل را داخل کعبه می‌کردم»

رجوع کنید به صحیح مسلم، ج 4،‌ ص98 - البدایة و النهایة، ج 1، ص 191 - نیل الوتار شوکانی، ج 6، ص 140 - فتح الباری، ج 3، ص 364 - کنز العمال، ج 12، ص 202 - تفسیر ابن کثیر، ج 1، ص 185 - المجموع نووی، ج 8، ص 23.

فردی که در رأس حکومت قرار گرفته و با معارف اسلامی آشنا نیست و هنوز آن روحیه واقعی اسلامی در روح او جای نگرفته، او می‌خواهد چه کار کند؟ خلفا به این شکل آمدند بعد از نبی مکرّم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) فتوحاتی را انجام دادند. آنان آمدند با روحیه جاهلی، شروع کردند به بهانه کشورگشائی، مردم را کشتند و جنایت و ‌مصادره اموال و تخریب خانه‌ها و... را انجام دادند. خیلی از مستشرقین، حتی مسیحی‌ها، می‌گویند اسلام در سایه شمشیر توانسته است پیشرفت کند.

۰ نفر پسندید

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

تبلیغات

محبوب ترین ها

پیوندهای سایت

نرم افزارهای مورد نیاز

‏‫‏‫