• امام حسین علیه السلام می فرماید: بدرستی که شیعیان ما قلبشان از هرناخالصی و حیله و تزویر پاک است.
  • امام رضا علیه السلام: برخی از کسانی که مدعی محبت ما هستند فتنه آنها از دجال برای شیعیان ما بیشتر است... چرا که با دوستان ما دشمن و با دشمنان ما دوست هستند.
  • امام صادق علیه السلام: آن که پیشرفت را در خود نبیند، به نقصان نزدیک ‌تر است و هر که به نقصان نزدیک‌تر باشد، مرگ از زندگی برایش بهتر است.
  • امام سجاد علیه السلام: منتظران ظهور او برترینِ اهل زمانند.
  • نسخه جدید سایت، همزمان با روز عید سعید غدیر رونمایی شد.
  • برای استفاده مناسب و کامل از همه امکانات سایت لطفا با مرورگرهای موزیلا فایرفاکس یا گوگل کروم وارد شوید.
  • وبگاه بر بال اندیشه ورود شما بازدیدکننده مـحترم را خوش آمد می گوید.

مظلومی از ناحیه دوست و دشمن!

حیـدر کـرار ۵۰۶ يكشنبه, ۶ تیر ۱۳۹۵، ۰۷:۱۴ ق.ظ خاندان رسالت ، امیرالمؤمنین ،

مظلومی، مظلوم تر از او نه در جهان بوده و نخواهد بود... خود این کلمه فهمش بسیار مشکل است "انا اول المظلومین" در بیانی فرمود به اندازه "حجر و مدر" بر من ظلم شده یعنی چی این کلمات این حد از ظلم تصورش جز برای بزرگانی که غور در حکمت کرده اند ممکن نیست و مهم اینست که او مظلوم است هم از ناحیه دوست و هم از ناحیه دشمن. اگر دقت شود خود ما ظالم بر اوییم و اگر این فهمیده شد روشن می شود که چرا به مقدار "حجر و مدر" بر آن حضرت ظلم شده. یک حدیث که مورد اتفاق بین عامه و خاصه؛ اگر این حدیث فهمیده شد قهرا آن مظلومیت هم روشن می شود و حدیث اینست: "انا مدینة الحکمة و علی بابها فمن اراد الحکمة فلیأتی الباب" و در نقلی دوم "انا دار الحکمة و علی بابها"؛ تعبیر "دار" نکته ای دارد، تعبیر "مدینه" نکته دیگری دارد. در آنجا فهم حکمت است. "انا مدینة الحکمة"؛ حکمت چیست؟ فهم حکمت و تعریف خود این کلمه باز از مشکلات علم است.

حکمت از تعبیر قرآن روشن می شود؛ تا حدی که این حقیقت چیست. "قل متاع الدنیا قلیل". امر به پیغمبر خاتم شده بگو "متاع الدنیا قلیل". باز باید دید دنیا چیست؟ دنیایی که سماء دنیا به زینت کواکب مزین شده که تمام این کهکشان ها، شموس، نجوم که بسیاری از این ها میلیون ها برابر کره زمین است. سعه این عالم ارضا و وسعت این دنیا طولا که نه بدوش معلوم است و نه ختمش. دنیای به این وسعت از جهت ارض و أَمد از ازل تا به ابد قلیل است. همون کسی که این کلمه را فرمود "یؤتی الحکمة من یشاء و من یؤت الحکمة فقد أوتی خیرا کثیرا". حکمت، مطلق الحکمة (نه حکمت مطلقه). مطلق حکمت خیر کثیر است. متاع دنیا به قول مطلق قلیل است این ارزش حکمت است اگر این را فهمیدیم که دنیا به وجود مطلقش قلیل. اما حکمت به مطلق الحکمة (نه حکمت مطلقه) خیر کثیر. بعد باید این جهت را فهمید "انا مدینة الحکمة" عبارت از اینکه حکمت مطلقه (نه مطلق الحکمة)، حکمت مطلقه است لأن در این مدینه جمع شده.

اینجا روشن می شود علی کیست و مظلومیت علی تا چه حدی است منتهی نه برای هر کسی جز برای کمل فقهاء و اساطین فضلاء بشر، که آنچه را گفتند درک کنند که تمام عالم ماده من البدو الی الختم محکوم به قلت و مطلق الحکمة محکوم به کثرت و حکمت مطلقه که در آنجا هیچ نقطه ای نیست که از ابهام در نیامده باشد و احاطه علمی به تمام وجود به حدی برسد که اشیاء کما هی، همه در آنجا رؤیت شده از جهت نظری "صار عالما عقلیا مضاهیا للعالم العینی بصورته لا بمادته". این از جهت نظری. از جهت عملی "تخلق باخلاق الله سبحانه و تعالی" تا حدی که شده اسم الله الاعظم علما و عملا. "انا مدینة الحکمة" یعنی این!

 حکمت باز در این حد هنوز معلوم نشده وقتی معلوم می شود که این نکته را دریابیم که تمام عالم وجود حیث مقدمی دارد و ذی المقدمه این مقدمه بعثت انبیاء است و باز بعثت انبیاء حیث مقدمی دارد و ذی این بعثت، بعثت خاتم است و باز بعثت خاتم حیث مقدمی دارد و ذی المقدمه این بعثت یک مبدأ دارد و یک منتهی، مبدأ آن حکمت است و منتهای آن نیز حکمت است. برهان این مطلب قرآن است "

اگر این نکات را فهمیدیم آن وقت دریچه ای باز می شود به این روایت متفق علیه "انا مدینة الحکمة و علی بابها.." این کیست؟ آیا در دل او کیست؟ که باب این مدینه حکمت است. مدینه حکمت چیست؟ حکمت به آن معنی که در الحکیم از اسم حق و در "یس والقرآن الحکیم" در کتاب حق و آن حکمت که ختم بعثت تمام انبیاء است و به آنجا جف القلم می شود و سخن ختم می شود. "یتلوعلیهم آیاته" تمام نشده "و یزکیهم" تمام نشده "و یعلمهم الکتاب" تمام نشده اما به کلمه حکمت دیگر تمام می شود "و یعلمهم الکتاب و الحکمة." دیگر بعدش کلمه ای نیست.

حال که تا این حد حکمت روشن شد این حکمت ده جزء دارد. خود مدینه حکمت این کلمه را فرمود که حکمت ده جزء است نه جز آن فقط منحصرا در یک نفر و آن کسی نیست مگر علی بن ابی طالب است و یک جزء از این حکمت "انا مدینة الحکمة" عمومی است در این جزء ناس شریکند. الناس کیست؟ ناس آن است که در "أعوذ برب الناس" است. "مطلق من یصدق علیه عنوان الانسان"؛ یک جزء از حکمت بر تمام بشریت من البدو الی الختم قسمت شده "و علی اعلمهم بهذا الجزء". باز در این جزء مشترک علی اعلم تمام الناس است به حکمت.

حالا آن فقیه کامل در فقه اکبر خواهد فهمید انا اول المظلومین و انا سید المظلومین چیست. او کسی است که شناخته نشد و از این دنیا رفت و ظلمی که بر او شد و الان هم می شود آن ظلم نه قابل تصور است. مگر اینکه معلوم شود مظلوم چه کس است و به چه چیزی ظلم شده و آن ظلم بر بشریت چگونه وارد شده. مسأله بسیار عمیق است روایت زیاد است اما درایت کجاست. افسوس که توفیقی نیست و گرنه آرزو داشتم یک ماه در این حدیث بحث کنم "انا مدینة الحکمة و علی بابها فمن اراد الحکمة فلیأتی الباب". فقط به یک صحیح قناعت می کنیم: "علی بن ابراهیم عن ابراهیم بن هاشم عن محمد بن ابی عمیر عن عمر بن أذینه عن ابی عبدالله علیه السلام: من عنده علم الکتاب علی بن ابی طالب".

http://s6.picofile.com/file/8199443350/ali.png

کتابی که: "و نزلنا علیک الکتاب تبیانا لکل شیء" است؛ مفهومی در عالم اعم از مفهوم شیء نیست، این کتاب تبیان لکل شیء است، شیء اطلاق دارد ولی با وجود این مُصدَّر به لفظ کل شده است.

کتابی که تبیان لکل شیءٍ است، که از دایره کل شیء ممکن نیست موجودی از ازل تا ابد خارج شود تمام علم این کتاب در سینه علی بن ابی طالب علیه السلام است.

سؤال مطرح می شود و سؤال عجیبی است:

نسبت "من عنده علم من الکتاب" با "عنده علم الکتاب" چیست؟

قبل از اینکه امام، در روایت بیان کند لازم است در ابتدا این سخن را باز کنم:

"من عنده علم من الکتاب" کیست؟ سلیمان بن داوود است و آصف وصی سلیمان: "قال الذی عنده علم من الکتاب أَنا آتیک به قَبل أَن یرتد إِلیک طرفک..."

اثر این "من تبعیضیه" اینست که منطق طیر پیش آن روشن است، "غدوها شهر و رواحها شهر" تحت فرمان او بود؛ این قدرت من عندده علم من الکتاب است..

بعد از امام سؤال کرد: قدر این، با آن کسی که عنده علم الکتاب است چقدر است؟ (سائل منزلت بین این دو را مسئولٌ عنه قرار داد) امام فرمود: به اندازه پشه ای که با بال خود از آب دریا بردارد. نسبت بال آن پشه با آب تمام دریا، نسبت ما بین "من عنده علم من الکتاب" که نسبت سلیمان بن داوود است با "عنده علم الکتاب" که علی بن ابی طالب است.

علی اینست... علی را اینچنین بشناسید... اینچنین به مردم معرفی کنید... ظلم به علی نکنید... و بیدار باشید و هوشیار.. مسئولیت فرد فرد شما سنگین است...

این بشری که حکمت اختصاصی او 9 جزء است که تمام بشریت از رسیدن به آنجا محروم است و طبق قاعده محروم است؛ چرا؟ اگر بخواید بدانید چرا 9 جزء حکمت فقط پیش اوست و دیگران از اولین تا آخرین سهم ندارند؟ آن حدیث را مطالعه کنید که: " من أخلص لله أربعین صباحا (نگوید جز برای او.. نبیند جز برای او... ننشیند جز برای او.. نایستد جز برای او... فکر نکند جز برای او...) جرت ینابیع الحکمة من قلبه الی لسانه" آنوقت ینابیع حکمت از قلبش بر زبانش جاری می شود. باید بدانید چه اخلاصی در او بود که تمام حکمت وجود، از مبدأ حکمت وجود یکسره به تمام اجزاء بر قلب مقدس او جاری شد.

علی بن ابی طالب این بود...

رفت از دنیا و کسی او را نشناخت و نه کسی او را می شناسد... اهل زمین فقط می رسند اما به کبر علی، و بی شک غُرُق است و لیاقت رسیدن ندارند؛ اهل آسمان می رسند، به جلالت علی؛ "کبیر فی الارض جلیل فی السماء" حال آن کبر چیست و جلالت چیست؟ بحثی مفصل دارد..!!

یک کلمه مانده است و آن کلمه نه در زمین روشن می شود و نه در آسمان روشن می شود، آن علی بن ابی طالب است و به عظمت علی نه اهل زمین می رسند و نه اهل آسمان، شاهدش بیان امام است: "کبیر فی الارض، جلیل فی السماء، عظیم عند الله سبحانه و تعالی" عظمت او فقط "عند ملیک مقتدر" است. آنجاست که تمام عالم وجود حقیر این شخصیت عظیم است.

اللهم صلی و سلم علی سیدالشهداء و المظلومین و ولی الأولیاء و امام الصدیقین و زین المؤمنین و یعسوب المسلمین، امیرالمؤمنین عدد ما فی علمک صلاة دائمة بداوم ملکک و سلطانک.

پی نوشت:

پیاده شده از قطعه سخنرانی حضرت آیت الله وحیدخراسانی (دام الله تعالی ظله)

۱ نفر پسندید

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

تبلیغات

محبوب ترین ها

پیوندهای سایت

نرم افزارهای مورد نیاز

‏‫‏‫